Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Common Market
U
بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
european essembly
U
مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهای کشورهایی که در "جامعه نیروی اتمی اروپا" و"جامعه ذغالسنگ و فولاداروپا" و "جامعه اقتصادی اروپا" عضو هستند
european atomic energy community
U
جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
e c e
U
کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
european unclear a energy agency
U
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
western european union
U
ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
Common Market
U
جامعه اقتصادی اروپا
organization for european economic coopr
U
سازمان همکاری اقتصادی اروپا
european monetary agreement
U
موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
economic and social council
U
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
central treaty organization
U
سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
e c s c (european coal & steel commissio
U
فرانسه جمهوری فدرال المان ایتالیا
quality
U
تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
qualities
U
تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
market socialism
U
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
piedmont
U
ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
ibi
U
Informatics of IntergovermentalBureauسازمانی متشکل از اعضای سازمان ملل UNESCO یانمایندگی سازمان ملل متحد
e c s c (european coal & steel commissio
U
جامعه ذغالسنگ و فولاد اروپا
european community competition rules
U
مقررات رقابت در جامعه اروپا
EEC
U
مخفف جامعهی اقتصادی اروپا
e c s c (european coal & steel commissio
U
سازمان متشکل ازنمایندگان بلژیک
rapallo treaty
U
قرارداد یا معاهده راپالو قرارداد دوستی منعقده بین دولتین المان و شوروی به سال 2291 در محل راپالوواقع در ایتالیا
e r p
U
جهت کمک به توسعه اقتصادی کشورهای اروپا
bilateral infrastructure
U
سازمان داخلی متشکل ازاعضای دو جانبه تشکیلات دوجانبه
e f t a (european free trade association
U
اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
international labour organization
U
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
tour de france
U
مسابقه تور دو فرانس بمسافت 0004 کیلومتر در12 روز که دوچرخه سواران از کشورهای فرانسه بلژیک اسپانیا ایتالیا المان و سویس می گذرند و از سال 3091پایه گذاری شده و اغلب مسیرکوهستانی است
western european union
U
اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
Common Market
U
بازار مشترک
EEC
U
بازار مشترک
economic organization
U
سازمان اقتصادی
organize
U
بازار سازمان یافته
organising
U
بازار سازمان یافته
organized market
U
بازار سازمان یافته
organises
U
بازار سازمان یافته
organizes
U
بازار سازمان یافته
organizing
U
بازار سازمان یافته
mixed capitalism
U
نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
economic reorganization
U
تجدید سازمان اقتصادی
collectivism
U
سیستم اقتصادی مشترک
joint enterprise
U
موسسه اقتصادی مشترک
APEC
U
سازمان مرکز همکاریهای اقتصادی
organization for economic co opration
U
سازمان توسعه و همکاری اقتصادی
collectivist
U
هواخواه سیستم اقتصادی مشترک
collusion
U
برای تعیین قیمت مشترک و یا تقسیم بازار کالامیان خود
marshall plan
U
طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
dominion
U
ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است
dunkrik treaty
U
معاهده منعقده بین انگلستان وفرانسه به سال 7491 که هدف ان تشریک مساعی دودولت در صورت تجاوز یاتهدید به تجاوز از طرف المان و نیز برقراری تماس اقتصادی دایم بود
ecafe
U
کمیسیون اقتصادی اسیا و خاور دور که در سال 7491 در سازمان ملل تشکیل شده است
sig
U
Interest Special زیرمجموعهای از یک سازمان تخصصی یا کلوپ استفاده کنندگان است بااعضایی دارای علاقههای مشترک
economic nationalism
U
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
united nations organization
U
سازمان جهانی که در تاریخ 42 اکتبر5491 در واقع به عنوان نتیجه قهری جنگ وکنفرانسهای راجع به ان به وجود امده است و در حقیقت جانشین جامعه ملل میباشد
