Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
He got the money from me by a trick.
U
با حقه وکلک پول را از من گرفت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
frame up
U
دوز وکلک
put across
U
دوز وکلک چیدن
monkey business
<idiom>
U
دوز وکلک ،حقه باز
eclipses
U
گرفت
eclipsed
U
گرفت
eclipse
U
گرفت
eclipsing
U
گرفت
solar eclipse
U
گرفت خورشید
tethanus
U
گرفت عضلانی
the wind rises
U
بادوزیدن گرفت
eclipe of the moon
U
ماه گرفت
dynamic dump
U
رو گرفت پویا
lunar eclipse
U
گرفت ماه
the doctor bled me
U
دکتراز من خون گرفت
dump
U
رو گرفت روبرداری کردن
since the outbreak of the war
U
از روزی که جنگ در گرفت
He was run over by a car.
U
اتوموبیل اورازیر گرفت
The police stopped me.
U
پلیس جلویم را گرفت
originals
U
که از آن می توان کپی گرفت
he prospered in his business
U
کارش بالا گرفت
he went his way
U
راه خودراپیش گرفت
irretraceable
U
که نتوان ردانرا گرفت
original
U
که از آن می توان کپی گرفت
She had a heart attack .
U
قلبش گرفت ( حمله قلبی )
It caught her eye . She took to it at once . She took a fancy to it .
U
نظرش را گرفت ( جلب کرد )
Accidents wI'll happen .
U
جلوی اتفاق رانتوان گرفت
It was engraved on my mind .
U
درزهنم نقش گرفت ( بست )
He went home on leave .
U
مرخصی گرفت رفت منزل
he talked himself hoarse
U
انقدرحرف زدکه صدایش گرفت
A surge of anger rushed over me .
U
سرا پایم را فرا گرفت
She was transported with joy .
U
شادی تمام وجودش را فرا گرفت
This idea took root in my mind.
U
این نظریه درفکرم ریشه گرفت
A wave of anger swept over the entire world .
U
موجی از خشم دنیا را فرا گرفت
Where can I contact Mr …. ?
U
کجا می شود با آقای ….تماس گرفت ؟
integrand
U
جملهای که باید تابع اولیه ان را گرفت
He was granted a grade promotion.
U
یک پایه ترفیع ( ارتقاء درجه ) گرفت
There is no fault to find with my work.
U
بهانه ای نمی توان بکار من گرفت
She mistook me for somebody else .
U
مرا با یکی دیگر عوضی گرفت
His wish was fulfI'lled.
U
آرزویش عملی شد (جامه عمل گرفت )
if
[when]
it comes to the crunch
<idiom>
U
وقتی که اجبارا باید تصمیم گرفت
[اصطلاح]
I have no fault to find with his work .
U
از کارش هیچ عیبی نمی توان گرفت
melchizedek
U
> ملکی صدق < کاهنی که ازابراهیم عشر گرفت
he prospered in his business
U
در کار خود کامیاب شد کارش رونق گرفت
commensurably
U
چنانکه بتوان بایک پیمانه اندازه گرفت
She resolved to give him a wide berth in future.
[She decided to steer clear of him in future.]
U
او
[زن]
تصمیم گرفت در آینده ازاو
[مرد]
دوری کند.
tantalus
U
تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت
As the debate unfolds citizens will make up their own minds.
U
در طول بحث شهروند ها خودشان تصمیم خواهند گرفت.
Accidents wI'll happen.
U
چلوی تصادف ( قضا وقدر ) رانمی توان گرفت
I'll call him tomorrow - no, on second thoughts, I'll try now.
U
من فردا با او
[مرد]
تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
air brush
U
برس و مکنده هوایی جهت گرفت پرز اضافی و ذرات زائد فرش
copyrights
U
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyright
U
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
the early bird catches the worm
<proverb>
U
کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
engels law
U
ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
the lancet was infected
U
نیشترالوده به میکرب شد نیشتر میکرب گرفت
purgation
U
روش باستانی دادرسی در CL که به موجب ان متهم بایستی دوازده تن ازهمسایگان را به بیگناهی خود به شهادت می گرفت ویااز طریق رفتن در اب جوش یا اب یخ یا اتش بیگناهی خودرا ثابت می کرد
twelve tables
U
الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
preemptive multitasking
U
حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com