English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Thank you for your support U با تشکر برای حمایت شما.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Thank you for your efforts. U با تشکر برای تلاش شما.
Thank you for your support U با تشکر برای پشتیبانی شما.
Thanks for calling back. U با تشکر برای تماس. [به کسی گفته میشود که فرد تلفن خود را جواب نداده و بعدا دوباره تماس می گیرد.]
price support U تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
protective duty U حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
prodos U سیستم عامل II APPLE که برای حمایت دستگاههای ذخیره انبوه و دستگاههای ذخیره فلاپی دیسک طراحی شده است
thank U تشکر
thankfulness U تشکر
thankyou U تشکر
gratefully U با تشکر
thanking U تشکر
acknowledgment U تشکر
gramercy U تشکر
thankyous U تشکر
thanked U تشکر
i thank you be half of U از طرف ... تشکر می کنم
A bare (thank you ) . U یک تشکر خشک وخالی
Thank you for your efforts. U با تشکر از زحمات شما.
abetment U حمایت
support U حمایت
aiding U حمایت
lee U حمایت
belay U حمایت
auspices U حمایت
in suppotrtof U به حمایت
advocation U حمایت
protection U حمایت
sponsorship U حمایت
protectorship U حمایت
aid U حمایت
patronage U حمایت
egis U حمایت
aided U حمایت
vindication U حمایت
to take under one's wing U حمایت کردن
protection U حراست حمایت
overprotection U حمایت مفرط
vindicating U حمایت کردن از
vindicates U حمایت کردن از
vindicated U حمایت کردن از
maintenance of membership U حمایت از عضویت
sustain U حمایت کردن از
sustained U حمایت کردن از
sustains U حمایت کردن از
defends U حمایت کردن
to agitate [for] U حمایت کردن
upholds U حمایت کردن از
uphold U حمایت کردن از
defending U حمایت کردن
defended U حمایت کردن
defend U حمایت کردن
vindicate U حمایت کردن از
maintrain U حمایت کردن از
to defend [from] U حمایت کردن [از]
belayer U حمایت کننده
emotional support U حمایت عاطفی
dynamic balay U حمایت متحرک
price support U حمایت قیمتی
protect U حمایت کردن
protecting U حمایت کردن
price support U حمایت قیمت
partisanship U هواخواهی حمایت
propugn U حمایت کردن از
maintenance U حمایت خرجی
shelters U محافظت حمایت
sheltering U محافظت حمایت
sheltered U محافظت حمایت
shelter U محافظت حمایت
covering a man U حمایت فوروارد
vindicable U حمایت کردنی
aided U حمایت کردن
support U حمایت کردن
vindicative U حمایت امیز
aid U حمایت کردن
self support U حمایت از خود
aiding U حمایت کردن
protects U حمایت کردن
belay on U علامت با طناب در حمایت
bring up U صعود با حمایت از بالا
espousing U شوهردادن حمایت کردن از
espouses U شوهردادن حمایت کردن از
espoused U شوهردادن حمایت کردن از
agricultural support policy U سیاست حمایت از کشاورزی
consumer protection U حمایت از مصرف کننده
protectionism U مکتب طرفدار حمایت
vindicatory U مربوط به دفاع و حمایت
environmetal protection U حمایت محیط زیستی
stand one's ground <idiom> U حمایت از جایگاه شخص
consumerism U حمایت از مصرف کننده
auspice U سایه حمایت توجهات
statolatry U حمایت ازقدرت مرکزی
stead U گذاشتن حمایت کردن
assist U پیوستن به حمایت کردن از
espouse U شوهردادن حمایت کردن از
assists U پیوستن به حمایت کردن از
assisting U پیوستن به حمایت کردن از
assisted U پیوستن به حمایت کردن از
protege U حمایت شده شاگرد
supportable U حمایت کردنی تاب اوردنی
maintained U حمایت کردن از مدعی بودن
consumer organization U سازمان حمایت از مصرف کنندگان
maintain U حمایت کردن از مدعی بودن
farm price supports U حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
protectionism U سیستم حمایت از تولیدات داخلی
protectionists U طرفدار حمایت از صنایع داخلی
protectionist U طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی
protectionist U طرفدار حمایت از صنایع داخلی
maintains U حمایت کردن از مدعی بودن
price support system U نظام قیمتهای حمایت شده
protectionists U طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی
price support U قیمت حمایت شده از طرف دولت
to stand by a person U از کسی پشتی یا حمایت یانگهداری کردن
in law U کسی که تحت حمایت قانون است
stick one's neck out <idiom> U مورد حمایت قراردادن ،ریسک کردن
thankworthy U قابل تشکر قابل شکر
out law U کسی که از حقوق و حمایت قانونی بهره مند نیست
kiosk U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
protect home judustry U حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
property in action U مال قابل مطالبه از طریق قانونی مالکیت مورد حمایت قانون
What followed was the usual recital of the wife and children he had to support. U سپس داستان منتج شد به بهانه مرسوم زن و بچه ها که او [مرد] باید از آنها حمایت بکند.
columnar and trabeated U [نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
badminton U بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
protectionism U دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
microsoft U بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
mercantilism U روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
to stand up for U پشتی یا حمایت کردن از طرفداری کردن از
suporting cells U یاختههای نگاهدارنده یاختههای حمایت کننده
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
drives U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
strategy U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
IrDA U روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link U روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
to give a knee to U حمایت کردن تایید کردن
stick up for <idiom> U کمک کردن ،حمایت کردن
asserting U حمایت کردن ازاد کردن
asserts U حمایت کردن ازاد کردن
assert U حمایت کردن ازاد کردن
asserted U حمایت کردن ازاد کردن
support U حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
narrative U یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
narratives U یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
recall U برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
Ackerman's function U تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
recalls U برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recalled U برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
c U استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
bins U محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
revenue tax U مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
no show U مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
iil U دستگاه کنترل برای برای تولیدات صنعتی و سیستمهای کامپیوتر
permanent U آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
teacloth U رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
teacloths U رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
bin U محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
grammar U امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
intubation U فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
opens U سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
HTTP U دستوری که جستجوگر برای درخواست وب سرور اینترنت برای اطلاعات صفحه وب میدهد
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
grammars U امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
double U استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
gather shot U ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
FDDI U اختصاری برای استاندارد FDD1 برای ارسال داده آنالوگ به صورت دیجیتال
doubled U استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
doubled up U استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
redundancies U بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
cold test U ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
scratch U حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
cat U استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
cats U استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
liberal education U اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
scratched U حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
opened U سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
scratches U حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
cold thrust U ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
scratching U حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
redundancy U بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
personal U متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
open U سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
feedback U اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
bread and point U سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
beta range U حدود تغییر گام ملخ در موتورتوربوپراپ برای تولید نیروی برای صفر یا منفی
haze U تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
invitations U عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
straight line coding U برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر
invitation U عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
wiring U ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
pork barrel U برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
executive information system U نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت
turnaround time U زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
precision U استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت
diagnostics U اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
Kaleida Labs U شرکت فروش واسط بین Apple و IBM برای تولید از برای نوشتاری چندرسانهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com