English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lithoprint U با چاپ سنگی چاپ کردن عکس از روی چاپ سنگی برداشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stele U ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
stela U ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
calcify U اهکی یا سنگی کردن
underpin U پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpinned U پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins U پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
barrier reef U سد اب سنگی
rock fill dam U سد سنگی
lithoid U سنگی
stony U سنگی
petrous U سنگی
lithic U سنگی
petrean U سنگی
petrolsal U سنگی
equiponderance U هم سنگی
stoney U سنگی
clapper bridge U پل سنگی
monolithic U تک سنگی
paleolithic U پارینه سنگی
lithographs U چاپ سنگی
Stone Age U پارینه سنگی
rock salt U نمک سنگی
lithograph U چاپ سنگی
gabion U تور سنگی
paleolithic U دیرینه سنگی
lithographic print U چاپ سنگی
polyantography U چاپ سنگی
eolith U اسکله سنگی
mesolithic U میانه سنگی
autography U چاپ سنگی
layer of rock U لایه سنگی
stone work U کار سنگی
stone lining U پوشش سنگی
stone lining U روکش سنگی
lithography U چاپ سنگی
rock wash U پوشش سنگی
concretion U سنگی شدن
cordon U ازاره سنگی
stonework U ساختمان سنگی
cordons U ازاره سنگی
Lantern-cross U صلیب سنگی
layer of rock U طبقه سنگی
bracket U کژ پشت سنگی
stone U سنگ میوه سنگی
slingshot [American E] U تیر و کمان سنگی
lithography U روش چاپ سنگی
columnar basalt U ستونهای سیاه سنگی
checkstone U گیره سنگی کوهنوردی
aggregate U کلوخه مصالح سنگی
pertrosal bone U استخوان سنگی یاحجری
stones U سنگ میوه سنگی
bed rock ledge U لایه سنگی کف بستر
stoning U سنگ میوه سنگی
weather moulding U سنگی که اب باران راردمیکند
basaltic stratum U لایه سیاه سنگی
boulder well U چاه قلوه سنگی
breccia U جوش خرده سنگی
stone ballast U مصالح شکسته سنگی
en delit U میل ستون سنگی
catapult [British E] U تیر و کمان سنگی
dutch stonewall U دیوار سنگی هلندی
aggregates U کلوخه مصالح سنگی
hard pan U قشر سنگی شده
snowdrifts U تره تیزک سنگی
snowdrift U تره تیزک سنگی
high cross U [صلیب سنگی دوره آنگلوساکسون]
aggregate cement ratio U نسبت مواد سنگی به سیمان
stonewall formation U اسکلت پیادهای دیوار سنگی
dry mansory U [دیوار سنگی خشکه چین]
stone work U ساختمان سنگی بنایی با سنگ
photolighograph U عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
Celtic cross U [چلیپا سنگی تاریخی سلتی]
aguilla U [ستون هرمی شکل سنگی]
dripstone U سنگی که اب باران راردمیکند ابریز
greybeard U کوزه سنگی برای باده
obelisk U ستون هرمی شکل سنگی
obelisks U ستون هرمی شکل سنگی
herm U هرمس [تندیس سنگی چار پیکر]
hermes U هرمس [تندیس سنگی چار پیکر]
lithoidal U دارای شکل سنگ یا ساختمان سنگی
neolith U الت سنگی مربوط به عصرحجر جدید
dolmen U ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
stylolite U ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
paleolith U الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
his leg rested on a stone U پایش روی سنگی قرار گرفته بود
plant mix U مواد سنگی اغشته شده درماشین اسفالت
ballast U سنگینی شن و خرده سنگی که درراه اهن بکارمیرود
paleontologist U ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
acrolith U مجسمهای که سر و دست وپای ان سنگی و بقیه اش چوب باشد
reindeer U گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
acrolith U [مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
muller U سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
bedrock U سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
sisyphus U سیسیفوس که محکوم به غلتاندن سنگی بروی کوه بود
acrolithus U [مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
chromolithograph U عکس رنگی که بوسیله چاپ سنگی تهیه میشود
paleolithic U وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
terrane U طبقه سنگی که روی ان نوع سنگ خاصی تشکیل شده باشد
colluvim U تخته سنگی که در اثر شکاف سنگ وغیره غلتیده وبپای کوه افتاده
pillories U نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillorying U نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillory U نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pilloried U نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
herma U ستون هرمس :ستون سنگی چارپرکه پیکربربالای ان بود
parapet U حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
parapets U حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
stake U ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
staked U ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes U ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
over break U خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
warp-weighd loom U دارهای وزنی [این نوع دار در گذشته بیشتر بکار میرفته و در آن انتهای نخ های تار به وزنه های سنگی یا فلزی گره زده می شد.]
isodomun U [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon U [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
transcribe U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
commandeers U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
take off U برداشتن پرواز کردن هواپیما
warps U منحرف کردن تاب برداشتن
warped U منحرف کردن تاب برداشتن
photograph U عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
split U ترک برداشتن تقسیم کردن
photographed U عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
open U برداشتن پوشش یا باز کردن در
photographing U عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photographs U عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
opened U برداشتن پوشش یا باز کردن در
opens U برداشتن پوشش یا باز کردن در
warp U منحرف کردن تاب برداشتن
forborne U دست برداشتن تحمل کردن
removal U از بین بردن برداشتن پیاده کردن
lop U باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopping U باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lops U باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
notate U یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
lopped U باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
to d. up a liquid U مایعی را باچمچه ومانندان برداشتن یا خالی کردن
to make a long arm [برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
vasectomies U عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
vasectomy U عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
decollate U جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
takes U برداشتن
to pick up U برداشتن
ingether U برداشتن
ingather U برداشتن
countertrace U برداشتن از
removes U برداشتن
to mop up U برداشتن
sublate U برداشتن
take U برداشتن
flaws U مو برداشتن
flaw U مو برداشتن
removing U از جا برداشتن
removing U برداشتن
removes U از جا برداشتن
to pull off U برداشتن
remove U از جا برداشتن
pickup U برداشتن
delete U برداشتن
glom U برداشتن
to take up U برداشتن
deleted U برداشتن
lifts U برداشتن
deletes U برداشتن
to run away with U برداشتن
deleting U برداشتن
take up U برداشتن
pick up U برداشتن
lifting U برداشتن
remove U برداشتن
include U در برداشتن
includes U در برداشتن
lift U برداشتن
lifted U برداشتن
moistening U نم برداشتن
surmounting U ازمیان برداشتن
to have one's p taken U عکس برداشتن
to fly to arms U سلاح برداشتن
unmasking U نقاب برداشتن از
unmasks U نقاب برداشتن از
surmounts U ازمیان برداشتن
removing U برداشتن مهر
to sweep away U ازمیان برداشتن
surmount U ازمیان برداشتن
unveils U حجاب برداشتن
transcribed U رونوشت برداشتن
transcribing U رونوشت برداشتن
clearance U برداشتن مانع
uncap U سر پوش برداشتن از
polled U نمونه برداشتن
uncap U کلاه از سر برداشتن
resign U دست برداشتن
snap up U تند برداشتن
transcribes U رونوشت برداشتن
heave U خیز برداشتن
map U نقشه برداشتن از
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com