English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
chronologize U بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
In chronological order. U بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
chronicle U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronicled U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronicling U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronicles U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronology U شرح وقایع بترتیب زمانی علم ترتیب تاریخ
weighting U مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها
rain check <idiom> رد کردن درخواستی برای یک تاریخ معین و موکول آن به زمان دیگر
clock U باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clocks U باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
date time group U گروه تاریخ و زمان
chronologically U به ترتیب زمان یا تاریخ
sailing date U تاریخ شروع سفر دریایی زمان حرکت
backdates U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdate U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdating U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdated U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
christian era U مبداء تاریخ کشورهای مسیحی که از زمان تولد مسیح اغازمیگردد
post U که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
post- U که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
posts U که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
posted U که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
relative U پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
filing U 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
format U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
formats U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
banner page U صفحهای که در ابتدا با تاریخ و زمان و نام متن و نام مشخص چاپ گیرند و چاپ میشود
antedate U پیش از تاریخ حقیقی تاریخ گذاشتن
antedated U پیش از تاریخ حقیقی تاریخ گذاشتن
martyrology U تاریخ شهدا تاریخ شهدای مسیحی
antedated cheque U چک به تاریخ مقدم بر تاریخ واقعی صدور
antedates U پیش از تاریخ حقیقی تاریخ گذاشتن
bubble sort U روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand. U آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
fellow countryman U موافق کردن
live up to <idiom> U طبق خواسته کسی عمل کردن ،موافق بودن با ،سازش کردن با
no cigar <idiom> U موافق نبودن ،رد کردن
no deal <idiom> U موافق نبودن ،رد کردن
harmonised U موافق کردن هم اهنگ شدن
agree U موافقت کردن موافق بودن
harmonizes U موافق کردن هم اهنگ شدن
fall in U مطابقت کردن موافق شدن
harmonized U موافق کردن هم اهنگ شدن
harmonizing U موافق کردن هم اهنگ شدن
agreeing U موافقت کردن موافق بودن
harmonize U موافق کردن هم اهنگ شدن
agrees U موافقت کردن موافق بودن
harmonises U موافق کردن هم اهنگ شدن
harmonising U موافق کردن هم اهنگ شدن
respectively U بترتیب
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
exchanges U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
merge sorting algorithm U الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
exchange U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
hagiology U تاریخ مقدس تاریخ انبیاء
prehistory U ماقبل تاریخ تاریخ قبلی
dates U تاریخ گذاردن تاریخ گذاشتن
date U تاریخ گذاردن تاریخ گذاشتن
live up to one's principles U موافق مرام خود رفتار کردن
pragmatize U موافق دلائل عقلی تعبیر کردن
keep up with the times U موافق اوضاع و اداب روزرفتار کردن
chronological U بترتیب تاریخی
first in first out U بترتیب ورود
chronological U بترتیب وقوع
chronologic U بترتیب تاریخی
column major order U بترتیب ستونی
christcross row U بترتیب الفبانوشتن
last in first out U بترتیب عکس ورود
respective U بترتیب مخصوص خود
alphabeticaily U بترتیب حروف تهجی
puts U قراردادن تحمیل کردن بر
fix U تعیین کردن قراردادن
fixes U تعیین کردن قراردادن
put U قراردادن تحمیل کردن بر
putting U قراردادن تحمیل کردن بر
Act according to the previous procedure. U بترتیب گذشته عمل کنید
target date U زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
alphameric sequence U ترکیب حروف و اعداد بترتیب توالی
litigates U دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
biases U تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
litigate U دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
bias U تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
litigating U دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigated U دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
stick one's neck out <idiom> U مورد حمایت قراردادن ،ریسک کردن
post date U پیش تاریخ کردن
interrogated U مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogate U مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogating U مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogates U مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
sorts U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorted U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
historify U مورخ رسمی تاریخ نویس ل کردن
gathered U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justifications U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
justification U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gather U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
protohistory U تاریخ ماقبل تاریخ
semi processed data U داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
marshaled U مرتب کردن
tidiest U مرتب کردن
tidies U مرتب کردن
tidy U مرتب کردن
put straight U مرتب کردن
marshalled U مرتب کردن
regularized U مرتب کردن
marshaling U مرتب کردن
marshal U مرتب کردن
clean U مرتب کردن
graduate U مرتب کردن
arranging U مرتب کردن
cleans U مرتب کردن
fix up U مرتب کردن
regularizing U مرتب کردن
collating U مرتب کردن
to put to rights U مرتب کردن
regularizes U مرتب کردن
cleaned U مرتب کردن
to cleanvp U مرتب کردن
tidied U مرتب کردن
set in order U مرتب کردن
graduating U مرتب کردن
tidier U مرتب کردن
arranges U مرتب کردن
collate U مرتب کردن
to map out U مرتب کردن
lineup U مرتب کردن
collocates U مرتب کردن
order U مرتب کردن
draw up U مرتب کردن
graduates U مرتب کردن
concert U مرتب کردن
collated U مرتب کردن
concerts U مرتب کردن
collocating U مرتب کردن
clear up U مرتب کردن
cleanest U مرتب کردن
collocated U مرتب کردن
collocate U مرتب کردن
collates U مرتب کردن
regularize U مرتب کردن
arranged U مرتب کردن
tidying U مرتب کردن
regularising U مرتب کردن
marshals U مرتب کردن
regularised U مرتب کردن
regularises U مرتب کردن
arrange U مرتب کردن
straighten up <idiom> U مرتب کردن
loom time U مدت زمان بافت [از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
supplemented U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplementing U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplement U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplements U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
phototude U لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
line haul U زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
collating sort U مرتب کردن داده
data processing U مرتب کردن داده ها
pick up <idiom> U تمیز ،مرتب کردن
oscillating sort U مرتب کردن نوسانی
set U نهادن مرتب کردن
sets U نهادن مرتب کردن
tree sort U مرتب کردن درختی
block sort U مرتب کردن بلاکی
redd U مرتب کردن رهاساختن
square U مرتب کردن کلاه
selection sort U مرتب کردن گزینشی
bubble sort U مرتب کردن حبابی
ripple sort U مرتب کردن موجی
distributive sort U مرتب کردن توزیعی
shipshape U مرتب کردن منظم
reorder U دوباره مرتب کردن
insertion sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن
setting up U نهادن مرتب کردن
to fix up U مرتب کردن جادادن
squares U مرتب کردن کلاه
squared U مرتب کردن کلاه
squaring U مرتب کردن کلاه
internal sort U مرتب کردن درونی
quicksort U مرتب کردن سریع
multipass sort U مرتب کردن چند گذری
clear the decks <idiom> U همه جارا مرتب کردن
collections U و مرتب کردن در پایگاه داده
sorting network U شبکه مرتب کردن داده ها
multifile sorting U مرتب کردن چند فایلی
sequence U به ترتیب مرتب کردن دنباله
juxtaposition U مرتب کردن موضوعات در کنار هم
collection U و مرتب کردن در پایگاه داده
exchange sorting algorithm U مرتب کردن به روش حبابی
polyphase sort U مرتب کردن چند فازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com