English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
effective wind U باد سمتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
deviation U انحراف سمتی
deviations U انحراف سمتی
variation U اختلاف سمت یا محل ترکش گلوله تغییرات سمتی
variations U اختلاف سمت یا محل ترکش گلوله تغییرات سمتی
drift U انحراف سمتی
drifted U انحراف سمتی
drifting U انحراف سمتی
drifts U انحراف سمتی
cross U حرکت سمتی
crosser U حرکت سمتی
crosses U حرکت سمتی
crossest U حرکت سمتی
crab U پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
crabs U پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
traverse U حرکت سمتی پیمایش
traversed U حرکت سمتی پیمایش
traverses U حرکت سمتی پیمایش
traversing U حرکت سمتی پیمایش
transfer U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
straddling U احاطه هدف از نظر سمتی احاطه سمتی هدف
aircraft vectoring U کنترل سمتی هواپیما
aircraft vectoring U کنترل مسیر سمتی هواپیما
alternate traversing fire U اتش یدکی سمتی
azimuth equidistant projection U وسیله نشان دهنده تعادل سمتی هواپیما
azimuth guidance U هدایت هواپیما از نظر سمتی هدایت سمتی هواپیما
azimuth indicator U شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
azimuth micrometer U طبله میکرومتر سمتی
azimuth resolution U تقسیمات سمتی
azimuth resolution U اجزای سمتی هواپیما کوچکترین احادسمتی
azimuthal quzntum number U عدد کوانتومی سمتی
blind side U سمتی که بازیگر متوجه ان نیست سمت خط تجمع نزدیک به خط مماس
collective pitch control U کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
deflection component of trail U شاخه سمتی مسیر
deflection component of trail U شاخه سمتی معبر حرکت
deflection error U اشتباه سمتی
deflection pattern U مستطیل پراکندگی سمتی پراکندگی سمتی
deflection scale U مقیاس سمتی
direction rectifier U یکسوکننده سمتی
directional U سمتی
directional gyro indicator U دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
directional gyroscope U ژیروسکوپ سمت نما ژیروسکوپ سمتی
directional radar prediction U تجزیه و تحلیل سمتی رادار پیش بینی سمتی رادار
directional stability U پایداری سمتی
directional traverse U پیمایش سمتی
horizontal error U اشتباه بردی و سمتی
multidrift U چند سمتی
stickside U سمتی از بدن دروازه بان باچوب هاکی
strong side U سمتی از زمین که در لحظه معین توپ انجاست سمت جبهه تهاجمی
to r.someone as a U کسی رابرای سمتی پیشنهادکردن
to r.someone as a U کسی را به سمتی معرفی کردن
traversing fire U اتش سمتی
wind component U شاخه سمتی باد
wind shear U تغییرات سمتی باد
wind shear U انحراف سمتی باد
windage U حرکت سمتی اثر باد درمنحرف کردن گلوله
windage U تنظیم سمتی وسایل نشانه روی
To assume office . U عهده دار مقامی ( سمتی ) شدن
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com