English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 36 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tiger balance U بالانس ببر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
handstand U بالانس
handstand U بالانس روی دست
handstands U بالانس
handstands U بالانس روی دست
balance U بالانس کردن
balance U تراز کردن متعادل کردن بالانس
balances U بالانس کردن
balances U تراز کردن متعادل کردن بالانس
headstand U بالانس سر
headstands U بالانس سر
press up U از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press-up U از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press-ups U از حالت زاویه به بالانس کشیدن
candlesticks U بالانس بایک شانه روی چوب موازنه
armstand dive U بالانس برگشت
armstand dive U شیرجه توام با بالانس
english hand balance U بالانس ژیمناست روی چوب موازنه
forearm balance U بالانس روی ساقهای دست
frog balance U بالانس قورباغهای
frog head balance U بالانس قورباغهای روی سر
hand balance U بالانس روی دست
inverted cross U بالانس صلیب
moore U 081 زیر بالانس
peach basket U ویمیک بالانس
salomon damper U خفه کن دینامیکی برای بالانس میل لنگ و از بین بردن نیرهای نوسانی
shoulder balance U بالانس شانه
static balance U بالانس ایستا
strelli U غلت عقب بطرف بالانس
swan balance U بالانس قو
swan support U بالانس قو
tiger press U حرکت از بالانس ساق دست به روی کف دست
torsional ballance U بالانس پیچشی
valdez U پرت بالانس از حالت نشسته
wide arm handstand U بالانس ژاپنی با دستهای فاصله دار
set off <idiom> U بالانس ایجاد کردن
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com