English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
seesaw U بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fluctuates U نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuate U نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated U نوسان کردن بالا وپایین رفتن
skips U بالا وپایین رفتن
teeters U بالا وپایین رفتن
teeter U بالا وپایین رفتن
skipped U بالا وپایین رفتن
teetered U بالا وپایین رفتن
teetering U بالا وپایین رفتن
skip U بالا وپایین رفتن
scend U در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
sewsaw U الله کلنگ بازی کردن
teetering U الله کلنگ بازی کردن
teeter U الله کلنگ بازی کردن
teetered U الله کلنگ بازی کردن
teeters U الله کلنگ بازی کردن
teeterboard U الله کلنگ
sewsaw U الله کلنگ
seesaw U الله کلنگ
hod U بالا وپایین پریدن
hods U بالا وپایین پریدن
dapping U نوعی صید ماهی با بالا وپایین بردن طعمه تا مماس اب شود
vertical U متن نمایش داده شده که بالا وپایین صفحه کامپیوتر حرکت میکند در هر لحظه یک خط
drop U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropping U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drops U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropped U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
lubber's hole U سوراخی در نوک کشتی نزدیک دگل که طناب دگل بوسیله ان بالا وپایین میرود
increases U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increase U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
soars U بالا رفتن
soar U بالا رفتن
soared U بالا رفتن
Mt U بالا رفتن
aspired U بالا رفتن
ascendance U بالا رفتن
Mts U بالا رفتن
aspiring U بالا رفتن
aspire U بالا رفتن
upwards <adv.> U به بالا [رفتن]
aspires U بالا رفتن
tacit collusion U حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
remounted U دوباره بالا رفتن
ascendible U قابل بالا رفتن از
bump U بالا و پایین رفتن
pole climbing U از تیر بالا رفتن
ascendable U قابل بالا رفتن از
remount U دوباره بالا رفتن
upwell U بطرف بالا رفتن
sewsaw U بالا و پائین رفتن
remounts U دوباره بالا رفتن
remounting U دوباره بالا رفتن
to increase [to, by] U بالا رفتن [به مقدار]
fire raising U بالا رفتن اتش
fire-raising U بالا رفتن اتش
casual uplift U بالا رفتن موقتی
climable U قابل بالا رفتن
heaving U بالا و پایین رفتن ناو
climbed U بالا رفتن از کوه یادرخت
climbing U بالا رفتن از کوه یادرخت
climbs U بالا رفتن از کوه یادرخت
climb U بالا رفتن از کوه یادرخت
swaying U بالا و پایین رفتن ناو
to whirl up U بطور چرخش بالا رفتن
to swirl up U بطور چرخش بالا رفتن
have money to burn <idiom> U پول از پارو بالا رفتن
capillarity U خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
fluctuable U مستعد بالا و پائین رفتن مواج
deal lift U بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
progressive rebate U تخفیفی که با بالا رفتن حجم خرید به درصد ان افزوده می گردد
hollo U بارک الله بافریاد تشریق کردن
holla U بارک الله بافریاد تشریق کردن
holloo U بارک الله بافریاد تشریق کردن
see-sawing U الا کلنگ بازی کردن
see-saws U الا کلنگ بازی کردن
see-sawed U الا کلنگ بازی کردن
see-saw U الا کلنگ بازی کردن
pussyfoot U دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step U رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
pillaring U بالا رفتن ستون دود به طورسریع تنوره کشیدن دود
To start from scratch. U از اول شروع کردن ( از اول بسم الله )
multiplier principle U اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
underclass U طبقه پست وپایین اجتماع
lower class U طبقه پست وپایین اجتماع
subclass U طبقه پست وپایین اجتماع
foremast U دگل جلو وپایین کشتی
forepeak U مخزن جلو وپایین کشتی
here goes U یا الله
allhail U یا الله
Allah U الله
right of god U حق الله
halloa U یا الله
god U الله
gods U الله
elevation tracking U دستگاه تعقیب صعود هواپیما تعقیب صعود یا بالا رفتن
please god U انشا الله
may it please god U انشا الله
alleluia U سبحان الله
aleatory U الله بختی
stochastic U الله بختی
passing away of oneself in god U فناء فی الله
messenger of god U رسول الله
sign of god U ایت الله
swoopstake U الله بختی
houses of God U بیت الله
flukey U الله بختکی
happy go lucky U الله بختی
house of God U بیت الله
beit so U انشا الله
of haphazard U الله بختی
god willing U انشا الله
flukily U بطوراتفاقی یا الله بختکی
amen U خداکند انشاء الله
Hurry up !Step on it ! Come on! U یا الله عجله نکن !
