English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
combat load U بار رزمی هواپیما
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
combat crew U خدمه رزمی هواپیما یاخودرو
combat loading U بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
Other Matches
duty with troops U در یکان رزمی خدمت کردن شغل رزمی گرفتن
combat team U گروهان مرکب رزمی گروه رزمی پیاده
combat developer U وسیله اموزش دهنده رزمی مربی رزمی
field services U قسمتهای پشتیبانی رزمی یکانهای رزمی
combat orders U دستورات رزمی دستورالعملهای رزمی
combat power U نیروی رزمی استعداد رزمی
combatcommand U فرماندهی رزمی قرارگاه رزمی
task force U گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces U گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
combat air patrol U هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
combat cargo officer U افسر مسئول ترابری رزمی افسر مسئول بارگیری کالاهای رزمی
combat airlift support U پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
landing gear U چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
approach end U نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
altitude sickness U حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
barometric leveling U تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
touchdown U تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
touchdowns U تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
aircraft scrambling U دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
plane director U نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
aircraft arresting barrier U وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aft U قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
air mileage indicator U کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
spoiler U صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
screwpropeller U پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
space charter U اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
defense readiness condition U وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
coordinated turn U دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
moment U ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moments U ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
holding point U نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
azimuth indicator U شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
roll in point U نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
transition altitude U ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
apron U محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons U محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aircraft cross servicing U سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
troop space U جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
goldie U علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
clear way U محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
altitude height U سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
go around mode U روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
command speed U سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
combats U رزمی
combating U رزمی
epical U رزمی
combated U رزمی
combat U رزمی
epics U رزمی
epic U رزمی
flight control U دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
apparent altitude U ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
aircraft block speed U سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
field order U دستورالعمل رزمی
combat development U توسعه رزمی
non-combatants U غیر رزمی
non-combatant U غیر رزمی
non combatant U غیر رزمی
readiness U امادگی رزمی
combat crew U خدمه رزمی
combat arms U رسته رزمی
combat duty U ماموریت رزمی
field glasses U عینک رزمی
martial arts U ورزشهای رزمی
task organization U سازمان رزمی
combat duty U امور رزمی
field duty U ماموریت رزمی
combat efficiency U کارایی رزمی
combatintelligence U اطلاعات رزمی
combatdrill U تمرین رزمی
battle casualty U ضایعات رزمی
battle problems U مشکلات رزمی
nonbattle U غیر رزمی
operational route U جاده رزمی
combat , echelon U رده رزمی
c ration U جیره رزمی
combat , echelon U یکان رزمی
field ration U جیره رزمی
field service U خدمات رزمی