locarno treaty
U
بلژیک و فرانسه به سال 5291 که ضمن ان بلژیک فرانسه و المان حفظ مرزهای موجود را تضمین کردند و المان حالت غیرنظامی "راینلند" را تعهد نمود
walras law
U
براساس این قانون در تعادل عمومی بازارها با دخالت بازار پول چنانچه تعدادی بازار کالا درحالت تعادل قرارداشته باشنددر این صورت بازار بعدی که میتواند بازار پول باشد نیز درحالت تعادل قرار خواهدداشت
colombo plan
U
طرح ایجاد شده به وسیله وزیران خارجه ملتهای مشترک المنافع بریتانیا در سال 0591 که هدف ان تشریک مساعی درکمک به رشد اقتصادی کشورهای اسیایی جنوب وجنوب شرقی است
socialism
U
جامعه گرایی جامعه داری اقتصادسوسیالیستی
dumping
U
فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
sub domain
U
سطح دوم آدرس دهی در اینترنت که مربوط به نام سازمان در یک سازمان بزرگتر است
phygian
U
فریژی وابسته به یکی ازکشورهای باستانی اسیای صغیر
market research
U
تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
fairest
U
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fair
U
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairer
U
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairs
U
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
secret police
U
سازمان پلیس مخفی سازمان کاراگاهی
Economic expert
[A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany]
U
حکیم اقتصادی
[ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
joint venture
U
سرمایه گذاری مشترک تجارت مشترک
common divisor
U
مقسوم علیه مشترک بخشیاب مشترک
economic liberalism
U
مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
economic aggregates
U
مجموعههای اقتصادی ارقام کلی اقتصادی
market failure
U
شکست بازار نارسائی بازار
subscribers
U
مشترک روزنامه وغیره مشترک
subscriber
U
مشترک روزنامه وغیره مشترک
joint
U
نیروهای مشترک عملیات مشترک
economic imperialism
U
جهانخواری اقتصادی امپریالیسم اقتصادی
dynamic condition
U
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
quarterly journal of economics
U
مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
business cycle
U
دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
central treaty organization
U
پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
cell
U
المان
elements
U
المان
Germany
U
المان
cells
U
المان
element
U
المان
Italy
U
ایتالیا
locarno treaty
U
ایتالیا
germanism
U
طرفداری از المان
germanophil
U
المان دوست
germanism
U
المان گرایی
quirinal
U
حکومت ایتالیا
quirinal
U
دولت ایتالیا
Rome
U
پایتخت ایتالیا
italiot or ote
U
مقیم ایتالیا
campo santo
U
گورستان ایتالیا
market value
U
در بازار قیمت بازار
stables
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
apparatus
[machinery]
U
سازمان
[سازمان اداری ]
structuring
U
سازمان سازمان دادن
structure
U
سازمان سازمان دادن
structures
U
سازمان سازمان دادن
economic order quantity
U
کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
siegfried
U
پهلوان افسانهای المان
heating element
U
المان یا عنصر حرارتی
teutonize
U
ساکن المان کردن
locarno treaty
U
پیمان منعقدبین المان
Germanic
U
توتونیک وابسته به المان
germanomania
U
جنون المان مابی
reich
U
کشور و امپراطوری المان
finite element method
U
روش المان محدود
rubicon
U
رودی در شمال ایتالیا
tuscan
U
وابسته بتوسکانی در ایتالیا
sienna
U
نام شهری در ایتالیا
cooperative scorer
U
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
swastika
U
صلیب شکسته المان نازی
jute
U
طایفهای از مردم سفلای المان
low dutch
U
زبان شمال المان و هلندی
reichstay
U
نام مجلس قانونی المان
storm trooper
U
گارد حمله المان نازی
teutonism
U
عقیده برتری نژادی المان
big five
U
ایتالیا وژاپن اطلاق میشد
nazi
U
عضو حزب نازی المان هیتلری
singspiel
U
نمایش کمدی موزیکال قرن 81 المان
europa
U
اروپا
occident
U
اروپا
podesta
U
رئیس شهرداری در برخی شهرهای ایتالیا
major domo
U
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
cornicione
U
[قرنیز دیوار در سبک رنسانس ایتالیا]
major-domo
U
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
major-domos
U
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
Italian stucco is world famous .