from A to Z <idiom> U از ب بسم الله تا م والسلام
hazardously U تصادفا" الله بختی
may U انشاء الله ایکاش
centaur U حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
centaurs U حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
pick کلنگ
hack U کلنگ دو سر
hacked U کلنگ
hack U کلنگ
hacks U کلنگ
picks U کلنگ دو سر
pick U کلنگ
pick U کلنگ دو سر
mattock U کلنگ دو سر
pickax U کلنگ
hacks U کلنگ دو سر
picks U کلنگ
hacked U کلنگ دو سر
potshot U تیر الله بختی انداختن
Congratulations ( to you ) . U انشاء الله مبارک است
in the name of god U بسم الله الرحمن الرحیم
Nothing ungoward ( unfortunate)I hope . U انشاء الله خیر است
providentially U از مشیت الهی من جانب الله
pickax U کلنگ روسی
pickaxes U کلنگ دوسر
see-sawing U الا کلنگ
pickaxe U کلنگ دوسر
pike U کلنگ دوسر
picked U کلنگ خورده
pecker U نوعی کلنگ
ice axe U کلنگ کوهنوردی
ice dagger U کلنگ یخ شکن
pickman U کلنگ دار
mandrel or dril U مرغک کلنگ
see-saws U الا کلنگ
pickax U با کلنگ زدن
piolet U کلنگ یخ شکن
pickaxe U کلنگ روسی
pickaxe U با کلنگ زدن
picks U کلنگ زدن
picks U کلنگ زدن و
pick U کلنگ زدن
see-saw U الا کلنگ
pickax U کلنگ دوسر
scarifying U کلنگ زنی
see-sawed U الا کلنگ
pick U کلنگ زدن و
pickaxes U با کلنگ زدن
mattock U کلنگ دوسر
mattock U کلنگ دو سر بکاربردن
pickaxes U کلنگ روسی
lottery U امر شانسی کار الله بختی
lotteries U امر شانسی کار الله بختی
randomly U بی منظوری پیشامد اتفاقی همینطوری الله بختکی
random U بی منظوری پیشامد اتفاقی همینطوری الله بختکی
toggle flip flop U الا کلنگ ضامنی
pkeman U کارگر کلنگ دار
One of these fin days . U انشاء الله یکی از این روزها ( قول آینده )
piolet U کلنگ دوسر ویژه کوهنوردی
pickets U کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
sapper U نقب زن سرباز کلنگ دار ونقب زن
picketed U کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
picket U کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
sappers U نقب زن سرباز کلنگ دار ونقب زن
to hinge up U به بالا کج کردن [مهندسی]
to tilt up U به بالا کج کردن [مهندسی]
to fold up U به بالا کج کردن [مهندسی]
uptilt U بطرف بالا کج کردن
to turn up [collar] U به بالا کج کردن [مهندسی]
To quibble and equivocate. U پشت هم اندازی کردن ( طفره رفتن ،دوپهلو صحبت کردن )
upthrust U بطرف بالا پرتاب کردن
bucks U بالا پریدن وقوز کردن
buck U بالا پریدن وقوز کردن
soufflTs U پف کردن یا بالا امدن غذا
elate U بالا بردن محفوظ کردن
souffle U پف کردن یا بالا امدن غذا
souffles U پف کردن یا بالا امدن غذا
boot out <idiom> U اخراج کردن ،کسی را مجبوربه ترک یا رفتن کردن
spinwriter U چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
you have no option but to go U چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
overestimate U غلو کردن دست بالا گرفتن
to reject something with a shrug [of the shoulders] U با شانه بالا انداختن چیزی را رد کردن
high ball U شوت کردن بالا توپ [فوتبال]
overestimated U غلو کردن دست بالا گرفتن
overestimates U غلو کردن دست بالا گرفتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com