Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
primery battery
U
باطری اولیه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Ideal City
U
[شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
basic communication
U
گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
basic data
U
دادههای اولیه عناصر اولیه
restoration
U
احیا و مرمت فرش
[برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
basic issue list
U
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism
U
مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
battery
U
باطری
bettery
U
باطری
exchange battery
U
باطری
batteries
U
باطری
cells
U
باطری
cell
U
باطری
capacitor
U
باطری
battery acid
U
اسید باطری
cell tester
U
ازمایشگر باطری
battery backup
U
باطری پشتیبان
c battery
U
باطری شبکه
ampere hour capacity
U
فرفیت باطری
battery box
U
جعبه باطری
accumulator battery
U
اکومولاتور باطری
biasing battery
U
باطری بایاس
battery terminal
U
ترمینال باطری
battery switch
U
کلید باطری
battery clamp
U
ترمینالهای باطری
pole
U
قطب باطری
microbattery
U
باطری کوچک
microphone battery
U
باطری میکروفن
poles
U
قطب باطری
ideal galvanic cell
U
باطری ایده ال
solar battery
U
باطری افتابی
mercury battery
U
باطری جیوهای
heating battery
U
باطری فیلامان
low voltage battery
U
باطری فیلامان
torch battery
باطری قلمی
main battery
U
باطری اصلی
lighting battery
U
باطری نور
oven battery
U
باطری کوره
battery charger
U
شارژر باطری
thermal battery
U
باطری حرارتی
dry pile
U
باطری قلمی
dry cell battery
U
باطری خشک
cotainer
U
جعبه باطری
dry cell
U
باطری خشک
point
U
قطبهای باطری یاپلاتین
cells
U
پیل خانه باطری
anode
U
قطب مثبت باطری
traction battery
U
باطری وسیله نقلیه
batteries
U
باطری برجک توپ
anodes
U
قطب مثبت باطری
clips
U
ترمینال باطری بست
clippings
U
ترمینال باطری بست
clip
U
ترمینال باطری بست
battery
U
باطری برجک توپ
cells
U
جزء اصلی باطری
clipped
U
ترمینال باطری بست
internal battery
U
مقاومت داخلی باطری
high tension battery
U
باطری فشار قوی
grid bias battery
U
باطری بایاس شبکه
grid battery
U
باطری بایاس شبکه
flashlight battery
U
باطری چراغ قوه
high voltage battery
U
باطری فشار قوی
coke oven battery
U
باطری کوره ذغالی
battery output
U
توان برونداد باطری
battery box leg
U
پایه نگهدارنده باطری
cell
U
جزء اصلی باطری
battery backup system
U
سیستم پشتیبان باطری
cell
U
پیل خانه باطری
Please check the battery.
لطفا باطری را کنترل کنید.
nickel cadmium battery
U
باطری الکتریکی نیکل کادمیوم
hydrometer
U
وسیله ازمایش اسید باطری
ignition battery
U
باطری سیستم جرقه زنی
dynamo battery ignition unit
U
سیستم جرقه زنی دینام -باطری
chargers
U
دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
charger
U
دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
grids
U
مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
grid
U
مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
cordless drill driver
U
دریل برقی
[دریلی که با باطری کار می کند]
[ابزار]
golf car
U
وسیله باطری دار برای حرکت دو بازیگر در زمین گلف
unbalanced cell
U
سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
boost charge
U
ولتاژ ثابت و اولیهای که به باطری داده میشود تا انرابرای استارت موتور اماده نگه دارد
all mains receiver
U
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
positive
U
قطب مثبت باطری الکتریسیته مثبت اری یا تصدیق می کنم
cordless screwdriver
U
