English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lightning protection U با خاموش کننده مغناطیسی
magnetic blow out with U با خاموش کننده مغناطیسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
magnetic blow out U خاموش کننده مغناطیسی
magnetic blow out arrester U برقگیر با خاموش کننده مغناطیسی
magnetic blow out circuit breaker U کلید قدرت با خاموش کننده مغناطیسی
Other Matches
magnetic blowout U خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
extinguisher U خاموش کننده
silencers U خاموش کننده
extinctive U خاموش کننده
silencer U خاموش کننده
fire extinguishers U خاموش کننده اتش
fire extinguisher U خاموش کننده اتش
foam type fire extinguisher U دستگاه خاموش کننده اتش ازنوع کفی
magnetizing force U نیروی مغناطیسی کننده
magnetoresistive amplifier U تقویت کننده مغناطیسی
magnetic amplifier U تقویت کننده مغناطیسی
magnetic contactor U قطع کننده مغناطیسی کنتاکتور
magnetic amplifier U تقویت کننده مغناطیسی ترانسدورکتور
magnetic deflection field U میدان منحرف کننده مغناطیسی
magnetic induction U چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
audio U ماشین منتقل کننده سیگنالهای صوتی به نوار مغناطیسی
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
shutdown U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdowns U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
mediums U مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
soft U که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softer U که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
medium U مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
softest U که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
ferromagnetic material U هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tapes U پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tape U پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic ink character recognition U تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
degauss U پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
record U گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
tapes U پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
tape U پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
taped U پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
magnetic skin effect U جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
permalloy U خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
emission control U کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
magnaflux U نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
magnetic ritation U گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
magnetic reluctance U مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
magnetic deflector U یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic flow U فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic flux density U چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
dispersion U پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
magnetic nuclear resonance U تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
reluctivity U مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
magnetic flux U فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
quiescent U خاموش
on-off button U خاموش
on/off U خاموش
on/off light U خاموش
mumchance U خاموش
whist U خاموش
extinguished U خاموش
soundless U خاموش
h! U خاموش
off U خاموش
hist U خاموش
uncommunicative U خاموش
silent U خاموش
go out U خاموش شدن
turn out <idiom> U خاموش کردن
out- U خاموش کردن
Quiet!silence! U خاموش ( ساکت ) !
glumpy U خاموش وکدر
out U دستگاه خاموش
hush U خاموش کردن
extinguishable U خاموش کردنی
extinguish U خاموش کردن
spark arrester U جرقه خاموش کن
reserved U خاموش کم حرف
taciturn U کم سخن خاموش
tight-lipped U کم حرف خاموش
to switch off U خاموش کردن
out U خاموش کردن
out- U دستگاه خاموش
quaker's meeting U انجمن خاموش
silenced U خاموش شدن
silence U خاموش شدن
turn off U خاموش کردن
still U خاموش ساکت
turn-off U خاموش کردن
stiller U خاموش ساکت
stillest U خاموش ساکت
stills U خاموش ساکت
keep still U خاموش باش
snuff U خاموش شدن
silences U خاموش شدن
he did not open his lips U خاموش ماند
outed U خاموش کردن
outed U دستگاه خاموش
quietest U ساکن خاموش
quiet U ساکن خاموش
extinction U خاموش سازی
inactive status U خط مشی خاموش
inextinguishable U خاموش نشدنی
silencing U خاموش شدن
turn-offs U خاموش کردن
extinguishing U خاموش کردن
to put out U خاموش کردن
to dry up U خاموش شدن
to burn out U خاموش شدن
tight lipped U کم حرف خاموش
put out U خاموش کردن
quenchless U خاموش نشدنی
dout U خاموش کردن
tacit U مقدر خاموش
quenching U خاموش کردن
tight mouthed U کم حرف خاموش
to snuff out U خاموش کردن
suffocating U خاموش کردن
smothering U خاموش کردن
smothered U خاموش کردن
smothers U خاموش کردن
smother U خاموش کردن
to keep silence U خاموش شدن
extinguishes U خاموش کردن
suffocates U خاموش کردن
suffocated U خاموش کردن
to hold one's tongue U خاموش شدن
dry up U خاموش شدن
to keep silence U خاموش بودن
to stand mute U خاموش ماندن
suffocate U خاموش کردن
silencing U خاموش اتش قطع
snuff U خاموش سازی یافوت پف
quenches U خاموش کردن ترساندن
stifle U خاموش کردن فرونشاندن
turn off <idiom> U بستن ،خاموش کردن
stifles U خاموش کردن فرونشاندن
to laugh down U با خنده خاموش کردن
to smother a flame U شعله ای را خاموش کردن
inextinguishably U بطور خاموش نشدنی
stifled U خاموش کردن فرونشاندن
to shut down a reactor U راکتوری را خاموش کردن
to die out away off U خاموش شدن پژمردن
power U خاموش کردن یک وسیله
turn off U خاموش کردن یاشدن
powered U خاموش کردن یک وسیله
turn-off U خاموش کردن یاشدن
powering U خاموش کردن یک وسیله
powers U خاموش کردن یک وسیله
at pause U مکث کنان خاموش
turn-offs U خاموش کردن یاشدن
quench U خاموش کردن ترساندن
as hush as death U خاموش چون مردگان
quenched U خاموش کردن ترساندن
snub U سربالا خاموش کردن
silenced U خاموش اتش قطع
snuff U بافوت خاموش کردن
to blow out alamp U خاموش کردن چراغ
mum U سکوت شخص خاموش
mums U سکوت شخص خاموش
snubs U سربالا خاموش کردن
silence U خاموش اتش قطع
snubbing U سربالا خاموش کردن
snubbed U سربالا خاموش کردن
extinct U منسوخه خاموش شده
To dye ones hair. U موها را خاموش کردن
fight the fire U اتش خاموش کردن
turn out U باکلید خاموش کردن
fire engines U تلمبه اتش خاموش کن
silences U خاموش اتش قطع
to talk down U خاموش یاساکت کردن
his hope was snuffed out U چراغ امیدش خاموش شد
To extinguish a fire. U آتش را خاموش کردن
fire engine U تلمبه اتش خاموش کن
blinked U روشن خاموش شدن چراغها
still U ساکت کردن خاموش شدن
blinks U روشن خاموش شدن چراغها
light line U خط خاموش کردن چراغ خودروها
inextinct U از بین نرفته خاموش نشده
Turn off the light before you leave. U پیش از رفتن چراغ را خاموش کن
stanch U خاموش کردن ساکت شدن
smoldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulders U بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
to snuff out U در نتیجه گل گیری خاموش کردن
wordless U غیرقابل بیان با لغات خاموش
smouldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulder U بی اتش سوختن خاموش کردن
smolders U بی اتش سوختن خاموش کردن
strangle U یاد شده را خاموش کنید
stiller U ساکت کردن خاموش شدن
i pause for a reply U خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
stills U ساکت کردن خاموش شدن
radar silence U خاموش کردن موقتی رادارها
stillest U ساکت کردن خاموش شدن
smolder U بی اتش سوختن خاموش کردن
obmutescence U خاموش نشینی سکوت عمدی
blink U روشن خاموش شدن چراغها
to lie low U در باب کارخود خاموش بودن
power down U قطع برق خاموش کردن
beacon off U رادارتعقیب هدف خود را خاموش کن
smoldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
flash U شدت حرف که روشن و خاموش شود
flashed U شدت حرف که روشن و خاموش شود
bistable U که در موقعیت ممکن روشن و خاموش دارد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com