English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
g man U بازرس مخصوص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil U روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
inspector U بازرس
scrutineer U بازرس
inspector general U بازرس کل
line man U بازرس
examinator U بازرس
visitator U بازرس
keepers U بازرس
controller U بازرس
controllers U بازرس
keeper U بازرس
inspectors U بازرس
typefaces U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
scrutineer U بازرس اراء
scrutineer U بازرس ارا
proctor U بازرس دانشجویان
auditor general U بازرس کل سر حسابرس کل
comptroller U بازرس حسابداری
auditor U بازرس دفاترمحاسباتی
inspectoral U وابسته به بازرس ها
auditors U بازرس دفاترمحاسباتی
works inspector U بازرس کارگاه
wardens U نافر بازرس
lineman U بازرس خط اهن
linemen U بازرس خط اهن
gasman U بازرس معدن
works inspector U بازرس کارخانه
gasmen U بازرس معدن
warden U نافر بازرس
graphics U کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
censoring U بازرس مطبوعات و نمایشها
umpires U داوری عملیات بازرس
umpire U داوری عملیات بازرس
censor U بازرس مطبوعات و نمایشها
censored U بازرس مطبوعات و نمایشها
rummage U کاوش بازرس کشتی
censors U بازرس مطبوعات و نمایشها
inspectorship U سمت بازرس رسدبانی
inspectorial U وابسته بوفیفه بازرس
rummaging U کاوش بازرس کشتی
umpired U داوری عملیات بازرس
rummaged U کاوش بازرس کشتی
rummages U کاوش بازرس کشتی
umpiring U داوری عملیات بازرس
test protectors U بازرس ازمایشات کارایی شغلی
floorwalker U بازرس فروشگاه بزرگ خرده فروشی
auditors U حسابرس مفتش یا بازرس در شرکتهای سهامی
auditor U حسابرس مفتش یا بازرس در شرکتهای سهامی
trackwalker U بازرس ریل گذاری راه اهن
registering U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
visitors U بازرس و نافر شرکتها مامور بررسی وضع مجانین
visitor U بازرس و نافر شرکتها مامور بررسی وضع مجانین
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
technical observer U بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
embedded code U کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
dispersal airfield U فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
spot map U کروکی تصادف یا کروکی مشاهدات بازرس
aerospace projection operations U عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
specific U مخصوص
franchises U حق مخصوص
francs U حق مخصوص
extra special U مخصوص
franchise U حق مخصوص
favourites U مخصوص
favourite U مخصوص
favorites U مخصوص
special U مخصوص
franc U حق مخصوص
particulars U مخصوص
especial U مخصوص
particular U مخصوص
specifics U مخصوص
vest pocket U مخصوص
densities U جرم مخصوص
built in jack U جک مخصوص نصب
bluck density U وزن مخصوص
idiosyncrasies U حال مخصوص
idiosyncrasy U حال مخصوص
terminologies U اصطلاح مخصوص
specific gravities U وزن مخصوص
specific gravities U ورن مخصوص
special U مخصوص خاص
heavy-duty U مخصوص کارسنگین
specific gravity U وزن مخصوص
specific gravity U ورن مخصوص
chorea U تشنج مخصوص
maid in waiting U پیشخدمت مخصوص
specific U مخصوص معین
favorite U مخصوص سوگلی
favourite or vor U ویژه مخصوص
terminology U اصطلاح مخصوص
aide de camp U اجودان مخصوص
aide-de-camp U اجودان مخصوص
aides-de-camp U اجودان مخصوص
