English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
federal banks U بانکهای فدرال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
information banks U بانکهای اطلاعاتی
commercial banks U بانکهای بازرگانی
member banks U بانکهای عضو
investment banks U بانکهای سرمایه گذاری
eurocheque U چک انگلیسی که قابل نقد کردن در بانکهای اروپایی میباشد
big five U پنج بانک معتبر انگلستان یعنی بانکهای میدلند
clearinghouse U سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
legal reserves U مقدار وجهی که بانکهای تجارتی طبق قانون باید نزد بانک مرکزی داشته باشند
federal U فدرال
Federal Attorney General U وزیر دادگستری فدرال
Federal Prosecutor General U وزیر دادگستری فدرال
Federal style U سبک معماری فدرال
federalize U فدرال شدن یا کردن
federalist U طرفدار دولت فدرال
f.b.i U اداره فدرال تحقیقات
federal reserve bank U بانک فدرال رزرو
federal reserve system U نظام فدرال رزرو
federal stock number U شماره فنی فدرال
federal reserve system U سیستم ذخیره فدرال
FBI U مخفف دفتر بازرسی فدرال
e c s c (european coal & steel commissio U فرانسه جمهوری فدرال المان ایتالیا
cannon U [ترکیبی از سبک های امپراتوری ناپلئون و فدرال]
member banks U در ایالات متحده کلیه بانکها براساس اساسنامه خود بایستی عضونظام فدرال رزرو در ایند
federal privacy act U قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com