English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
available payload U بازده قابل استفاده وسیله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
interserviceable U قابل استفاده به وسیله چندقسمت یا چند نوع یکان وسیله چند یکانی
acceptance credit U اعتبار قابل استفاده به وسیله قبولی نویسی
hand-held U وسیله کوچکی که در دست جا میشود براس اسکن عکسهای کوچک و رسم خط و تبدیل آنها به تصاویر گرافیکی که قابل استفاده در کامپیوتر هستند
performance U کار وسیله یادستگاه بازده عمل
performances U کار وسیله یادستگاه بازده عمل
collective goods U کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
communication U مجموعه اصلی از برنامه ها که پروتکل ها را رعایت می کنند.کنترل کنندههای فرمت و وسیله و خط برای نوع وسیله یا خط استفاده میشود
recoverable item U وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end U طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
archival quality U مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
phases U وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phased U وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phase U وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
defect skipping U روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
reed U شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
presumable U قابل استنباط قابل استفاده
recoverable item U وسیله قابل اخراجات
handy <adj.> U قابل استفاده
handiest U قابل استفاده
handy [useful] <adj.> U قابل استفاده
handier U قابل استفاده
expedient <adj.> U قابل استفاده
beneficial <adj.> U قابل استفاده
valuable <adj.> U قابل استفاده
fit for use U قابل استفاده
advantageous <adj.> U قابل استفاده
exploitable U قابل استفاده
helpful <adj.> U قابل استفاده
applicatory <adj.> U قابل استفاده
utilitarian [useful] <adj.> U قابل استفاده
utile [archaic] [useful] <adj.> U قابل استفاده
usable <adj.> U قابل استفاده
appropriate [for an occasion] <adj.> U قابل استفاده
convenient <adj.> U قابل استفاده
functional <adj.> U قابل استفاده
operational U قابل استفاده
proper <adj.> U قابل استفاده
purpose-built <adj.> U قابل استفاده
serviceable <adj.> U قابل استفاده
purposeful <adj.> U قابل استفاده
purposive <adj.> U قابل استفاده
serviceable U قابل استفاده
allowable U قابل استفاده
utilizable <adj.> U قابل استفاده
utilisable [British] <adj.> U قابل استفاده
applicable <adj.> U قابل استفاده
practical <adj.> U قابل استفاده
suitable <adj.> U قابل استفاده
practicals U قابل استفاده
profitable U قابل استفاده
practicable <adj.> U قابل استفاده
useful <adj.> U قابل استفاده
horn socket [وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
solid U خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
device U لیستی از تقاضاهای کاربران یا برنامه ها برای استفاده از یک وسیله
solids U خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
end user U شخصی که از وسیله یا برنامه یا محصول استفاده خواهد کرد
manual U کتابچهای که نحوه استفاده از سیستم یا وسیله را نشان میدهد
devices U لیستی از تقاضاهای کاربران یا برنامه ها برای استفاده از یک وسیله
utilizable U قابل استفاده مصرف
handiest U بسهولت قابل استفاده
cumber U غیر قابل استفاده
available U قابل استفاده سودمند
inoperable U غیر قابل استفاده
commonable U قابل استفاده عموم
serviceableness U قابل استفاده بودن
handier U بسهولت قابل استفاده
operatives U قابل استفاده موثر
reusable U قابل استفاده مجدد
operative U قابل استفاده موثر
credit available U اعتبار قابل استفاده
out of commission U غیر قابل استفاده
fleet in being U ناوگان قابل استفاده
instrumental U مفید قابل استفاده
handy U بسهولت قابل استفاده
man portable U قابل حمل به وسیله نفر یاافراد
microsoft U واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد
trump card <idiom> U استفاده از وسیله قدیمی اگر هیچ چیز دیگرکار نکند
switch U شروع به استفاده از وسیله دیگر وقتی که اولی خراب میشود
generate U استفاده از سخت افزار یا وسیله برای تولید خودکار کد و برنامه
switched U شروع به استفاده از وسیله دیگر وقتی که اولی خراب میشود
input/output U استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
generates U استفاده از سخت افزار یا وسیله برای تولید خودکار کد و برنامه
generating U استفاده از سخت افزار یا وسیله برای تولید خودکار کد و برنامه
fosdic U وسیله ذخیره سازی برای داده کامپیوتری با استفاده از میکروفیلم
generated U استفاده از سخت افزار یا وسیله برای تولید خودکار کد و برنامه
customer U شخصی که از یک سیستم کامپیوتری یا وسیله جانبی استفاده میکند یا آن را می خرد
customers U شخصی که از یک سیستم کامپیوتری یا وسیله جانبی استفاده میکند یا آن را می خرد
switches U شروع به استفاده از وسیله دیگر وقتی که اولی خراب میشود
ARQ U قابل استفاده در برخی مودم ها
reusable program U برنامه قابل استفاده مجدد
useable U قابل استفاده مصرف کردنی
unserviceable U وسایل غیر قابل استفاده
operational U قابل استفاده مربوط به عملیات
waterlog U غیر قابل استفاده شدن
unavailable water U رطوبت غیر قابل استفاده
usable U قابل استفاده مصرف کردنی
para bomb U بمب قابل پرتاب به وسیله چتر نجات
maximum gradeability U حداکثر شیب قابل عبور به وسیله خودرو
bypasses U روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypassing U روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypass U روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypassed U روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
landline U خط وط ارتباطی که از کابل برای اتصال فیزیکی و الکتریکی دو وسیله استفاده می کنند
ready U که منتظر است تا قابل استفاده شود
readies U که منتظر است تا قابل استفاده شود
readying U که منتظر است تا قابل استفاده شود
readied U که منتظر است تا قابل استفاده شود
through the green U منطقه قابل استفاده در بازی گلف
blast U ربع داده در یک وسیله قابل برنامه ریزی ROM
zero U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zeroes U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
blasts U ربع داده در یک وسیله قابل برنامه ریزی ROM
zeros U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
log U برقراری ارتباط و شروع به استفاده از وسیله راه دور مثل سرور شبکه
logs U برقراری ارتباط و شروع به استفاده از وسیله راه دور مثل سرور شبکه