exempted station U یکان مخصوص
heavy duty U مخصوص کارسنگین
dry gap bridge U پل مخصوص اب بریدگی
deffered maintenance U نگهداری مخصوص
game U کامپیوتر مخصوص
specifics U مخصوص معین
proper U مخصوص مقتضی
density U جرم مخصوص
special sheaf U مروحه مخصوص
selective signalling U ارتباط مخصوص
resistivity U مقاومت مخصوص
unit weight U وزن مخصوص
general U معمولی و نه مخصوص
valetdechambre U پیشخدمت مخصوص
generals U معمولی و نه مخصوص
Afro pick شانه مخصوص فر
parts peculiar U قطعات مخصوص
special corrections U تصحیحات مخصوص
special session U جلسه مخصوص
special services U خدمات مخصوص
specific capacity U فرفیت مخصوص
special passport U پاسپورت مخصوص
specific energy U انرژی مخصوص
specific resistivity U مقاومت مخصوص
specific search U شناسایی مخصوص
specific weight U وزن مخصوص
special drawing right U حق برداشت مخصوص
special damage U خسارت مخصوص
bolt U پیچ مخصوص قفل کردن در
specially U مخصوص خاص
marque U مدل مخصوص
marque U علامت مخصوص
low resistivity U مقاومت مخصوص کم
special troops U یکانهای مخصوص
idoneous U مختص مخصوص
idiocrasy U حالت مخصوص
habiliments U لباس مخصوص
specific electrical conductivity U هدایت الکتریکی مخصوص
lady-in-waiting U مستخدمه مخصوص ملکه
respective U بترتیب مخصوص خود
slang U بزبان یا لهجه مخصوص
tacamahac U بلسان مخصوص بخورمعطر
subcaliber range U میدان تیر مخصوص
spitton U فرف مخصوص تف کردن
nursery rhyme U اشعار مخصوص کودکان
podium U بالکن جایگاه مخصوص
specific permeability U قابلیت نفوذ مخصوص
handrails U نرده مخصوص دستگیره
podiums U بالکن جایگاه مخصوص
nursery rhymes U اشعار مخصوص کودکان
handrail U نرده مخصوص دستگیره
lady in waiting U مستخدمه مخصوص ملکه
a special menu U صورت غذای مخصوص
red carpet U علامت پذیرایی مخصوص
jemmy U دیلم مخصوص دزدان
jemmies U دیلم مخصوص دزدان
lecterns U میز مخصوص قرائت
lectern U میز مخصوص قرائت
hollers U صدای مخصوص هر حیوان
hollering U صدای مخصوص هر حیوان
hollered U صدای مخصوص هر حیوان
ladies-in-waiting U مستخدمه مخصوص ملکه
kitchen gardens U باغ مخصوص سبزیکاری
kitchen garden U باغ مخصوص سبزیکاری
prerogatives U امتیاز مخصوص حق ارثی
prerogative U امتیاز مخصوص حق ارثی
tacamahaca U بلسان مخصوص بخورمعطر
gasket U نوعی ابزار مخصوص
target arrow U تیر مخصوص تیراندازی
towline U طناب مخصوص صیدبالن
holler U صدای مخصوص هر حیوان
special weapons U جنگ افزار مخصوص
freestone U سنگ مخصوص تراش
opiumden U محل مخصوص تریاکها
cycle spanner U اچار مخصوص تعمیردوچرخه
cuisse U زره مخصوص ران
pack saddle U زین مخصوص بار
cuish U زره مخصوص ران
crewel U نخ تابیده مخصوص قلابدوزی
conductibility U ضریب هدایت مخصوص
particle density U وزن مخصوص حقیقی
columbia round U تیراندازی مخصوص زنان
catcher's box U محوطه مخصوص توپگیر
cargo liners U خط کشتیرانی مخصوص بار
canalboat U قایق مخصوص کانال
opera glass U دوربین مخصوص اپرا
dry density U وزن مخصوص خشک
one horse U مخصوص یک اسب بی مایه
g suit U لباس مخصوص هوانوردی
harrier U تازی مخصوص شکارخرگوش
fisherman's bend U گره مخصوص قایقرانی
finishing limes U اهک مخصوص اندود
insulativity U مقاومت ایزولاسیون مخصوص
jacklight U نورافکن مخصوص ماهیگیری
klister U واکس مخصوص کف اسکی
exception reporting U گزارش گیری مخصوص
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com