English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 272 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sail U با کشتی حمل کردن
sailed U با کشتی حمل کردن
sailings U با کشتی حمل کردن
to take ship U با کشتی حمل کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
launch U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
interchange U مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged U مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges U مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging U مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
jetsam U کالایی که برای سبک کردن کشتی بدریا می ریزند
jetsam U کالایی که برای سبک کردن کشتی به دریا می ریزند
keel U حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
keel U حمال کشتی وارونه شدن یا کردن خط کف ناو
keels U حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
keels U حمال کشتی وارونه شدن یا کردن خط کف ناو
ballast U سنگ و شن در ته کشتی یا بالون ریختن سنگین کردن
charter U اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
chartered U اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
chartering U اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
charters U اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
stage U سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
stages U سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
ship U با کشتی حمل کردن فرستادن
ships U با کشتی حمل کردن فرستادن
wreck U لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wrecking U لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wrecks U لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
poop U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poop U گوزیدن باعقب کشتی تصادم کردن فریفتن
poops U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops U گوزیدن باعقب کشتی تصادم کردن فریفتن
capsize U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsized U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsizes U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsizing U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
balancing U حفظ عمق کشتی متعادل کردن عمق زیردریایی
salute U سلام کردن یا دست دادن دو کشتی گیر در اغازمبارزه
saluted U سلام کردن یا دست دادن دو کشتی گیر در اغازمبارزه
salutes U سلام کردن یا دست دادن دو کشتی گیر در اغازمبارزه
saluting U سلام کردن یا دست دادن دو کشتی گیر در اغازمبارزه
beach gear U وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
cargo documentation U بارنامههای کشتی بارنامه کردن
circumnavigate U دورتادورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی کردن
commissioning the ship U وارد خدمت کردن کشتی
commissioning the ship U فعال کردن کشتی
double leg pick up U زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
graving dock U اسکله مخصوص تمیز کردن ویا تعمیر نمودن کشتی
hunter track U مسیر اکتشافی کشتی مین یاب یا مامور کشف و خنثی کردن مین
imbark U در کشتی سوار کردن
innocent passage U مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
kentledge U چدن یااهن ریخته مخصوص سنگین کردن ته کشتی یابالون
langrage U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langrel U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langridge U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
letter of marque U پروانه دستگیر کردن کشتی بازرگانی دشمن و غارت کردن اتباع ایشان
plundrage U غارت کردن کالا ازعرشه کشتی
reship U دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
so strike one's flag U کشتی یادژی رابدشمن تسلیم کردن
staging base U پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
stowage U حق انبارداری انبار کردن کالا در کشتی
time charter U کرایه کردن موقت کشتی
to go for a sail U با کشتی بادی سفریاگردش کردن
to heave a ship down U کشتی رابرای پاک کردن بیک سوکشیدن یایک برکردن
to lay one on a ship U کشتی را در بندر توقیف کردن
to take off one U رفع توقیف از ورود و خروج کشتی کردن
to take ship U در کشتی سوار کردن
transfer loader U دستگاه پلکان خودکارمخصوص پیاده و سوار کردن بار از کشتی یا هواپیما
to outgo U حرکت کردن [به مقصدی] [کشتی]
to sail [for] U با کشتی بادی آغاز به سفر کردن [به]
Other Matches
topgallant U سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
scuppered U سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering U سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppers U سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper U سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
respondentia U وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
load line U خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
ship's manifest U صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
carry ship U کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
hawse U سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
gunroom U مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
supercargo U نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
dan runner U کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
waterline U خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
embarkation U بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
lazar housek U عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
bill of health U گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
usura maritima U دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout U جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
windjammer U یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
quarterdecks U عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdeck U عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yaw U انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed U انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
sailboat U کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboats U کشتی بادبانی کشتی بادی
overboard U از کشتی بدریا روی کشتی
piracy U هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
cartel ship U کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
free on boand U تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
orthodromics U کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromy U کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
semi naufragium U نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
prows U کشتی عرشه کشتی
prow U کشتی عرشه کشتی
keelage U حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
light ship U کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
dock receipt U قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
skeg U قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag U قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
wrestling U کشتی
argo U کشتی
decked U پل کشتی
vessels U کشتی
hulk U کشتی
carina U کشتی
decks U پل کشتی
deck U پل کشتی
sail ho! U کشتی !کشتی !
