Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
above the earth
U
بالای زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
aloft
U
در بالای زمین
aboveground
U
در بالای سطح زمین
cabin altitude
U
فشار کابین برحسب فشارمعادل ارتفاع بالای سطح زمین
drop shot
U
ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
suprapermafrost
U
ابهای زیرزمینی که بالای منطقه لایه منجمد زمین قرارمی گیرند
Other Matches
overhead clearance
U
حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
overhead cover
U
پوشش بالای سر روپوش بالای سر
pop
U
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pops
U
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped
U
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
crest clearing
U
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
transom
U
پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
talik
U
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john
U
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
over
U
بالای
over
U
بالای سر
over-
U
بالای
outreach
U
بالای سر
atop of
U
بالای
atop of
U
در بالای
over-
U
بالای سر
overhead
U
در بالای سر
above
U
بالای
oer
U
بالای
overhead
U
بالای سر
upping
U
بالای
upped
U
بالای
up
U
بالای
into the bargain
U
بالای ان
at the top of
U
در بالای
above
U
بالای سر
compass rose
U
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
U
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
U
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
in
U
بالای روی
over the horizon
U
بالای افق
in-
U
بالای روی
run over
<idiom>
U
حرکت از بالای
crowns
U
بالای هرچیزی
fan light
U
پنجره بالای در
crown
U
بالای هرچیزی
over the horizon
U
از بالای افق
mean high water
U
اب بالای میانگین
upstream
U
بالای رودخانه
plunging fire
U
اتش بالای سر
overhead stroke
U
ضربه از بالای سر
overhead cover
U
حفاظ بالای سر
knap
U
بالای تپه
mantel board
U
در بالای بخاری
crow's nest
U
بالای بلندی
overhead forehand
U
فورهند از بالای سر
overhead backhand
U
بک هند از بالای سر
pressure above the atmosphere
U
فشار بالای جو
uptown
U
بالای شهر
It passed over my head.
U
از بالای سرم رد شد
oer
U
بالای سر روی سر
fanlights
U
پنجره بالای در
on
U
بالای در باره
ridge piece
U
کش بالای شیروانی
rooftop
U
بالای بام
ridge tree
U
کش بالای شیروانی
up the street
U
بالای خیابان
fanlight
U
پنجره بالای در
roof tree
U
کش بالای شیروانی
ridge pole
U
کش بالای شیروانی
rooftops
U
بالای بام
flews
U
قسمت اویخته لب بالای سگ
headline
U
در بالای صفحه ریسمان
overwrite
U
بالای محلی نوشتن
spike over the block
U
ابشار از بالای دفاع
referee
U
داور بالای والیبال
refereed
U
داور بالای والیبال
intercepting ditch
U
ابرو بالای خاکبرداری
truck
U
کلاهک بالای دکل
trucked
U
کلاهک بالای دکل
trucking
U
کلاهک بالای دکل
trucks
U
کلاهک بالای دکل
overhead pass
U
پاس با دو دست از بالای سر
superlunary
U
واقع بر بالای ماه
referees
U
داور بالای والیبال
refereeing
U
داور بالای والیبال
aerospace projection operations
U
بالای منطقه عملیات
on station
U
پروازهواپیما بالای هدف
the sky is above us
آسمان بالای سر ماست
bartizan
U
کنگره بالای برج
headlines
U
در بالای صفحه ریسمان
chimney-head
U
[بالای دودکش کوره ای]
bed moulding
U
گچبری بالای کتیبه
high rate of interest
U
نرخ بالای بهره
pulpits
U
بالای منبر رفتن
pulpit
