English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to polish off U با شتاب پرداخت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cyclotron U دستگاه شتاب دهندهای که دران ذرات باردار بعد از خروج از منبع توسط میدانهای الکتریکی شتاب میگیرند
subscribe U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
to make a hurry U شتاب کردن
to make haste U شتاب کردن
make a push U شتاب کردن
hying U شتاب کردن
to look sharp U شتاب کردن
hurries U شتاب کردن
hurry U شتاب کردن
skelpit U شتاب کردن
skelp U شتاب کردن
skeet U شتاب کردن
hie U شتاب کردن
hurrying U شتاب کردن
whirry U شتاب کردن
to come along U شتاب کردن
pelts U شتاب کردن ضربه
pelted U شتاب کردن ضربه
pelt U شتاب کردن ضربه
get a wiggle on <idiom> U عجله کردن با شتاب رفتن
to touch off U با شتاب درست کردن زودرسم کردن
progress payment U پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matt U فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matte U فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing U پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
usance U مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill U نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
launches U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launch U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fates U پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fate U پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage U کسری پرداخت کسر پرداخت
furbish U پرداخت کردن
burnish U پرداخت کردن
disbursing U پرداخت کردن
tumble U پرداخت کردن
tumbled U پرداخت کردن
tumbles U پرداخت کردن
pay off U پرداخت کردن
furbishing U پرداخت کردن
planish U پرداخت کردن
furbishes U پرداخت کردن
disburse U پرداخت کردن
disbursed U پرداخت کردن
furbished U پرداخت کردن
disburses U پرداخت کردن
burnishes U پرداخت کردن
scours U پرداخت کردن
pays U پرداخت کردن
polish U پرداخت کردن
buffer U پرداخت کردن
scoured U پرداخت کردن
scour U پرداخت کردن
paying U پرداخت کردن
pay U پرداخت کردن
polishes U پرداخت کردن
to finish off U پرداخت کردن
die burnish U پرداخت کردن حدیدهای
dabbing U پرداخت کردن سنگ
file U ساییدن پرداخت کردن
filed U ساییدن پرداخت کردن
giving U دادن پرداخت کردن
smoothing U صاف کردن پرداخت
gives U دادن پرداخت کردن
pay at sight U نقدا" پرداخت کردن
pay in advance U پیش پرداخت کردن
give U دادن پرداخت کردن
reimburse U باز پرداخت کردن
reimbursed U باز پرداخت کردن
reimburses U باز پرداخت کردن
curry U پرداخت کردن چرم
buff U با چرم پرداخت کردن
curries U پرداخت کردن چرم
payment in advance U پیش پرداخت کردن
reimbursing U باز پرداخت کردن
buffs U با چرم پرداخت کردن
pay off U تسویه کردن پرداخت
tax evasion U عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
advance U ترقی کردن پیش پرداخت
spot U کشف کردن اماده پرداخت
advancing U ترقی کردن پیش پرداخت
spots U کشف کردن اماده پرداخت
advances U ترقی کردن پیش پرداخت
To demand prompt payment. U تقاضای پرداخت فوری کردن
default U عدم پرداخت قصور کردن
defaulted U عدم پرداخت قصور کردن
defaulting U عدم پرداخت قصور کردن
defaults U عدم پرداخت قصور کردن
to huddle up a piece of work U کاریرا سرهم بندی کردن کاریرا با شتاب انجام دادن
scrawling U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
due bill U در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransom U وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransoms U وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
final shaving U پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
to suspend payment U پرداخت راموقوف کردن متوقف شدن
ro rub up U خمیر کردن پرداخت کردن
spends U پرداخت کردن خرج کردن
spend U پرداخت کردن خرج کردن
smooth the paint U رنگ کردن و پرداخت کردن
buff stick U بدان پیچیده است و برای پرداخت کردن بکار میبرند
carnet U اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
licence U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
compounding a felony U سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
claim for indemnification U ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
pelts U شتاب
speeding U شتاب
at full lick U با شتاب
expediency U شتاب
acceleration lane U خط شتاب
speed U شتاب
accelerators U شتاب
over hasty U پر شتاب
accelerator U شتاب
haste U شتاب
at leisure U بی شتاب
speeds U شتاب
pelt U شتاب
hie thee U شتاب کن
hustling U شتاب
pelted U شتاب
precipitation U شتاب
in a hurry U در شتاب
hustles U شتاب
hustled U شتاب
hustle U شتاب
acceleration U شتاب
expedience U شتاب
unhurried U بی شتاب
cursoriness U شتاب
hastiness U شتاب
unhurriedly U بی شتاب
in a hurried state U در حال شتاب
acceleration due to gravity U شتاب ثقل
hurriedness U شتاب زدگی
apparent gravity U شتاب ثقل
hurrying U راندن شتاب
acceleration coefficient U ضریب شتاب
accelerate U شتاب دادن
acceleration of free fall U شتاب گرانی
acceleration of gravity U شتاب گرانی
acceleration principle U اصل شتاب
apparent gravity U شتاب گرانی
acceleration space U فضای شتاب
acceleration time U زمان شتاب
acceleration of gravity U شتاب گرانش
post haste U با شتاب فراوان
accelerometer U شتاب سنج
acceleration of free fall U شتاب ثقل
impact acceleration شتاب ضربه ای
accelerating power U قدرت شتاب
dispatch U کشتن شتاب
despatching U کشتن شتاب
despatches U کشتن شتاب
despatched U کشتن شتاب
instantaneous acceleration شتاب لحظه ای
peremptory U شتاب امیز
retardation U شتاب منفی
accelerating U شتاب دادن
dispatched U کشتن شتاب
dispatches U کشتن شتاب
accelerating electrode U الکترود شتاب ده
accelerated particle U ذره با شتاب
hasty U شتاب زده
deceleration U شتاب منفی
accelerated U شتاب دادن
accelerates U شتاب دادن
precipitateness U شتاب زدگی
previousness U شتاب زدگی
initial acceleration U شتاب اولیه
deceleration U شتاب کاهنده
normal acceleration U شتاب قائم
speeding U میزان شتاب
speeding U شتاب کامیابی
speed U شتاب حرکت
speed U میزان شتاب
d. haste U شتاب زیاد
speed U شتاب کامیابی
negative acceleration U شتاب منفی
longitudinal acceleration U شتاب طولی
linear acceleration U شتاب خطی
electron acceleration U شتاب الکترون
acceleration of gravity U شتاب ثقل
centripetal acceleration U شتاب مرکزگرا
speeds U شتاب حرکت
tilts U شتاب پرتاب
tilted U شتاب پرتاب
speeds U میزان شتاب
transverse acceleration U شتاب عرضی
spatchcock U با شتاب جادادن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com