Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 38 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
discrete component
U
با مولفههای گسسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
microcomputer components
U
مولفههای ریزکامپیوتر
principal components method
U
روش مولفههای اصلی
components of displacement
U
مولفههای تغییر مکان
unpopulated board
U
تخته مداری که مولفههای ان باید توسط خریدار تهیه شوند
board computer
U
یک کامپیوتر که تمام مولفههای الکترونیکی ان روی یک برد قرار گرفته است
burn in
U
فرایندازمایش مدارها و مولفههای الکتریکی از طریق قراردادن انها در دمای زیاد یک کوره
fallout
U
خرابی مولفههای الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد
disjoint
U
گسسته
discontinuous
U
گسسته
dissociated
U
گسسته
incoherent
U
گسسته
discrete
U
گسسته
discrete data
U
داده گسسته
discrete device
U
دستگاه گسسته
discrete component
U
مولفه گسسته
discrete structures
U
ساختهای گسسته
discrete circuit
U
مدار گسسته
discontinuous chip
U
براده گسسته
disturbance climax
U
اوج گسسته
incoherence
U
گسسته گویی
discrete
U
مجزاکردن گسسته
cleavages
U
گسسته شدن
cleavage
U
گسسته شدن
disclimax
U
اوج گسسته
homolytic fission
U
گسسته شدن جور
homolytic cleavage
U
گسسته شدن جور
homolysis
U
گسسته شدن جور
heterolytic cleavage
U
گسسته شدن ناجور
helerolysis
U
گسسته شدن ناجور
gap grading
U
دانه بندی گسسته
discrete spectrum
U
طیف گسسته یا انفصالی
discrete programming
U
برنامه سازی گسسته
bond cleavage
U
گسسته شدن پیوند
broken traffic line
U
خط گسسته برای امد و شد
cleavage reaction
U
واکنش گسسته شدن
discrete mathematics
U
ریاضیات گسسته
[ریاضی]
acyl oxygen fission
U
گسسته شدن پیوند اسیل-اکسیژن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com