Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
ostracised
U
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracises
U
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracising
U
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracize
U
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracized
U
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracizes
U
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracizing
U
با اراء عمومی تبعید کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ostracism
U
تبعید با اراء عمومی
plebiscite
U
اراء عمومی
plebiscites
U
اراء عمومی
ostracizing
U
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracises
U
با اراء عمومی تبعیدکردن
poll
U
مراجعه به اراء عمومی
ostracising
U
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracizes
U
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracised
U
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracized
U
با اراء عمومی تبعیدکردن
polls
U
مراجعه به اراء عمومی
ostracize
U
با اراء عمومی تبعیدکردن
polled
U
مراجعه به اراء عمومی
pollster
U
متصدی اخذرای یا مراجعه به اراء عمومی
public opinion polling
U
استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
pollsters
U
متصدی اخذرای یا مراجعه به اراء عمومی
expotriate
U
به کشور دیگری تبعید کردن تبعید از وطن
exiling
U
شخص تبعید شده تبعید کردن
exile
U
شخص تبعید شده تبعید کردن
exiles
U
شخص تبعید شده تبعید کردن
exiled
U
شخص تبعید شده تبعید کردن
referenda
U
همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referendum
U
همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referendums
U
همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
petalism
U
تبعید پنجساله بوسیله نوشتن نام تبعید شونده در روی برگ زیتون
deportees
U
محکوم به تبعید یا اخراج تبعید شده
deportee
U
محکوم به تبعید یا اخراج تبعید شده
poll
U
تعداد اراء اخذ اراء
polls
U
تعداد اراء اخذ اراء
polled
U
تعداد اراء اخذ اراء
republic
U
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics
U
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
introduces
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
vote down
U
به اکثریت اراء رد کردن
vote
U
با اکثریت اراء تصویب کردن
voted
U
با اکثریت اراء تصویب کردن
votes
U
با اکثریت اراء تصویب کردن
banish
U
تبعید کردن
exiles
U
تبعید کردن
exiling
U
تبعید کردن
exiled
U
تبعید کردن
proscribe
U
تبعید کردن
deport
U
تبعید کردن
banished
U
تبعید کردن
proscribes
U
تبعید کردن
exile
U
تبعید کردن
proscribed
U
تبعید کردن
banishes
U
تبعید کردن
cast out
U
تبعید کردن
banishing
U
تبعید کردن
deporting
U
تبعید کردن
deports
U
تبعید کردن
deported
U
تبعید کردن
proscribing
U
تبعید کردن
abandon
رهاکردن تبعید کردن
canvass
U
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvasses
U
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvassing
U
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvassed
U
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
deporting
U
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deport
U
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deportation
U
تبعید و بیرون کردن فردخارجی از کشور
deports
U
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deported
U
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
general quarters
U
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
common hardware
U
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general porpose
U
کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders
U
دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
generalising
U
عمومی کردن
secularising
U
عمومی کردن
generalises
U
عمومی کردن
secularized
U
عمومی کردن
generalised
U
عمومی کردن
secularises
U
عمومی کردن
secularised
U
عمومی کردن
secularizing
U
عمومی کردن
generalize
U
عمومی کردن
generalizes
U
عمومی کردن
generalizing
U
عمومی کردن
secularizes
U
عمومی کردن
secularize
U
عمومی کردن
unanimity
U
اتفاق اراء
consensus
U
اتفاق اراء
consensus of opinion
U
اتفاق اراء
counting votes
U
استخراج اراء
by a unanimity vote
U
به اتفاق اراء
scrutineer
U
بازرس اراء
counting votes
U
شمارش اراء
tie vote
U
تساوی اراء
unanimously
U
به اتفاق اراء
by a unanimous
U
به اتفاق اراء
by a majority vote
U
به اکثریت اراء
poll
U
صورت اراء
polled
U
صورت اراء
unanimously
U
باتفاق اراء
tie vote
U
اراء مساوی
polls
U
صورت اراء
vox populi
U
اراء یا افکار مردم
consentaneous
U
دارای اتفاق اراء
to resort to referendum
U
بافکار عمومی مراجعه کردن
white primary
U
اخذ اراء مقدماتی حزبی
to browse
U
بررسی عمومی کردن
[علوم کامپیوتر]
publicising
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
demobilization
U
بر طرف کردن حالت بسیج عمومی
publicizing
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicizes
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicized
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicize
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
offending public decency
U
جریحه دار کردن عفت عمومی
publicised
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicises
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
exile
U
تبعید
relegation
U
تبعید
expulsions
U
تبعید
expulsion
U
تبعید
exiles
U
تبعید
deportation
U
تبعید
transportation
U
تبعید
exiled
U
تبعید
exiling
U
تبعید
resettlement
U
تبعید
proscription
U
تبعید
out lawry
U
تبعید
banishment
U
تبعید
ballots
U
رای مخفی مجموع اراء نوشته
balloted
U
رای مخفی مجموع اراء نوشته
ballot
U
رای مخفی مجموع اراء نوشته
banisher
U
تبعید کننده
transportation
U
بارکشی تبعید
proscription
U
تبعید محکومیت
deportable
U
قابل تبعید
resettle
U
مهاجرتاجباریبهمکانیدیگر تبعید
dp
U
بی مکان ومنزل تبعید شده
treating
U
جمع اوری اراء با رشوه یا غذا و مشروب دادن به رای دهندگان
service
U
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
serviced
U
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
consolidated dining facility
U
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
three-day retreat
U
گردهمایی سه روزه دور از مردم عمومی
[برای دعا کردن، درس دینی و عبادت]
transmigration
U
حلول روح مرده در بدن موجود زنده دیگری تبعید
denationalization
U
تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
dedication
U
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedications
U
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
expellee
U
افراد اخراجی از مملکت اخراج شدگان یا تبعید شدگان سیاسی تبعیدی
common carrier
U
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common control
U
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
ecumenic
U
عمومی
commoners
U
:عمومی
common
U
عمومی
commoners
U
عمومی
popular
U
عمومی
generals
U
عمومی
hackneyed
U
عمومی
rife
U
عمومی
outline
U
خط عمومی
outlined
U
خط عمومی
commonest
U
:عمومی
generic
U
عمومی
outlines
U
خط عمومی
common user
U
عمومی
outlining
U
خط عمومی
general
U
عمومی
commonest
U
عمومی
common
U
:عمومی
overt
U
عمومی
wider
U
عمومی
wide
U
عمومی
oecumenical
U
عمومی
public
U
عمومی
widest
U
عمومی
general porpose
U
عمومی
universal
U
عمومی
the public voice
U
عمومی
public cost
U
هزینه عمومی
uniform
U
عمومی متحدالمال
prevailing
U
عمومی متداول
general requirements
U
نیازهای عمومی
public goods
U
کالاهای عمومی
public finance
U
مالیه عمومی
public facilities
U
تسهیلات عمومی
alameda
U
گردشگاه عمومی
public expenditures
U
مخارج عمومی
public deposits
U
سپردههای عمومی
public domain
U
خط مشی عمومی
uniforms
U
عمومی متحدالمال
public enterprises
U
موسسات عمومی
public image
U
تصور عمومی
public information
U
اطلاعات عمومی
public institutions
U
موسسات عمومی
common hardware
U
قطعات عمومی
public network
U
شبکه عمومی
common grid
U
شبکه عمومی
public library
U
کتابخانه عمومی
collective call sign
U
معرف عمومی
checkup
U
معاینه عمومی
central war
U
جنگ عمومی
public law
U
حقوق عمومی
cameralistic science
U
مالیه عمومی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com