Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cantilever wing
U
بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clean aircraft
U
هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
incidence wires
U
وایرهای موربی در صفحه پایههای بین بال درهواپیماهای دو باله
triplane
U
هواپیمای سه باله
monoplane
U
هواپیمای یک باله
biplanes
U
هواپیمای دو باله
biplane
U
هواپیمای دو باله
triplane
U
هواپیمای سه طبقه یا سه باله
parasols
U
چتر افتابی هواپیمای یک باله
skid fin
U
باله موازنه در هواپیمای دوباله
parasol
U
چتر افتابی هواپیمای یک باله
drone
U
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droning
U
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drones
U
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droned
U
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
hull
U
بدنه یک هواپیمای دریایی
hulls
U
بدنه یک هواپیمای دریایی
hull column
پایه بدنه
back berm
U
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
shipboard aircraft
U
هواپیمای ناو پایه
unmanned aircraft
U
هواپیمای بدون سرنشین
counter berm
U
سکوی پایه خارجی خاکریز
autogiro
U
نوعی هواپیمای بدون بال
gonidium
U
یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
caban
U
طرز قرار گرفتن پایه هابصورت هرمی برای نگه داشتن بال بالای بدنه
unadulterated
U
بدون مواد خارجی
remotely piloted
U
هدایت شونده از راه دور هواپیمای بدون راننده
lead aircraft
U
هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
floater
U
هواپیمای بدون موتور سرویس ارام والیبال توپ باحرکت کند در هوا
air picket
U
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
neutral
U
بدون هیچ وضعیت یا در پایه یا ولتاژ 0
ectoplasm
U
طبقه خارجی سیتوپلاسم که بدون دانه و نسبتا سفت است برون مایه
auction sale without reserve
U
فروش به وسیله حراج بدون ذکر قیمت پایه
boostrap operation
U
عملکرد سیستم دینامیکی که دران سیکل اولیه به کمک نیرویا نیروهای خارجی شروع میشود ولی بدون ان ادامه مییابد
towing
U
به حرکت دراوردن هواپیمای بی موتور با هواپیمای موتوردار یا اتومبیل یا قرقره و طناب
positive externalities
U
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
auto cat
U
هواپیمای رله کننده هواپیمای واسطه مخابراتی
dive bomber
U
هواپیمای بمب افکن شیرجه هواپیمای عمودرو
self poise
U
تعادل بدون پایه یا پشیبان تعادل ناپایدار
bogey
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogies
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogeys
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
mine casemate
U
بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
exterior angle
U
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary
U
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity
U
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
escort aircraft
U
هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
notional aircraft
U
هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
fighters
U
هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
fighter
U
هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
flying crane
U
هواپیمای اخراجات هواپیمای جراثقال
air scout
U
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
buoyant mine case
U
بدنه مین شناور بدنه مین غوطه ور
foreign exchange
U
پول خارجی ارز خارجی
outwork
U
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
fin
U
باله
fins
U
باله
monoplane
U
یک باله
finny
U
باله دار
baleen
U
بال باله
flapped
U
باله هواپیما
forward lap
U
باله جلو
forelimb
U
باله جلو
flaps
U
باله هواپیما
fins
U
با باله مجهزکردن
tail fin
U
باله دم ماهی
fin
U
با باله مجهزکردن
flap
U
باله هواپیما
flippers
U
باله شنا
flipper
U
باله شنا
swim fin
U
باله شنا
multiplane
U
چند باله
vertical stabilizer
U
تیغه یا باله عمودی
rudder
U
باله عقب هواپیما
rudders
U
باله عقب هواپیما
hostile track
U
تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
pinule
U
بالچه باله فرعی ماهی
scalariform
U
شبیه ماهیان باله تیز
pinnule
U
بالچه باله فرعی ماهی
finny
U
پره دار مثل باله
paddling
U