پیچگوشتی برقی
[پیچگوشتی که با باطری کار می کند]
[ابزار]
constant current
U
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
bituminous paint
U
رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
initials
U
اولیه
initialling
U
اولیه
initialled
U
اولیه
earliest
U
اولیه
early
U
اولیه
primeval
U
اولیه
first generation
U
اولیه
fundamental
U
اولیه
preliminaries
U
اولیه
preliminary
U
اولیه
primitive
U
اولیه
rudimentary
U
اولیه
elementary
U
اولیه
primal
U
اولیه
primary
U
اولیه
initialing
U
اولیه
initial
U
اولیه
dispersion
U
اولیه
basic
U
اولیه
raw
U
اولیه
basics
U
اولیه
initialed
U
اولیه
pre assembly
U
نصب اولیه
feed stock
U
مواد اولیه
pre load
U
بار اولیه
layouts
U
طرح اولیه
elementary cell
U
پیل اولیه
pre loading
U
بارگیری اولیه
first aids
U
کمکهای اولیه
first cost
U
هزینه اولیه
original
U
نسخه اولیه
originals
U
نسخه اولیه
prime
U
نخستین اولیه
primed
U
نخستین اولیه
primes
U
نخستین اولیه
layout
U
طرح اولیه
input unit
U
واحد اولیه
first notions
U
تصورات اولیه
integral
U
تابع اولیه
outline agreement
U
توافق اولیه
primary emission
U
صدور اولیه
primary industries
U
صنایع اولیه
breaking down train
U
راه اولیه
primary inputs
U
دادههای اولیه
primary inputs
U
نهادههای اولیه
primary storage
U
حافظه اولیه
skeleton agreement
U
توافق اولیه
master agreement
U
توافق اولیه
frame agreement
U
توافق اولیه
prototype
U
نمونه اولیه
primary electron
U
الکترون اولیه
input capacitor
U
خازن اولیه
velocities
U
سرعت اولیه
velocity
U
سرعت اولیه
parent
U
یکان اولیه
preliminiary work
U
کار اولیه
drawing key
U
طرح اولیه
prereduction
U
کاهش اولیه
primary body
U
جسم اولیه
cogging train
U
مسیر اولیه
primary center
U
مرکز اولیه
primary cognizance
U
شناختهای اولیه
input translator
U
مترجم اولیه
input frequency
U
فرکانس اولیه
input electrode
U
الکترود اولیه
input drift
U
رانش اولیه
input diode
U
دیود اولیه
input data
U
دادههای اولیه
input current
U
جریان اولیه
input coupling
U
تزویج اولیه
input coordinate
U
مختصات اولیه
input voltage
U
ولتاژ اولیه
input circuit
U
مدار اولیه
input function
U
تابع اولیه
input gap
U
فاصله اولیه
input transformer
U
ترانسفورماتور اولیه
input time
U
زمان اولیه
input terminal
U
ترمینال اولیه
input tape
U
نوار اولیه
input stage
U
طبقه اولیه
input signal
U
سیگنال اولیه
input reactance
U
راکتانس اولیه
input noise
U
پارازیت اولیه
input information
U
اطلاعات اولیه
input capacitance
U
فرفیت اولیه
input attenuation
U
دمفونگ اولیه
input attenuation
U
میرائی اولیه
initial cost
U
هزینه اولیه
initial condition
U
شرط اولیه
initial condition
U
شرایط اولیه
opening capital
U
سرمایه اولیه
initial capital
U
سرمایه اولیه
initial acceleration
U
شتاب اولیه
incunabula
U
مراحل اولیه
initial strength
U
استحکام اولیه
i.c.
U
حالت اولیه
initial level
U
سطح اولیه
initial mass
U
جرم اولیه
primery voltage
U
ولتاژ اولیه
input admittance
U
ادمیتانس اولیه
initialize
U
مقداردهی اولیه
initial velocity
U
سرعت اولیه
initial value
U
مقدار اولیه
initial reserves
U
ذخایر اولیه
initial point
U
نقطه اولیه
historical costs
U
هزینه اولیه
primeral borth
U
ابگوشت اولیه
scheme
U
طرح اولیه
inputted
U
سیگنال اولیه
primary storage
U
انباره اولیه
input
U
سیگنال اولیه
input
U
توان اولیه
stuff
U
ماده اولیه
raw statistics
U
امارهای اولیه
primary standard
U
استاندارد اولیه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com