combat , elements U عناصر رزمی
damage U ضایعات رزمی
combat , elements U یکانهای رزمی
field type U نوع رزمی
fighting load U بار رزمی
field grade U رده رزمی
field manual U دستور رزمی
battle station U پایگاه رزمی
field gun U توپ رزمی
field exercise U تمرین رزمی
combat engineer U مهندسی رزمی
combatcommand U یکان رزمی
combat vehicle U خودروی رزمی
combat proficiency U مهارت رزمی
combat ration U جیره رزمی
combat readiness U امادگی رزمی
field duty U خدمات رزمی
heroic verse U شعر رزمی
herioic verse U شعر رزمی
combat intelligence U اطلاعات رزمی
combat patrol U گشتی رزمی
fighting patrol U گشتی رزمی
field commands U قسمتهای رزمی
field army U ارتش رزمی
combat power U قدرت رزمی
service ammunition U مهمات رزمی
combat jump U پرش رزمی
combat proficiency U شایستگی رزمی
groups U گروه رزمی
group U گروه رزمی
strengths U استعداد رزمی
tactical missile U موشک رزمی
tactical support U پشتیبانی رزمی
combat surveillance U مراقبت رزمی
combat team U تیم رزمی
combat exercise U تمرین رزمی
combat trains U بنه رزمی
combat troops U عدههای رزمی
strength U استعداد رزمی
field officer U افسر رزمی
combat formation U ارایش رزمی
combat support U پشتیبانی رزمی
combat outpost U پاسدار رزمی
combat forces U نیروهای رزمی
field commands U یکانهای رزمی
epos U اشعار رزمی پیشینیان
combat control team U تیم کنترل رزمی
live exercise U تمرین رزمی حقیقی
effective strength U استعداد رزمی موثر
unit strength U قدرت رزمی یکان
combat service support U پشتیبانی خدمات رزمی
combat ready U دارای امادگی رزمی
combat pay U فوق العاده رزمی
combat operations U مرکز عملیات رزمی
combat liaison U ربط و ارتباط رزمی
combat information center U مرکز اطلاعات رزمی
readiness category U درجه امادگی رزمی
amphibious task force U گروه رزمی اب خاکی
readiness category U نوع امادگی رزمی
combat firing U تمرین تیراندازی رزمی
combat development U پیشرفت اموزش رزمی
combat support arms U یکان پشتیبانی رزمی
combat support arms U رسته پشتیبانی رزمی
combat support troops U یکانهای پشتیبانی رزمی
field U زمینه رزمی صحرایی
standard U کالای جانشین رزمی
standards U کالای جانشین رزمی
epic U شعر رزمی حماسه
epics U شعر رزمی حماسه
conventional forces U نیروهای رزمی معمولی
attrition U کاهش توان رزمی
materiel readiness U امادگی رزمی وسایل
condition of readiness U وضعیت امادگی رزمی
tactical loading U بارگیری رزمی یا جنگی
combat support troops U عدههای پشتیبانی رزمی
pioneer unit U یگان مهندسی رزمی
jujitsu U مادر ورزشهای رزمی
level of effort U تلاش رزمی یکان
field service U پشتیبانی سرویس رزمی
level of readiness U سطح امادگی رزمی
level of strength U سطح استعداد رزمی
field range U میدان تیر رزمی
field order U دستورعملیاتی دستور رزمی
field officer U افسر رسته رزمی
flyable dud U بدون امادگی رزمی
fields U زمینه رزمی صحرایی
joint task force U گروه رزمی مشترک
level of strength U میزان استعداد رزمی
fielded U زمینه رزمی صحرایی
point of no return U نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
trains area U منطقه بنه رزمی یکان
night cap U گشتی رزمی هوایی شبانه
strengths U قدرت رزمی استعداد نفری
strengths U توان رزمی تعداد نفرات
strength U قدرت رزمی استعداد نفری
rhapsode U دوره گردی که اشعار رزمی
commitment value U ارزش رزمی یک یکان در درگیریها
strength U توان رزمی تعداد نفرات
combatdrill U تمرین حرکات و ارایشهای رزمی
battle bill U فهرست استعداد رزمی ناو
combat resolution U پایین ترین رده رزمی
tae guk U بالاترین فلسفه ورزشهای رزمی
loss U تلفات جنگی ضایعات رزمی
combat commander's insignia U علامت فرماندهی بر یکان رزمی
carrier task force U گروه رزمی هواپیمابر دریایی
field commands U یکانهای صحرایی فرماندهیهای رزمی
combat essential U مورد نیاز حتمی رزمی
threat study U بررسی امکانات رزمی دشمن
main battle tank U قوی ترین تانک رزمی
build up U بالا بردن توان رزمی نیروها
army ready material program U برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
build-up U بالا بردن توان رزمی نیروها
build-ups U بالا بردن توان رزمی نیروها
tactical reconnaissance U براوردموقعیت رزمی در حالتی که درگیری نزدیک است
tailor U برش دادن ازنظر رزمی به هم مربوط کردن
tailors U برش دادن ازنظر رزمی به هم مربوط کردن
zipper U گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
locap U گشتی رزمی هوایی مخصوص ارتفاع پست
trouvere U شاعر رزمی شمال فرانسه در سده یازدهم
war footing U حالت اماده باش در ارتش امادگی رزمی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com