English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
grate U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
furnishes U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnish U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
grater U شبکه اهنی
graters U شبکه اهنی
net U با تورگرفتن شبکه دارکردن
nett U با تورگرفتن شبکه دارکردن
nets U با تورگرفتن شبکه دارکردن
staffs U با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staff U با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staffed U با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
marinade U [ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
marinate U [ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
ferriferous U دارای مواد اهنی
truss bridge U پل دارای اسکلت اهنی
fraise U نرده دار کردن دهانه چیزی را گشادتر کردن
club car U واگن راه اهنی که دارای میزناهارخوری باشد
tool U مجهز کردن
equipping U مجهز کردن
busks U مجهز کردن
busking U مجهز کردن
equips U مجهز کردن
imps U مجهز کردن
busk U مجهز کردن
imp U مجهز کردن
equip U مجهز کردن
habilitate U مجهز کردن
busked U مجهز کردن
mechanizes U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanised U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
dight U اماده کردن مجهز کردن
reflectorize U مجهز به بازتابنده کردن
reflecterize U مجهز به بازتابنده کردن
masts U دیرک بادکل مجهز کردن
mast U دیرک بادکل مجهز کردن
to provide oneself U خودرا اماده یا مجهز کردن
prepare U مهیا ساختن مجهز کردن
prepares U مهیا ساختن مجهز کردن
preparing U مهیا ساختن مجهز کردن
ox fence U اغل کاو که دارای نرده یاپرچین باشد
oxer U اغل گاو که دارای نرده یاپرچین باشد
grid U بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
grids U بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
vesiculate U حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
furnish U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
lacevi U بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
fences U حفظ کردن نرده کشیدن
rail U نرده کشیدن توبیخ کردن
fence U حفظ کردن نرده کشیدن
wattle U نرده گذاری کردن بستن
picketed U نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets U نرده کشیدن مراقبت کردن
picket U نرده کشیدن مراقبت کردن
well founded U کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
well found U کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
inverting U معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
invert U معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
inverts U معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
screens U دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screening, screenings U دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screened U دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screen U دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
attaching U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attach U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
picketed U ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
pickets U ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picket U ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
personate U خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbs U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
incorporate U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize U جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporates U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
thread U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
reticulated U دارای شبکه سه بعدی فریف
penicillate U دارای شبکه توری فریف
reman U دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edges U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edge U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
wire glass U شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
wired glass U شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
inflames U دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifying U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifies U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortify U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflaming U دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame U دارای اماس کردن ملتهب کردن
catalyze U دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
directories U روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directory U روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
local area network U کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند. تمام ایستگاههای کاری شبکه محلی به سرور شبکه مرکزی وصل هستند و کاربران وارد آن می شوند
lan U کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند تمام ایستگاههای کار شبکه محلی به سرور شبکه اصلی متصل هستند و کاربران به آن سرور وارد می شوند
freaks U خط دارکردن رگه دارکردن
freak U خط دارکردن رگه دارکردن
reticulate U شبکه کردن مشبک
internetwork U تعدادی شبکه متصل بهم با استفاده از bridge و roater که به کاربر یک شبکه امکان دستیابی به هر منبع در شبکه دیگر بدهد
sorting network U شبکه مرتب کردن داده ها
grid current limiting U محدود کردن جریان شبکه
meshing U شبکه تور مانند یا مشبک کردن
meshes U شبکه تور مانند یا مشبک کردن
mesh U شبکه تور مانند یا مشبک کردن
bridges U وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridged U وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge U وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
racking U تمیز کردن شبکه توری اشغال گیر
reseau U شبکه بندی کردن عکس برای انطباق ان با نقشه
lattices U خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
distribute U چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
AUI connector U اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
lattice U خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
distributing U چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
distributes U چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
innervate U دارای پی کردن
sequential U پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
claim frame U فریم مخصوص برای مشخص کردن ایستگاه آغاز کننده شبکه
potentialize U دارای استعداد کردن
tinkle U دارای طنین کردن
personalize U دارای شخصیت کردن
gift U دارای استعداد کردن
tooth U دارای دندان کردن
vallum U دارای استحکامات کردن
tinkled U دارای طنین کردن
tinkles U دارای طنین کردن
castellate U دارای استحکامات کردن
hydrogenate U دارای هیدروژن کردن
personified U دارای شخصیت کردن
crenelate U دارای کنگره کردن
transistorize U دارای ترانسیتور کردن
nitrogenize U دارای نیتروژن کردن
varnishes U دارای فاهرخوب کردن
varnished U دارای فاهرخوب کردن
varnish U دارای فاهرخوب کردن
gifts U دارای استعداد کردن
personifying U دارای شخصیت کردن
insoul U دارای روح کردن
personify U دارای شخصیت کردن
vitaminize U دارای ویتامین کردن
nationalises U دارای ملیت کردن
personifies U دارای شخصیت کردن
crenellate U دارای کنگره کردن
hydroxylate U دارای هیدروکسیل کردن
rampart U دارای استحکامات کردن
populates U دارای جمعیت کردن
nationalising U دارای ملیت کردن
embrasure U دارای منفذ کردن
embrasures U دارای منفذ کردن
indexes U :دارای فهرست کردن
whipstitch U دارای مرز کردن
zigzag U دارای پیچ و خم کردن
nationalizing U دارای ملیت کردن
substantivize U دارای ماهیت کردن
zigzagged U دارای پیچ و خم کردن
varnishing U دارای فاهرخوب کردن
indexed U :دارای فهرست کردن
populating U دارای جمعیت کردن
index U :دارای فهرست کردن
populate U دارای جمعیت کردن
systemize U دارای همست کردن
nationalizes U دارای ملیت کردن
freckle U خال دارای کک مک کردن
tinkling U دارای طنین کردن
body U دارای جسم کردن
ensoul U دارای روح کردن
zigzags U دارای پیچ و خم کردن
nationalize U دارای ملیت کردن
zigzagging U دارای پیچ و خم کردن
fluoridate U دارای فلورید کردن
bodies U دارای جسم کردن
nationalised U دارای ملیت کردن
panes U دارای جام شیشه کردن
criss-crossed U دارای نقش چلیپایی کردن
tat U دارای حاشیه توری کردن
prong U دارای چنگک یا چنگال کردن
bedevil U دارای روح شیطانی کردن
bedevilled U دارای روح شیطانی کردن
tongues U گفتن دارای زبانه کردن
pane U دارای جام شیشه کردن
fulcrum U دارای نقطه اتکاء کردن
criss-crosses U دارای نقش چلیپایی کردن
ravine U دارای دره تنگ کردن
criss-cross U دارای نقش چلیپایی کردن
flyspeck U دارای لکه مگس کردن
ravines U دارای دره تنگ کردن
criss-crossing U دارای نقش چلیپایی کردن
sanitate U دارای لوازم بهداشتی کردن
wigs U دارای گیس مصنوعی کردن
wig U دارای گیس مصنوعی کردن
rehabilitates U دارای امتیازات اولیه کردن
to p a thing person with athing U کسی را دارای چیزی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com