U
گچ برای ایتالیا شهرت جهانی دارد
italianism
U
پیروی از اداب و رسوم مردم ایتالیا
sturm und drang
U
نهضت ادبی رمانتیک المان پس از انقلاب فرانسه
european essembly
U
مجلس اروپا
he was ordered to europe
U
او مامور اروپا شد
European Union
[EU]
U
اتحادیه اروپا
Europe
U
قاره اروپا
a comparison of the tax systems in Italy and Spain
U
مقایسه سیستم های مالیاتی در ایتالیا و اسپانیا
autarky
U
خود بسی اقتصادی خود کفایی اقتصادی
herr
U
اقا) لقبی که پیش ازنام مردان المان ی بکارمیرودوبرابربااست
I have visited Europe time and again.
بارها اروپا را دیده ام.
e r p
U
برنامه ترمیم اروپا
missel
U
یکجور باسترک در اروپا
Nordic
U
وابسته به شمال اروپا
the concert of europe
U
دول متوافق اروپا
to e. carpets to the europe
U
فرش به اروپا فرستادن
Flemish Mannerism
U
انقلاب شمال اروپا
All of a sudden , he turned up in Europe .
U
یکدفعه سر از اروپا درآورد
european monetary fund
U
صندوق پولی اروپا
European Currency Unit
U
سبد ارزی اروپا
Floreale
U
[سبک تزئینات منزل در معماری هنر نوی ایتالیا]
scaramouch
U
دلقک بزدل وکتک خور منایش کودکان ایتالیا
scaramouche
U
دلقک بزدل وکتک خور منایش کودکان ایتالیا
Analogical architecture
U
[معماری بومی ایتالیا در سال هزار و نهصد و هفتاد]
organized
U
متشکل
formant
U
متشکل
marxist economics
U
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
rontgen
U
نام فیزیکدان نامی المان که پرتو مجهول را پیدا کرد
u.f.a cup
U
جام اتحادیه باشگاههای اروپا
The rise in prices in the European markets.
U
ترقی قیمتها دربازارهای اروپا
How long wI'll you stay in Europe ?
U
چند وقت اروپا می مانید ؟
sabot
U
کفش چوبی روستاییان اروپا
european academic research network
U
شبکه پژوهشی دانشگاهی اروپا
europian championship
U
وزنه برداری قهرمانی اروپا
Italian Villa style
U
[سبک التقاطی مورد استفاده در قرن نوزدهم بومی ایتالیا]
gondolas
U
نوعی قایق که در کانالهای شهر ونیز ایتالیا معمول است
gondola
U
نوعی قایق که در کانالهای شهر ونیز ایتالیا معمول است
irredentist
U
طرفدار برگرداندن همه جاهایی که ایتالیایی حرف میزنند به ایتالیا
unaligned
U
غیر متشکل
organising
U
متشکل کردن
organises
U
متشکل کردن
organizes
U
متشکل کردن
endarch
U
متشکل در خارج
organize
U
متشکل کردن
organizing
U
متشکل کردن
landwehr
U
بخشی از ارتش المان وکشورهای دیگر که خدمت زیرپرچم را انجام دادند
tench
U
ماهی گول اب شیرین اروپا واسیا
hallstatt
U
وابسته به دوران قبل از عصراهن اروپا
a ban from flying in the EU
U
قدغن پرواز در
[منطقه]
اتحادیه اروپا
golden shoe
U
بهترین جایزه گلزن فصل اروپا
bitty
U
متشکل از قطعات ریز
gimmal
U
متشکل ازقطعات مرتبط
party
U
دسته متشکل جمعیت
reorganises
U
دوباره متشکل کردن
reorganised
U
دوباره متشکل کردن
reorganizes
U
دوباره متشکل کردن
reorganising
U
دوباره متشکل کردن
reorganizing
U
دوباره متشکل کردن
reorganized
U
دوباره متشکل کردن
reorganize
U
دوباره متشکل کردن
quarantining
U
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantines
U
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantined
U
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantine
U
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
Cinquecento
U
[واژه ای که در قرن شانزدهم ایتالیا در هنر و معماری رنسانس بکار می رفته است.]
shad
U
شاه ماهی خوراکی اروپا وشمال امریکا
Of this amount Europe's share is 20 percent.
U
از این مقدار ۲۰ درصد مال اروپا است.
estonian
U
اهل جمهوری سابق استونی درشمال اروپا
nation state
U
حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
nation-state
U
حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
geodesic dome
U
گنبد متشکل ازسطوح هندسی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com