user programmable terminal U ترمینال قابل برنامه نویسی استفاده کننده
unix U یک سیستم عاملی که براحتی قابل استفاده است
portable U که روی کامپیوترهای مختلف قابل استفاده اند
reads U وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
selectable U کارایی یا خصوصیت یک وسیله که توسط کاربر قابل انتخاب است
read U وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
standalone U که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
actuator U وسیله مکانیکی که توسط سیگنال خارجی قابل کنترل است
CDs U وسیله مکانیکی که با استفاده از اشعه لیزر باریک اطلاعاتی را از روی سطح دیسک می خواند
cabled U وسیله بررسی امیدانس که به کابلهای غیر استاندارد اجازه استفاده در وسایل خاص میدهد
cable U وسیله بررسی امیدانس که به کابلهای غیر استاندارد اجازه استفاده در وسایل خاص میدهد
CD U وسیله مکانیکی که با استفاده از اشعه لیزر باریک اطلاعاتی را از روی سطح دیسک می خواند
technical observer U بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
burn out U گرمای زیادی یا استفاده نادرست که باعث میشود یک مدار الکترونیک یا وسیله متوقف شود
numeric keypad U یک وسیله ورودی که مجموعهای از کلیدهای رقم دهدهی وکلیدهایی با عملکرد مخصوص را استفاده میکند
commoners U تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
commonest U تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
functions U مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
functioned U مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
function U مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
ended U کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
ends U کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
environment U حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
end U کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
common U تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environments U حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
usable U آنچه برای معرف قابل استفاده و فراهم است
single U ریبون چاپگر که فقط یک بار قابل استفاده است
chargeable U مین نیرو و پس از بین رفتن آن قابل استفاده است
signalled U تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signal U تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signaled U تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
allocations U تقسیم فضای حافظه یا دیسک یا استفاده از چاپگر یا برنامه یا سیستم عامل یا وسیله به روشهای مختلف
allocation U تقسیم فضای حافظه یا دیسک یا استفاده از چاپگر یا برنامه یا سیستم عامل یا وسیله به روشهای مختلف
critical path analysis U منبعی که در هر زمان فقط توسط یک پردازنده قابل استفاده است
shuttles U رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
shuttled U رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
shuttle U رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
commoners U سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
effective U آنچه برای تولید یک نتیجه مشخص قابل استفاده است
commonest U سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
cryogenic materials U مواد یا الیاژهایی که دردماهای بسیار پایین قابل استفاده اند
multi strike printer ribbon U ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
shares U پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
common U سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
share U پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shared U پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
sound U تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
i/o U که برای ورودی و خروجی داده به پردازنده قابل استفاده است
sounded U تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
soundest U تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sounds U تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
scanner U وسیله مبدل تصویر به سیگنال الکتریکی که قابل ذخیره سازی و نمایش در کامپیوتراست
scanners U وسیله مبدل تصویر به سیگنال الکتریکی که قابل ذخیره سازی و نمایش در کامپیوتراست
sector U شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
sectors U شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
sector U جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
nonerasable storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
desk accessories U وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
sectors U جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
adc U وسیله مبدل ورودی آنالوگ به خروجی دیجیتال که قابل فهم برای کامپیوتر باشد
puddles U ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
puddle U ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
MCI device U وسیله چند رسانهای قابل تشخیص که با درایور درست در کامپیوتر نصب شده است
quantizer U وسیله تبدیل سیگنال ورودی آنالوگ به عددی که توسط کامپیوتر قابل پردازش است
shares U سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
text U وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
texts U وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
shared U سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
share U سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
re issuable notes U اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
apl U زبان برنامه نویسی سطح بالا قابل استفاده در کارهای علمی و ریاضی
highs U اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
highest U اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high U اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
images U وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند
image [وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند.]
handshake U استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshakes U استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshaking U استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
dial in modem U مودمی که خودکار پاسخ میدهد و در هر زمانی برای دستیابی به سیستم قابل استفاده است
typeball U یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
paralleling U آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com