U
بالای منبر رفتن
aloft
U
سطوح بالا در بالای
tree house
U
خانه بالای درخت
rain water head
U
طشتک بالای ناودان
penthouses
U
اطاقک بالای بام
penthouse
U
اطاقک بالای بام
exoatmosphere
U
ترکش اتمی بالای جو
head water
U
بالای رودخانه بالارود
geomagnetism
U
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
U
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
gatehouse
U
اطاق یازندان بالای دروازه
top
U
ضربه به بالای توپ بیلیارد
bar
U
چوب افقی بالای مانع
up stream
U
بالارود در قسمت بالای نهر
bars
U
چوب افقی بالای مانع
ascender
U
قسمت بالای حروف کوچک
foretoppsail
U
بادبان بالای شراع صدر
gatehouses
U
اطاق یازندان بالای دروازه
on station
U
اماده باش بالای هدف
eyebrow
U
گچ بری هلالی بالای پنجره
roof garden
U
تفریح گاه بالای بام
Hertfordshire spike
U
[میل بالای مناره مارپیچ]
upper classes
U
وابسته به طبقات بالای اجتماع
upper class
U
وابسته به طبقات بالای اجتماع
eyebrows
U
گچ بری هلالی بالای پنجره
crossbar
U
چوب افقی بالای مانع
parhelic circle
U
هاله روشن بالای افق
cimborio
U
[برجک نورگیر بالای بام]
choir-loft
U
[بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
crossbars
U
چوب افقی بالای مانع
upstaged
U
وابسته به عقب یا بالای صحنه
upper edge of the net
U
نوار بالای تور والیبال
lunette
U
نعل اسب پنجره بالای در
black will take no other hue
U
بالای سیاهی رنگی نیست
head
U
دستشویی قایق بالای بادبان
high beam
U
نور بالای چراغ اتومبیل
high frequency region of a spectrum
U
ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
headers
U
کلمات در بالای صفحه متن
header
U
کلمات در بالای صفحه متن
stratopause
U
لایه اتمسفری در بالای استراتوسفر
to crset a hill
U
به بالای تپه ایی رسیدن
letterheads
U
عنوان چاپی بالای کاغذ
letterhead
U
عنوان چاپی بالای کاغذ
space above property
U
فضای قسمت بالای ملک
epigastrium
U
فوق المعده بالای شکم
tape
U
نوار پهن بالای تور
upstages
U
وابسته به عقب یا بالای صحنه
tapes
U
نوار پهن بالای تور
taped
U
نوار پهن بالای تور
upstaging
U
وابسته به عقب یا بالای صحنه
dome light
U
چراغ بالای طاق خودرو
fleche
U
میل بالای مناره مارپیچ
cornices
U
گچ بری زیر سقف یا بالای دیوار
specification
U
درجه بالای دقت یا مشخصات زیاد
cornice
U
گچ بری بالای دیوار زیر سقف
cornices
U
گچ بری بالای دیوار زیر سقف
vinculum
U
خط ترازی که بالای چند جمله می کشند
trochanter
U
برامدگی در بالای تنه استخوان ران
warp beam
U
چوب افقی بالای دار
[قالی]
outside passenger
U
مسافری که بیرون یا بالای دلیجان می نشیند
slope soaring
U
بلند شدن به هوا از بالای تپه
My bedroom is just above.
U
اطاق خواب من درست بالای اینجاست
barge-board
U
[تخته بالای سنتوری زیر سرپوش]
chimney-breast
U
[بالای دیوار شومینه به سمت دودکش]
on target
U
بالای اماج زمان روی هدف
gable
U
سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
deck house
U
اتاقهای بالای عرشه اصلی کشتی
midnight sun
U
خورشید بالای افق در نیمه شب تابستان
crotched
U
گویی که در مربع بالای میزبیلیارد است
aerospace
U
فضای هوایی بالای منطقه عملیات
net cord
U
کابل یا سیم بالای تور والیبال
ullage
U
حجم بالای سطح مایع تانک
topsides
U
قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
dais
U
سایبان یااسمانه بالای تخت پادشاه
styloipodium
U
گرده بالای میوه گیاهان چتری
calipash
U
قسمت بالای کاسه لاک پشت
minimum clearance
U
حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com