English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hold up U با اسلحه سرقت کردن
hold-up U با اسلحه سرقت کردن
hold-ups U با اسلحه سرقت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
steals U به سرقت بردن یا سرقت کردن
steal U به سرقت بردن یا سرقت کردن
inspection arms U سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
affricate سرقت کردن
lifts U سرقت کردن
purlion U سرقت کردن
commit theft U سرقت کردن
lifting U سرقت کردن
lift U سرقت کردن
lifted U سرقت کردن
housebreak U سرقت کردن
bandit U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
preyer U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
brigand U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
raider U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
robber U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
heister [American E] U دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
snaffle U دزدیدن سرقت کردن
burglarizing U سرقت مسلحانه کردن
attempting to steal U شروع کردن به سرقت
kidnaps U ادم سرقت کردن
kidnapped U ادم سرقت کردن
kidnap U ادم سرقت کردن
burglarize U سرقت مسلحانه کردن
burglarized U سرقت مسلحانه کردن
burglarizes U سرقت مسلحانه کردن
plagiarist U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarize U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarised U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarising U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizing U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarized U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizes U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarises U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
to sight gun U نشان کردن اسلحه
ranging U تنظیم کردن اسلحه
to decommission weapons U اسلحه ها را غیردایر کردن
to pack a weapon [colloquial] U اسلحه ای با خود حمل کردن
to be packing [heat] [colloquial] U اسلحه ای با خود حمل کردن
to carry a weapon U اسلحه ای با خود حمل کردن
to call to arms U اعلام دست به اسلحه کردن
cant U اسلحه را درهدفگیری کمی کج کردن
boresight U میزان کردن لوله و مگسک اسلحه در هدفگیری
nobbling U سرقت کردن سواستفاده کردن
nobbled U سرقت کردن سواستفاده کردن
nobble U سرقت کردن سواستفاده کردن
nobbles U سرقت کردن سواستفاده کردن
assembly U بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
thievery U سرقت
stealing U سرقت
thefts U سرقت
dishonest removal of property U سرقت
robberies U سرقت
larceny U سرقت
tpnd U سرقت
theft, pilferage, non delivery U سرقت
theft U سرقت
housebreaking U سرقت
affrication U سرقت
robbery U سرقت
attempted theft U سرقت ناتمام
contructive larcency U سرقت اعتباری
grand larceny U سرقت کبیره
open theft U سرقت مشهود
prowl U تکاپو سرقت
prowled U تکاپو سرقت
prowling U تکاپو سرقت
heists U دزدی سرقت
heist U دزدی سرقت
grand larceny U سرقت عظیم
aggravated theft U سرقت مشدد
lifting U سرقت ترقی
lift U سرقت ترقی
banditry U سرقت مسلح
stealer U مرتکب سرقت
attempted theft U شروع به سرقت
prowls U تکاپو سرقت
kidnapping U سرقت و دزدیدن
lifted U سرقت ترقی
lifts U سرقت ترقی
duff U سرقت گوسفند
kleptomaniac U عاشق سرقت
kleptomaniacs U عاشق سرقت
kleptomania U جنون سرقت
sacrilege U سرقت اشیاء مقدسه
stick up U سرقت مسلحانه سربرافراشتن
grand larceny U سرقت اموال پرقیمت
plagiarism U سرقت تالیفات یا اختراعات
sacrilege U سرقت ازاماکن مقدسه
pirate copy U نسخه سرقت شده
pirate disc U نسخه سرقت شده
