English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
mistress of the seas U بانوی دریاها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the seven seas U دریاها
oceanography U شرح دریاها
freedom of seas U ازادی دریاها
thalassocrat U فرمانروای دریاها
mistress of the seas U سیده دریاها
neptune U خدای دریاها
thalassocracy U حکومت بر دریاها
right of search U حق بازرسی کشتی در دریاها
oversea U متعلق بماوراء دریاها
international law of the sea U حقوق بین الملل دریاها
sea power U نیروی دریایی کشور حاکم بر دریاها
Madonnas U بانوی من
Madonna U بانوی من
viscountcy U بانوی ویکنت
materfamilias U بانوی خانه
mistress of the house U بانوی خانه
duchesses U بانوی دوک
signora U بانوی محترمه
materfamilas U بانوی خانه
saleswoman U بانوی فروشنده
viscountess U بانوی ویکنت
viscountesses U بانوی ویکنت
duchess U بانوی دوک
saleswomen U بانوی فروشنده
baroness U بانوی بارون
baronesses U بانوی بارون
rectrix U بانوی کشیش بخش
hostess U زن مهماندار بانوی صاحبخانه
hostesses U زن مهماندار بانوی صاحبخانه
guinevere U زن ارتورپادشاه و بانوی لنسلت
chatelain U بانوی حاکم قلعه
peeress U زوجه سناتور بانوی اشرافی
peeresses U زوجه سناتور بانوی اشرافی
congresswoman U بانوی عضو کنگره امریکا
matron of honor U بانوی محترمه ملازم عروس
congresswomen U بانوی عضو کنگره امریکا
lady paramount U بانوی سرپرست مسابقه تیراندازی زنان
toastmistress U بانوی معرفی کننده ناطق سرمیز غذا
mothers help U زنی که بانوی خانه رادرپرستاری کودکانش یاری میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com