English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
player U بازیکن
spieler U بازیکن
gamer U بازیکن
gamester U بازیکن
player U بازیکن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stymie U توپ گلف یک بازیکن در جلو توپ بازیکن دیگر
stymies U توپ گلف یک بازیکن در جلو توپ بازیکن دیگر
stymieing U توپ گلف یک بازیکن در جلو توپ بازیکن دیگر
stymied U توپ گلف یک بازیکن در جلو توپ بازیکن دیگر
round robin (tournament or contest) <idiom> U بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
players U بازیکن ها
spielers U بازیکن ها
gamesters U بازیکن ها
gamers U بازیکن ها
halfback U میان بازیکن
halfback U بازیکن میانه
cf U بازیکن مرکز
lineman U بازیکن خط جلو
linksman U گلف بازیکن
linemen U بازیکن خط جلو
player U هنرپیشه بازیکن ورزشی
seeded U بازیکن سابقه دار
quarterback U بازیکن خط حمله کارفرمایی کردن
quarterbacks U بازیکن خط حمله کارفرمایی کردن
shortstop U موقعیت بازیکن مدافع در داخل میدان
singleton U ورقی که در دست بازیکن نظیری ندارد
fielder U بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
losing game U بازی که باخت ان حتمی مینماید و خلق بازیکن را تنگ میکند
third base U موضع بازیکن برای دفاع منطقه دورپایگاه سوم دربازی بیس بال
following my lead U یک جور بازی که هر بازیکن را وادار میکنند هرکاری که استاد کرد او نیز بکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com