stick-up U سرقت مسلحانه سربرافراشتن
stick-ups U سرقت مسلحانه سربرافراشتن
pirated edition U نسخه سرقت شده
expilation U سرقت مقرون به ازار
software piracy U سرقت نرم افزاری
robbery U سرقت مقرون به ازار یاتهدید
robberies U سرقت مقرون به ازار یاتهدید
weapons U اسلحه
unarmed U بی اسلحه
weapon U اسلحه
armless U بی اسلحه
bare handed U بی اسلحه
joyride U سرقت اتومبیل برای خوشگذرانی و تفریح
joyrides U سرقت اتومبیل برای خوشگذرانی و تفریح
armoury U اسلحه خانه
shooting iron U اسلحه گرم
armouries U اسلحه خانه
side arm U اسلحه کمری
misfired U گیرکردن اسلحه
pieces U اسلحه گرم
side arms U اسلحه کمری
repeating firearm U اسلحه خودکار
armouries U اسلحه قوزخانه
thumbing U شستی اسلحه
Ten firearms . U ده قبضه اسلحه
weapons U اسلحه حربه
piece U اسلحه گرم
antiaircraft U اسلحه ضد هوایی
single shot U اسلحه تک تیر
thumbs U شستی اسلحه
misfires U گیرکردن اسلحه
weapon U اسلحه حربه
thumb U شستی اسلحه
firearm U اسلحه گرم
armoury U اسلحه قوزخانه
misfire U گیرکردن اسلحه
light armed U سبک اسلحه
Elaborate U اسلحه بزرگ
arm U اسلحه گرم
weaponary U مربوط به اسلحه
armory U اسلحه خانه
armourer U اسلحه ساز
ordnance U اسلحه ومهمات
heavy armed U سنگین اسلحه
firearms U اسلحه گرم
stoppage U گیر در اسلحه
stoppages U گیر در اسلحه
cold steel U اسلحه سرد
maximum range U بردنهایی اسلحه
d. armour U اسلحه دفاع
triggers U ماشه اسلحه
thumbed U شستی اسلحه
trigger U ماشه اسلحه
fire arms U اسلحه ی گرم
weaponry U اسلحه سازی
holsters U جلد اسلحه
arm of precision U اسلحه دقیق
holster U جلد اسلحه
safety lock U ضامن اسلحه
armorer U اسلحه ساز
triggered U ماشه اسلحه
salami technique U سرقت مقادیر کوچکی ازدارایی بسیار زیاد
popper U اسلحه صدا دار
poppers U اسلحه صدا دار
velite U سرباز سبک اسلحه
light infantry U پیاده سبک اسلحه
cleaning rod U سمبه نظافت اسلحه
stock U دسته ابزار و اسلحه
armory U کارخانهء اسلحه سازی
muzzling U دهانه لوله اسلحه
muzzles U دهانه لوله اسلحه
muzzled U دهانه لوله اسلحه
chambers U خزانه فشنگ در اسلحه
magazines U مخزن خشاب اسلحه
magazine U مخزن خشاب اسلحه
to decommission weapons U اسلحه ها را از کار انداختن
muzzle U دهانه لوله اسلحه
armorer U نگهبان اسلحه زراد
biathlon U اسکی صحرانوردی با اسلحه
armor bearer U حامل اسلحه زرهدار
ordnance U مربوط به اسلحه و مهمات
lift fire U زیادکردن برد اسلحه
missiles U اسلحه پرتاب کردنی
To lay down ones arms . U اسلحه رابزمین گذاشتن
chamber U خزانه فشنگ در اسلحه
disassemble U بازکردن اسلحه یا موتور
missile U اسلحه پرتاب کردنی
gunrunner U قاچاقچی اسلحه و مهمات
The motor vehicle is covered by theft insurance. U این خودرو برابر سرقت بیمه شده است.
bore U قطر داخلی لوله اسلحه
arm U اسلحه دستهء صندلی یا مبل
firing pin U سوزن گلنگدن اسلحه اتشی
shooting position U حالت بدن و اسلحه در تیراندازی
bores U قطر داخلی لوله اسلحه
gunfighter U کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
free U کمی محدودیت نوع اسلحه
gun running U واردکردن اسلحه درکشوری بطورقاچاق
gun-running U واردکردن اسلحه درکشوری بطورقاچاق
caliber U قطر داخلی لوله اسلحه
freed U کمی محدودیت نوع اسلحه
light horse U سوار نظام سبک اسلحه
clangs U صدای بهم خوردن اسلحه
clanging U صدای بهم خوردن اسلحه
clang U صدای بهم خوردن اسلحه
freeing U کمی محدودیت نوع اسلحه
To drow ( pull ) a gun on some one . U بروی کسی اسلحه کشیدن
frees U کمی محدودیت نوع اسلحه
clanged U صدای بهم خوردن اسلحه
waifs U اموالی که سارق حین فراربیرون از محل سرقت به جامی گذارد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com