carinae U کشتی
ark U کشتی
bottom U کشتی
ships U کشتی
on the water U در کشتی
catch U کشتی کج
on shipboard U در کشتی
afloat U در کشتی
board U کشتی
boarded U کشتی
bottoms U کشتی
by water U با کشتی
ship haven U یک کش کشتی
Take a copper vessel, pour water in it and let it stay overnight U کشتی مس
foreship U سر کشتی
flattest U پل کشتی
flat U پل کشتی
on board a ship U در کشتی
puppis U کشتی دم
aft U در پس کشتی
bilge U اب ته کشتی
collier U کشتی
ship کشتی
on the sea U در کشتی
vessel U کشتی
hulks U کشتی
caboose U اشپزخانه کشتی
ship papers U اسناد کشتی
shipwreck U کشتی شکستگی
battleships U کشتی جنگی
battleship U کشتی جنگی
ship's master U افسرارشد کشتی
shipboard U پهلوی کشتی
ship propeller U پروانه کشتی
wreck U کشتی شکستگی
wrecks U کشتی شکستگی
matman U کشتی گیر
mate's receipt U رسیدکاپیتان کشتی
shipwrecks U کشتی شکستگی
wrecking U کشتی شکستگی
shipwrecked U کشتی شکستگی
shipper U محموله کشتی
ship safety U سلامت کشتی
shipboard U کنار کشتی
shipwright U کشتی ساز
steam ship U کشتی بخار
commercial marine U کشتی تجاری
commondo ship U کشتی نیروبر
steam boat U کشتی بخار
combatant vessel U کشتی جنگی
cockswain U پیشکارکارکنان کشتی
coal whipper U زغال کش کشتی
tonnage U فرفیت کشتی
bulkhead U تیغه در کشتی
bulkheads U تیغه در کشتی
bo's'n U افسر کشتی
cook house U اشپزخانه کشتی
stranding U به گل نشستن کشتی
steamer U کشتی بخار
lumber carrier U کشتی تیر بر
drillship کشتی حفاری
lumper U باربر کشتی
To launch a ship (boat). U کشتی به آب انداختن
steamship U کشتی بخاری
steamship U کشتی بخار
steamboat U کشتی بخار
bos'n U افسر کشتی
bosun U افسر کشتی
bosuns U افسر کشتی
sister ship U کشتی خواهر
sister ship U کشتی همسان
singlisticker U کشتی یک دگله
dockyards U تعمیرگاه کشتی
dockyard U تعمیرگاه کشتی
shipside U کنار کشتی
shipper U مسافر کشتی
shipowner U مالک کشتی
shipowner U صاحب کشتی
shipmaster U رئیس کشتی
shipload U بار کشتی
cargo boat U کشتی بارکش
cargo boat U کشتی باری
fob U تحویل کشتی
marker ship U کشتی نماینده
caulker U درزگیر کشتی
wrestling U کشتی گیری
catch as catch can U کشتی ازاد
castway U کشتی شکسته
carrying vessel U کشتی باربری
steamers U کشتی بخار
carina U کشتی حمال
cargo ship U کشتی باری
cargo liner U کشتی باری
shipboard U صحنه کشتی
ship handling U مانور با کشتی
amidships U درمیان کشتی
hulks U بدنه کشتی
hulks U تنه کشتی
afterdeck U عقب کشتی
affreightment U اجاره کشتی
aerographer U هواشناسی کشتی
aeroboat U کشتی طیار
ocean greyhound U کشتی تندرو
parent ship U کشتی مادر
stern U عقب کشتی
sterner U عقب کشتی
sternest U عقب کشتی
sterns U عقب کشتی
boat U کشتی کوچک
boats U کشتی کوچک
flagships U کشتی دریادار
flagship U کشتی دریادار
amid ships U درمیان کشتی
hulk U لاشه کشتی
hulk U بدنه کشتی
hulk U تنه کشتی
noah ark U کشتی نوح
noah's a U کشتی نوح
alee U پناهگاه کشتی
hulks U لاشه کشتی
patrol U کشتی اکتشافی
patrolled U کشتی اکتشافی
patrolling U کشتی اکتشافی
air ship U کشتی هوایی
patrols U کشتی اکتشافی
towing boat U کشتی یدک کش
galley U اشپزخانه کشتی
aboard U روی کشتی
on board a ship U سوار کشتی
hull U لاشه کشتی
pleasure boat U کشتی تفرجی
hull U بدنه کشتی
freight U کرایه کشتی
hulls U لاشه کشتی
wrestlers U کشتی گیر
on shipboard U سوار کشتی
naval U وابسته به کشتی
navies U کشتی جنگی
navy U کشتی جنگی
privateer U کشتی مسلح
packet boat U کشتی نامه بر
astern U درعقب کشتی
pancratist U کشتی گیر
passenger liner U کشتی مسافری
predial or prae U کشتی روستایی
passenger liner U کشتی مسافربری
pilotage U راهنمایی کشتی
wrestler U کشتی گیر
hulls U بدنه کشتی
ship building U کشتی سازی
wrestles U کشتی گرفتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com