English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
high tension battery U باطری فشار قوی
high voltage battery U باطری فشار قوی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cabin pressure U فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin U اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve U شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system U سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure U فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
exchange battery U باطری
cells U باطری
cell U باطری
bettery U باطری
battery U باطری
capacitor U باطری
batteries U باطری
ideal galvanic cell U باطری ایده ال
battery backup U باطری پشتیبان
primery battery U باطری اولیه
battery box U جعبه باطری
battery charger U شارژر باطری
battery clamp U ترمینالهای باطری
solar battery U باطری افتابی
battery acid U اسید باطری
battery switch U کلید باطری
battery terminal U ترمینال باطری
thermal battery U باطری حرارتی
biasing battery U باطری بایاس
heating battery U باطری فیلامان
microphone battery U باطری میکروفن
lighting battery U باطری نور
ampere hour capacity U فرفیت باطری
main battery U باطری اصلی
mercury battery U باطری جیوهای
microbattery U باطری کوچک
accumulator battery U اکومولاتور باطری
low voltage battery U باطری فیلامان
poles U قطب باطری
pole U قطب باطری
oven battery U باطری کوره
dry pile U باطری قلمی
dry cell battery U باطری خشک
dry cell U باطری خشک
torch battery باطری قلمی
c battery U باطری شبکه
cotainer U جعبه باطری
cell tester U ازمایشگر باطری
cabin pressurization safety valve U شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio U نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic U دارای فشار یکسان خط هم فشار
point U قطبهای باطری یاپلاتین
grid bias battery U باطری بایاس شبکه
flashlight battery U باطری چراغ قوه
anode U قطب مثبت باطری
battery backup system U سیستم پشتیبان باطری
coke oven battery U باطری کوره ذغالی
internal battery U مقاومت داخلی باطری
battery box leg U پایه نگهدارنده باطری
cells U جزء اصلی باطری
anodes U قطب مثبت باطری
battery output U توان برونداد باطری
cells U پیل خانه باطری
batteries U باطری برجک توپ
clips U ترمینال باطری بست
clip U ترمینال باطری بست
cell U جزء اصلی باطری
cell U پیل خانه باطری
grid battery U باطری بایاس شبکه
clipped U ترمینال باطری بست
battery U باطری برجک توپ
traction battery U باطری وسیله نقلیه
clippings U ترمینال باطری بست
nickel cadmium battery U باطری الکتریکی نیکل کادمیوم
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
ignition battery U باطری سیستم جرقه زنی
hydrometer U وسیله ازمایش اسید باطری
chargers U دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
charger U دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
dynamo battery ignition unit U سیستم جرقه زنی دینام -باطری
grid U مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
grids U مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
cordless drill driver U دریل برقی [دریلی که با باطری کار می کند] [ابزار]
low head plant U نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
golf car U وسیله باطری دار برای حرکت دو بازیگر در زمین گلف
unbalanced cell U سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
piezoelectric U ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber U مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
boost charge U ولتاژ ثابت و اولیهای که به باطری داده میشود تا انرابرای استارت موتور اماده نگه دارد
high voltage transformer U ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level U سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure U فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears U متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
positive U قطب مثبت باطری الکتریسیته مثبت اری یا تصدیق می کنم
all mains receiver U گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
cordless screwdriver U پیچگوشتی برقی [پیچگوشتی که با باطری کار می کند] [ابزار]
hypobaric U مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system U شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
constant current U جریان مستقیم جریان ثابت باطری
bituminous paint U رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
pressures U فشار
back pressure U پی فشار
strain U فشار
pressuring U فشار
pressor U فشار زا
back iron U بن فشار
isopiestic U هم فشار
thrusts U فشار
isobare U هم فشار
weight U فشار
stroking U فشار با پا
distraint U فشار
press U فشار
thrusting U فشار
line of thrust U خط فشار
atmospheric pressure U فشار جو
fantod U فشار
hydraulic pressure U فشار اب
presses U فشار
pressing U فشار
low pressure U فشار کم
thrust U فشار
ice push U فشار یخ
stroked U فشار با پا
push U فشار
pushed U فشار
atmospheres U فشار جو
zips U فشار
pushes U فشار
bunt U فشار با سر
impacts U فشار
growing pains U فشار
zipping U فشار
brunt U فشار
zipped U فشار
exertion U فشار
exertions U فشار
violence U فشار
constraint U فشار
strokes U فشار با پا
stroke U فشار با پا
stressing U فشار
impact U فشار
atmosphere U فشار جو
stresses U فشار
pressure vessel U فشار
compression U فشار
total pressure U فشار کل
tension U فشار
stress U فشار
tensions U فشار
zip U فشار
sense of pressure U حس فشار
pressure curve U خم فشار
water pressure U فشار اب
isobars U تک فشار
strains U فشار
pressured U فشار
pressure U فشار
pressure sense U حس فشار
isobar U هم فشار
isobar U تک فشار
isobars U هم فشار
barometric pressure U فشار جو
critical pressure U فشار بحرانی
confined water U سفره اب با فشار
contact pressure U فشار تماسی
central head U فشار مرکزی
cost push U فشار هزینه
carebaria U احساس فشار در سر
high tension magneto U مگنت پر فشار
contact pressure U فشار تماس
center of pressure U مرکز فشار
hydraulic pressure U فشار هیدرولیکی
constant pressure U فشار ثابت
high tension U فشار قوی
high voltage line U خط فشار قوی
high pressure line U خط فشار قوی
high pressure area U منطقه پر فشار
high pressure U فشار زیاد
high tension line U خط فشار قوی
cost push U فشار قیمت
head loss U افت فشار
deflationary pressure U فشار انقباضی
external pressure U فشار برونی
external pressure U فشار خارجی
ciderpress U میوه فشار
high potential U فشار قوی
drag mark U محل فشار
ciderpress U سیب فشار
excess pressure U فشار اضافی
equilibrium vapor pressure U فشار به حد تعادل
equilibrium pressure U فشار تعادلی
end thrust U فشار محوری
electric tension U فشار الکتریکی
effective pressure U فشار موثر
edge pressure U فشار لبه
economic pressure U فشار اقتصادی
earth pressure U فشار خاک
dynamic pressure U فشار پویا
eyestrain U فشار باصره
centre of pressure U مرکز فشار
deflationary pressure U فشار ضدتورمی
diastolic pressure U فشار دیاستولی
group pressure U فشار گروهی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com