English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
barrel U با سرعت زیادحرکت کردن
barrels U با سرعت زیادحرکت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
speed ring U طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
combined speed indicator U عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
inflow ratio U نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
burning rate U سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
indicated airspeed U سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
drags U وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag U وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged U وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
machine number U عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
tachometer U اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
rate of flame propagation U سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
true air speed U سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
variable ratio U گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
muzzle velocity U سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
rate of pouring U سرعت سیلان سرعت جاری شدن
inputted U فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input U فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
support U CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle U خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
subsonic U با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerated U سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate U سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerating U سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerates U سرعت دادن سرعت گرفتن
spanked U با سرعت حرکت کردن
spank U با سرعت حرکت کردن
rates U سرعت ارزیابی کردن
spanks U با سرعت حرکت کردن
rate U سرعت ارزیابی کردن
mach hold U بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
checked U کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check U کم یا متوقف کردن سرعت بدن
to bolt U با سرعت زیاد حرکت کردن
checks U کم یا متوقف کردن سرعت بدن
zero wait state U که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
fleet U هدف متحرک با سرعت حرکت کردن
fleets U هدف متحرک با سرعت حرکت کردن
crossover U متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
air plot wind velocity U سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
cut off velocity U سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
transonic U سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
snaps U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
multitasking U همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking U همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
snap U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snapped U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snapping U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
fastest U وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted U وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts U وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast U وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
burn off U خسته کردن رقیب باگرفتن سرعت اولیه دوچرخه
floats U ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
stall out U کند کردن سرعت تخته موج تاموج بگذرد
float U ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
floated U ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
airspeeds U سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeed U سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed U سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
kill off U سرعت گرفتن غیرعادی درمسابقه دو استقامت برای خسته کردن حریفان
supersonic U هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
hot dog skiing U اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
command speed U سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed U سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed U سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate U سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
dragstrip U مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway U مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
isotach U خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
fastest U آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast U آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
calibrated air speed U سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
fasts U آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted U آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
tree U روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
decelerate U از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerated U از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerates U از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating U از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
high speed U با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
backbone U مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones U مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
communication U بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
speedy U سرعت
low velocity U کم سرعت
velocities U سرعت
swiftness U سرعت
liner velocity U سرعت
swiftly U به سرعت
low velocity U با سرعت کم
directly U به سرعت
tilt U سرعت
expeditiousness U سرعت
celerity U سرعت
fastnesses U سرعت
fastness U سرعت
terminal velocity U سرعت حد
tilted U سرعت
velocity U سرعت
tilts U سرعت
seepage velocity U سرعت زه اب
rapidity U سرعت
speeding U سرعت
fleety U به سرعت
accelerates U بر سرعت
accelerated U بر سرعت
accelerate U بر سرعت
paces U سرعت
accelerating U بر سرعت
acceleration U سرعت
pace U سرعت
rate U سرعت
paced U سرعت
speeds U سرعت
rates U سرعت
speed U سرعت
haste U سرعت
promptitude U سرعت
line speed U سرعت خط
speediness U سرعت
attack speed U سرعت تک
souic do U سرعت
apparent velocity U سرعت فاهری
rates U سرعت حرکت
surface speed U سرعت محیطی
motor speed U سرعت موتور
speed stability U پایداری سرعت
permissible velocity U سرعت مجاز
speed tests U ازمونهای سرعت
peculiar velocity U سرعت خاص
escape velocity U سرعت گریز
rates U سرعت کار
pen speed U سرعت قلم
escape velocity U سرعت فرار
speedometer multiplier U سرعت سنج
perceptual speed U سرعت ادراک
peripheral speed U سرعت محیطی
speedboating U قایقرانی سرعت
peak speed U حداکثر سرعت
phase speed U سرعت فاز
endurance time U سرعت مداوم
acceleration lane U خط سرعت گیری
expedite U سرعت بخشیدن
maximum speed U حداکثر سرعت
absolute velocity U سرعت مطلق
expedited U سرعت بخشیدن
fleetness U سرعت سیر
expedites U سرعت بخشیدن
to bolt U با سرعت دویدن
speed U سرعت حرکت
deep freeze U به سرعت منجمدکردن
speed U اندازه سرعت
flux U سرعت جریان
engin speed U سرعت موتور
flat out U حداکثر سرعت
flank speed U حداکثر سرعت
average speed U سرعت متوسط
phase velocity U سرعت فاز
speeding U سرعت حرکت
accelerometer U سرعت سنج
muzzle velocity U سرعت دهانه
mean velocity U سرعت متوسط
speeds U سرعت حرکت
flying speed U سرعت پرواز
no load speed U سرعت بی باری
phase velocity U سرعت موج
mean speed U سرعت متوسط
moderate speed U سرعت متعادل
wave celerity U سرعت موج
speed control U کنترل سرعت
speed characteristics U مشخصه سرعت
wave speed U سرعت موج
speed adjustment U تنظیم سرعت
wave velocity U سرعت موج
back-pedalled U به سرعت پسرفتن
back-pedal U به سرعت پسرفتن
back-pedalling U به سرعت پسرفتن
back-pedals U به سرعت پسرفتن
speed controls U نافم سرعت
speed of advance U سرعت پیشروی
moderate speed U سرعت متوسط
speeding U اندازه سرعت
scooting U سرعت داشتن
scooted U سرعت داشتن
speed indicator U سرعت نما
scoot U سرعت داشتن
orbital velocity U سرعت مداری
base speed U سرعت مبنا
operating speed U سرعت عملیاتی
speeds U اندازه سرعت
airspeed indicator U سرعت نما
friction velocity U سرعت اصطکاکی
on load speed U سرعت بار
wind speed U سرعت باد
final velocity U سرعت نهایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com