Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
compute bound
U
باتنگنای محاسباتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
arithmetic
U
محاسباتی
fiscal
U
محاسباتی
miscalculations
U
خطای محاسباتی
compute bound
U
با تنگنای محاسباتی
compute bound
U
کران محاسباتی
calculating punch
U
پانچ محاسباتی
arithmetic operation
U
عمل محاسباتی
arithmetic operator
U
اپراتور محاسباتی
compute bound
U
محدودیت محاسباتی
arithmetic relation
U
ارتباط محاسباتی
computational mistake
U
خطای محاسباتی
calculating machine
U
ماشین محاسباتی
miscalculation
U
خطای محاسباتی
design strength
U
مقاومت محاسباتی
nomogram
U
جدول محاسباتی
nomograph
U
نمودار محاسباتی
nomogram
U
نمودار محاسباتی
money of account
U
پول محاسباتی
design stress resultant
U
تلاش محاسباتی
operational amplifier
U
تقویت کننده محاسباتی
deferred credits
U
اعتبارات سالهای محاسباتی
accounting prices
قیمت های محاسباتی
remote computing services
U
خدمات محاسباتی از راه دور
additions
U
عمل محاسباتی که مجموع دو عدد را حساب میکند
addition
U
عمل محاسباتی که مجموع دو عدد را حساب میکند
arithmetic
U
علامتی که نشان دهنده یک تابع محاسباتی است .
arithmetic
U
عملیات محاسباتی مجدد برای اطمینان از صحت نتیجه
precedence
U
قوانین محاسباتی برای بیان نحوه محاسبه عملیات ریاضی
alu
U
بخشی از CPU که تمام توابع محاسباتی و منط قی را انجام میدهد
mechanical percentage
U
حاصلضرب مقدار درصدهندسی در نسبت حد ارتجاعی فولاد به مقاومت محاسباتی بتن
arithmetic logic unit
U
بخشی از CPU که عملیات محاسباتی را انجام میدهد واحد محاسبه و منطق
aggregates
U
دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregate
U
دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
arithmetic
U
محاسباتی که روی اعداد انجام می شوند از قبیل جمع و تفریق و ضرب و تقسیم
process bound
U
برنامه عملیاتی و محاسباتی شرایطی که در ان سیستم کامپیوتری توسط سرعت پردازنده محدود میشود
alu
U
Unit Logic Arithmetic بخشی از CPU که عملیات محاسباتی را انجام میدهد واحد محاسبه و منطق
selenodesy
U
اندازه گیری مکانهای ماه یانقشه برداری محاسباتی کره ماه
dispersed intelligence
U
یک سیستم شبکه که در ان قدرت محاسباتی در کل شبکه کامپیوتری توزیع یا پخش شده است
array
U
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
arrays
U
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
algebra
U
استفاده از حروف در برخی عملیات محاسباتی مشخص برای جانشین کردن اعداد ناشناخته یا یک محدودهای از اعداد ممکن
number cruncher
U
کامپیوتر کاملا" عددی کامپیوتر محاسباتی
aggregates
U
تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
aggregate
U
تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
arithmetic instruction
U
دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
arithmetic register
U
ثبات حسابی ثبات محاسباتی
attack director
U
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
user freindly
U
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com