با باله شنا حرکت کردن
paddled
U
با باله شنا حرکت کردن
paddle
U
با باله شنا حرکت کردن
paddles
U
با باله شنا حرکت کردن
wilson
U
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
marlinespike
U
ماهی باله نرم اعماق دریا
marlinspike
U
ماهی باله نرم اعماق دریا
whiting
U
ماهی نرم باله خوراکی اروپایی
external diseconomies
U
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
hatch beam
U
پایه دریچه پایه دهلیز
base width
U
عرض پایه پهنای پایه
exchanged stabilization fund
U
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
informally
U
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
U
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
U
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
decimals
U
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimal
U
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
flattest
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
U
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
U
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
Taoism
U
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
hydrofoils
U
سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
hydrofoil
U
سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
base piece
U
پایه پایه استقرار
parataxis
U
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
U
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unbranched
U
بدون انشعاب بدون شعبه
achylous
U
بدون کیلوس بدون قیلوس
unstressed
U
بدون اضطراب بدون کشش
offhand
U
بدون مقدمه بدون تهیه
compartments
U
بدنه
shaft
U
بدنه
compartment
U
بدنه
hull
U
بدنه
trunks
U
بدنه
bridge deck
U
بدنه پل
trunk
U
بدنه
housing
U
بدنه
hulls
U
بدنه
shafts
U
بدنه
casing
U
بدنه
casings
U
بدنه
body
U
بدنه
framework
U
بدنه
fuselages
U
بدنه
frameworks
U
بدنه
bodies
U
بدنه
fuselage
U
بدنه
contour
U
بدنه
socle
U
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
hulls
U
بدنه کشتی
motor casing
U
بدنه موتور
shelling
U
بدنه ساختمان
trunks
U
بدنه ستون
head
U
شبکه یا بدنه
hull
U
بدنه قایق
die stock
U
بدنه رنده
hull insurance
U
بیمه بدنه
stock
U
بدنه رنده
hull
U
بدنه کشتی
stocked
U
بدنه رنده
hulls
U
بدنه قایق
shell
U
بدنه ساختمان
shells
U
بدنه ساختمان
loop body
U
بدنه حلقه
cartridge shell
U
بدنه پوکه
buffer body
U
بدنه دافع
magnet case
U
بدنه اهنربا
white body
U
بدنه سفید
westwork
U
بدنه غربی
costa
U
تیغه در بدنه
fuselage
U
بدنه هواپیما
box type van body
U
بدنه صندوق
monohull
U
قایق با یک بدنه
fuselages
U
بدنه هواپیما
ground
U
اتصال بدنه
gate leaf
U
بدنه دریچه سد
fuselage refrence line
U
خط مبنای بدنه
shaft
U
بدنه چوبه
the body of a carriage
U
بدنه یک کالسکه
hulk
U
بدنه کشتی
hulks
U
بدنه کشتی
tige
U
بدنه ساقه
magnet housing
U
بدنه اهنربا
shafts
U
بدنه چوبه
auto body sheet
U
بدنه اتومبیل
automobile body sheet
U
بدنه اتومبیل
pressure hull
U
بدنه ضد فشار
pump casting
U
بدنه پمپ
elevator casing
U
بدنه بالابر
trunk
U
بدنه ستون
furnace body
U
بدنه کوره
to connect to frame
U
اتصال به بدنه
turbin casing
U
بدنه توربین
side wall of a lock
U
بدنه سد دریچهای
airframe
U
بدنه هواپیما
revetment
U
پوشش بدنه
monoplance
U
هواپیمایی یک باله هواپیمایی که یک جفت بال دارد
bottom line
U
طناب زیر بدنه
selected material
U
لایه بدنه راه
trimarans
U
قایق با 3 بدنه موازی
cartridge shell
U
بدنه پوکه فشنگ
seacock
U
شیرهای بدنه ناو
trimaran
U
قایق با 3 بدنه موازی
steering gear housing
U
بدنه جعبه فرمان
saddletree
U
بدنه چوبی زین
thallus
U
ساقه بدنه گیاه
aviation structural mechanic
U
مکانیک بدنه هواپیما
ideal energy radiator
U
رادیاتور بدنه سیاه
hull
U
بدنه کشتی یا دهلیزهای ان
engine block
U
قالب یا بدنه موتور
multihull
U
قایق با بیش از یک بدنه
freeboard
U
بدنه فوقانی ناو
trunk
U
تلگراف یا تلفن بدنه
hull down
U
بدنه پشت حفاظ
trunks
U
تلگراف یا تلفن بدنه
hulls
U
بدنه کشتی یا دهلیزهای ان
cocooning
U
روکش دادن بدنه هواپیما
heel
U
قسمت عقبی بدنه قایق
heels
U
قسمت عقبی بدنه قایق
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com