English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 11 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
I stayed at the hotel with some friends. U با دوستانم درهتل ماندم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
i stayed there for days U سه روز انجا ماندم
I went hungry last night . U دیشب گرسنه ماندم
put up at a hotel etc. <idiom> U درهتل یا خانه کسی ماندن
You are counted among my best friends. U شما را از بهترین دوستانم می شمارم
I drew blank every time . None of my tricks worked . U هر نقشی زدم نگرفت ( ناموفق ماندم )
To order a meal. U سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
No vacancies. U جاموجود نیست ( درهتل ؟رستوران وغیره )
i was filled with wonder U مرا شگفت امد متحیر ماندم
I foud myself in opposition to my friends on this question . U در مورد این موضوع نظریات مخالفی با دوستانم داشتم
i lost my friends U دوستان خود را از دست دادم دوستانم از من جدا شدند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com