English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tan U باحمام افتاب پوست بدن راقهوهای کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the sun had parched his skin U افتاب پوست تنش را سوزانده بود
suntan U قهوهای شدن پوست بدن دراثر افتاب
suntans U قهوهای شدن پوست بدن دراثر افتاب
solariums U اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
solarium U اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
heliograph U گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
sunburn U افتاب سوخته کردن
parches U تفتیدن افتاب سوخته کردن
parch U تفتیدن افتاب سوخته کردن
the sun is near setting U افتاب نزدیک بغروب کردن یانزدیک است غروب کند
endermic U انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma U مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dermatological U مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
skin U پوست کندن با پوست پوشاندن
skins U پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned U پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning U پوست کندن با پوست پوشاندن
indurate U پوست کلفت کردن
slough U پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
threshing U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshes U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshed U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
callosity U سخت شدن یا پینه کردن پوست
thresh U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
taxidermist U ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
dicker U مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
percutaneous perspiration U عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
peels U پوست انداختن پوست
tegumnentum U پوست طبیعی پوست
peel U پوست انداختن پوست
shell U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shelling U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
patent to the sun U افتاب رو
dislocates U افتاب
dislocating U افتاب
sunned U افتاب
sunny U افتاب رو
sun U افتاب
subsolar U در فل افتاب
queen's weather U افتاب
sunning U افتاب
sunless U بی افتاب
dislocate U افتاب
sunshine U افتاب
sunnier U افتاب رو
sunniest U افتاب رو
suns U افتاب
photosphere U افتاب
helianthemum U افتاب چرخ
sunburn U افتاب زدگی
helianthus U گل افتاب گردان
girasol U گل افتاب پرست
sunbeams U تیغ افتاب
sunbeams U پرتو افتاب
sunstroke U افتاب زدگی
sundials U شاخص افتاب
sundial U شاخص افتاب
p of the sun U طلوع افتاب
sunbeam U پرتو افتاب
helianthemum U چرخ افتاب
sunbeam U تیغ افتاب
giant circle U افتاب شکسته
german giant swing U افتاب شکسته
heliograph U افتاب نگار
patent to the sun U افتاب گیر
heliotrope U افتاب گرای
dawns U طلوع افتاب
p of the sun U نیش افتاب
weather beaten U افتاب زده
heliotropism U افتاب گرایی
visors U افتاب گردان
visor U افتاب گردان
sunflower U گل افتاب گردان
heliotrope U گل افتاب پرست
dawning U طلوع افتاب
heliolatrous U افتاب پرست
giant swing U افتاب یا مهتاب
dawn U طلوع افتاب
sun worshipper U افتاب پرست
heliotherapy U معالجه با افتاب
dawned U طلوع افتاب
heliologist U افتاب شناس
heliophilous U افتاب دوست
heliosis U افتاب زدگی
sunflowers U گل افتاب گردان
vizor U افتاب گردان
visorless U بی افتاب گردان
dry in the sun U خشکاندن در افتاب
basked U افتاب خوردن
sunshiny U افتاب گیر
sunrise U طلوع افتاب
sunrises U طلوع افتاب
sunshine recorder U افتاب سنج
sunsets U غروب افتاب
turnsole U گل افتاب گردان
sunlike U مانند افتاب
chamaeleontis U افتاب پرست
bask U افتاب خوردن
sunshine U نور افتاب
daisy U گل افتاب گردان
daisies U گل افتاب گردان
sunshades U افتاب گردان
eclipse of sun U افتاب گرفتگی
sunstruck U افتاب زده
sunup U طلوع افتاب
sunward U سوی افتاب
visard U افتاب گردان
sunlight U نور افتاب
cockshut U غروب افتاب
sunshine U تابش افتاب
sunbath U حمام افتاب
broiling sun U افتاب سوزان
sunshade U افتاب گردان
streamers U تیغ افتاب
sun dried U در افتاب خشکانیده
solarization U تابش افتاب
sun beam U پرتو افتاب
streamer U تیغ افتاب
sun burn U افتاب زدگی
basks U افتاب خوردن
sun struck U افتاب زده
sun worship U افتاب پرستی
chamaeleon U افتاب پرست
basking U افتاب خوردن
solarism U افسانههای افتاب
roman candle U افتاب مهتاب
sunbaked U افتاب پخته
girasole U گل افتاب پرست
sunbathe U حمام افتاب گرفتن
to sun one self U خودرا افتاب دادن
peep U نیش افتاب روزنه
peeping U نیش افتاب روزنه
insolate U در معرض افتاب گذاشتن
peeped U نیش افتاب روزنه
sun dial U افتاب نما مقنطره
solisequous U تابع گردش افتاب
basks U حمام افتاب گرفتن
sun hat U کلاه افتاب گیر
sunbaked U در افتاب خشک شده
basked U حمام افتاب گرفتن
bask U حمام افتاب گرفتن
solarize U درمعرض افتاب قراردادن
basking U حمام افتاب گرفتن
sunbathed U حمام افتاب گرفتن
sunshiny U منور از نور افتاب
helianthus U روزگردک جنس گل افتاب
sung hat U کلاه افتاب گیر
sunbathing U حمام افتاب گرفتن
sunbathes U حمام افتاب گرفتن
peeps U نیش افتاب روزنه
under the sun U در جهان در زیر افتاب
sunbaked U حرارت افتاب دیده
sunlit U روشن از فروغ افتاب
sunflowers U گیاه افتاب گرا
sunflower U گیاه افتاب گرا
side screen U چادر افتاب گیر
to take the sun U افتاب بخود دادن
sun deck U عرشه افتاب گیر کشتی
sunning U درمعرض افتاب قرار دادن
sun U درمعرض افتاب قرار دادن
tannage U قهوهای در اثر اشعه افتاب
helioscope U دوربین افتاب بینی خورشیدبین
sunrises U طلوع خورشید تیغ افتاب
sun disk U صفحه بالدارمظهر خدای افتاب
insolation U در مقابل اشعه افتاب قراردادن
solar orientation U تعیین موقعیت نسبت به افتاب
sunrise U طلوع خورشید تیغ افتاب
heliotrope U گل افتاب گردان ارغوانی روشن
heliograph U دستگاهی که افتاب را اندازه میگیرد
suns U درمعرض افتاب قرار دادن
fire opal U گل افتاب گردان عین الشمس
ra U خدای افتاب مصریان قدیم
sunned U درمعرض افتاب قرار دادن
solarize U زیاد در افتاب ماندن وخراب شدن
heliotropic U رشدکننده تحت تاثیرافتاب افتاب گرد
sunlight U تابش افتاب انعکاس نور خورشید
cosmical U برابرباخورشید- مصادف باطلوع وغروب افتاب
apollo U خدای افتاب وزیبایی و شعر و موسیقی
dog watch U پلیس یا نگهبان عصر و غروب افتاب
stockfish U ماهی روغن و امثال ان که در افتاب خشک شده
sticky wicket U زمین بازی خیس که در افتاب خشک میشود
incrust U با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
xanthochroid U شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
sunfast U محو نشدنی در اثر نور افتاب رنگ ثابت
biltong U گوشت خرد کرده ونمک زده خشک شده در افتاب
havelock U روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
airglow U روشنایی که در هنگام غروب به علت تابش افتاب به جوزمین پدید می اید
husks U پوست
husk U پوست
shale U پوست
parer U پوست کن
crustal U پوست
skins U پوست
hides U پوست
tegmen U پوست
bark U پوست
barks U پوست
scalp U پوست سر
goatskin U پوست بز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com