Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
chain reflex
U
بازتاب زنجیرهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sequential
U
زنجیرهای
chaining
U
زنجیرهای
chained
U
زنجیرهای
serials
U
زنجیرهای
serial
U
زنجیرهای
cascade control
U
کنترل زنجیرهای
chained
U
زنجیرهای کردن
chain reactions
U
واکنش زنجیرهای
stitch welding
U
جوش زنجیرهای
serial reproduction
U
بازافرینی زنجیرهای
serial learning
U
یادگیری زنجیرهای
chain reaction
U
واکنش زنجیرهای
chained printing
U
چاپ زنجیرهای
chained list
U
لیست زنجیرهای
chaining search
U
جستجوی زنجیرهای
chained reinforcement
U
تقویت زنجیرهای
chain work
U
کار زنجیرهای
chaining
U
زنجیرهای کردن
serial anticipation
U
پیش بینی زنجیرهای
backward chaining
U
زنجیرهای کردن وارونه
ideokinetic apraxia
U
کنش پریشی زنجیرهای
exchange buffering
U
زنجیرهای کردن داده
catenary suspension
U
اویز انداری زنجیرهای
chain hob
U
دستگاه فرز غلطکی زنجیرهای
board clamps
U
بست زنجیرهای عرشه ناو
pos systems
U
فروشگاههای زنجیرهای وسوپرمارکتها که اخیرا " ازسیستمهای POS استفاده می کنند
reflectors
U
بازتاب
reflex
U
بازتاب
reflexes
U
بازتاب
reflexion
U
بازتاب
reflector
U
بازتاب
reflection
U
بازتاب
echoing
U
بازتاب
echoes
U
بازتاب
echoed
U
بازتاب
echo
U
بازتاب
plantar reflex
U
بازتاب کف پا
reflection law
U
قانون بازتاب
mass reflex
U
بازتاب کلی
negative movement reflex
U
بازتاب گریز
orienting reflex
U
بازتاب سوگیری
plane of reflection
U
صفحه بازتاب
orientation reflex
U
بازتاب سوگیری
prepotent reflex
U
بازتاب غالب
pupillary reflex
U
بازتاب مردمک
raster
U
شبکه بازتاب
reflectability
U
بازتاب پذیری
reflection coefficient
U
ضریب بازتاب
reflection grating
U
توری بازتاب
reflection plane
U
صفحه بازتاب
righting reflex
U
بازتاب تعادل
static reflex
U
بازتاب تعادل
rooting reflex
U
بازتاب گونه
rossolimo reflex
U
بازتاب روسولیمو
salivary reflex
U
بازتاب بزاقی
spinal reflex
U
بازتاب نخاعی
stretch reflex
U
بازتاب کشیدگی
sucking reflex
U
بازتاب مکیدن
tendon reflex
U
بازتاب وتری
reflexology
U
بازتاب شناسی
reflexogenous zones
U
نواحی بازتاب زا
reflectivity
U
بازتاب پذیری
reflectometer
U
بازتاب سنج
reflector buoy
U
بویه بازتاب
reflex arc
U
کمان بازتاب
reflex arc
U
قوس بازتاب
reflex circuit
U
قوس بازتاب
reflex reserve
U
پس مانده بازتاب
reflex time
U
زمان بازتاب
reflexivity
U
بازتاب پذیری
reflection of light
U
بازتاب نور
reflect
U
بازتاب دادن
conditioned reflex
U
بازتاب شرطی
coefficient of reflection
U
ضریب بازتاب
bragg reflection
U
بازتاب پراگ
background reflection
U
بازتاب زمینهای
babinski reflex
U
بازتاب بابینکسی
reflection angel
U
زاویه بازتاب
angle of reflaction
U
زاویه بازتاب
albedo
U
توان بازتاب
albedo
U
نمار بازتاب
achilles reflex
U
بازتاب اشیل
achilles jerk
U
بازتاب اشیل
abdominal reflex
U
بازتاب شکمی
flashbacks
U
بازتاب اشعه
flashback
U
بازتاب اشعه
reflects
U
بازتاب دادن
reflecting
U
بازتاب دادن
cranial reflex
U
بازتاب جمجمهای
reflection
U
بازتاب اندیشه
ground return
U
بازتاب زمینی
crossed reflex
U
بازتاب متنافر
law of reflection
U
قانون بازتاب
flexion reflex
U
بازتاب خمش
startle reflex
U
بازتاب یکه خوردن
haab's pupillary reflex
U
بازتاب مردمکی هاب
irreflexive
U
بی خیال بدون بازتاب
knee jerk reflex
U
بازتاب پرش زانو
reflects
U
بازتاب یافتن بازتابیدن
pgr
U
بازتاب گالوانیکی- روانی
reflecting
U
بازتاب یافتن بازتابیدن
patellar reflex
U
بازتاب پرش زانو
reflect
U
بازتاب یافتن بازتابیدن
unconditioned reflex
U
بازتاب غیر شرطی
psychogalvanic reflex
U
بازتاب گالوانیکی- روانی
phasic stretch reflex
U
بازتاب کشش مرحلهای
bechterev mendel reflex
U
بازتاب بختریف- مندل
eye blink reflex
U
بازتاب پلک زدن
cutaneous secretory reflex
U
بازتاب تراوشی پوست
cutaneous pupillary reflex
U
بازتاب پوستی مردمک
consensual eye reflex
U
بازتاب همخوان چشم
positive movement reflex
U
بازتاب حرکت گرایشی
audi
U
بازتاب دیداری- شنیداری
reflex latency
U
دوره نهفتگی بازتاب
grasping reflex
U
بازتاب چنگ زدن
blinking reflex
U
بازتاب پلک زدن
mirror
U
دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirrored
U
دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirrors
U
دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
multiple stores
U
فروشگاههای بزرگ فروشگاههای زنجیرهای
conurbation
U
شهرهای زنجیرهای شهرهای پیوسته
conurbations
U
شهرهای زنجیرهای شهرهای پیوسته
double row spot welding
U
جوشکاری نقطهای زنجیرهای جوشکاری نقطهای دوردیفه
reflectance
U
قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com