Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
At last she carried out her design .
U
بالاخره کارخودش را کرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
finally
U
بالاخره
sooner or later
<idiom>
U
بالاخره
last a
U
بالاخره
in fine
U
بالاخره
at the end
U
بالاخره
at long last
U
بالاخره
at length
U
بالاخره
lastly
U
بالاخره
In the long run right will out.
<proverb>
U
یق بالاخره آشکار مى شود .
wise up to
<idiom>
U
بالاخره فهمیدن واقعیت
At last I caught ( got) you .
U
بالاخره گیرت آوردم ( انداختم )
Fortune Knocks at least once at everymans gate.
<proverb>
U
خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
get around to
<idiom>
U
بالاخره زمان انجام کاری را یافتن
After all, she is your mother.
هرچه باشد بالاخره مادرت است.
four freedoms
U
دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
The pitcher goes so often to the well that it is b.
<proverb>
U
دلوى که به چاه فرو مى رود ,زمانى رسد که بالاخره بشکند.
He felt like he'd finally broken the jinx.
U
او
[مرد]
این احساس را میکرد که بالاخره طلسم را شکنده بود.
russian revolution
U
وقایعی که در فاصله سالهای 5091 تا 7191 درروسیه اتفاق افتاد و بالاخره به تشکیل دولت سوسیالیستی در ان کشور منجر شد
mercantilism
U
روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
south american revolution
U
انقلاب امریکای جنوبی نهضت سیاسی امریکای جنوبی در اوائل قرن 91 که به جنگ بین استقلال طلبان ان خطه با استعمارگران اسپانیایی و بالاخره استقلال این مستعمرات منجر شد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com