Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
automobile battery
U
باتری اتومبیل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
booster cable
[jumper cable]
U
کابل باتری به باتری
[اتومبیل رانی ]
Other Matches
NiCad
U
نوعی باتری قابل شارژ در laptop که با باتری Nimh جایگزین شده است
to jump-start an engine
U
موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
NiMH
U
نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
slingshots
U
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshot
U
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
stock car
U
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
hot rod
U
اتومبیل شکاری وسریع السیر اتومبیل مسابقهای
stock-cars
U
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
stock-car
U
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
automobiles
U
اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
automobile
U
اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
windscreens
U
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
windscreen
U
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
battery water
U
اب باتری
chargers
U
باتری پر کن
h.b. battery
U
باتری ا
charger
U
باتری پر کن
h.t. battery
U
باتری ب
battery copper
U
مس باتری
b battery
U
باتری ب
c battey
U
باتری سی
battery
U
باتری
storage cell
U
باتری
filament battery
U
باتری ا
battery charging rectifier
U
باتری پر کن
battery charger
U
باتری پر کن
batteries
U
باتری
heater battery
U
باتری ا
lighting battery
U
باتری روشنایی
dry battery
U
باتری خشک
dry storage battery
U
باتری ژلاتینی
air cell a battery
U
باتری رادیو
floating battery
U
باتری ذخیره
alkaline battery
U
باتری قلیایی
acummulator battery
U
باتری بارشدنی
rechargeable battery
U
باتری بارشدنی
edison
U
باتری ادیسن
battery oven
U
کوره باتری
battery plate
U
صفحه باتری
cell cover
U
درپوش باتری
grid of a battery
U
شبکه باتری
gravity battery
U
باتری وزنی
gelatine battery
U
باتری خشک
burning rack
U
قاب باتری
battery voltage
U
ولتاژ باتری
ignition battery
U
باتری استارت
battery vise
U
گیره باتری
impurities in battery
U
ناخالصیهای باتری
battery turntable
U
میز باتری
battery terminal
U
قطب باتری
battery solution
U
محلول باتری
battery receiver
U
رادیو باتری
gelatine battery
U
باتری ژلاتینی
battery paint
U
رنگ باتری
battery polarization
U
قطبش باتری
battery carbon
U
زغال باتری
battery capacity
U
فرفیت باتری
battery box
U
جعبه باتری
battery ammeter
U
امپرسنج باتری
battery acid
U
اسید باتری
battery cradle
U
کلاف باتری
battery current
U
برق باتری
battery discharger
U
باتری خالی کن
battery hold down
U
میانگیردار باتری
b. eliminator
U
جانشین باتری ب
voltaic battery
U
باتری ولتایی
battery carrier
U
شاسی باتری
battery case
U
جعبه باتری
battery cell
U
پیل باتری
batterty cover
U
سرپوش باتری
sediment
U
درد باتری
sediments
U
درد باتری
storage cell
U
پیل باتری
storage battery
U
باتری بارشدنی
storage battery
U
باتری انبارهای
battery charging plug
U
دو شاخه باتری پر کن
starting battery
U
باتری استارت
standby battery
U
باتری اضطراری
stand by battery
U
باتری یدکی
battery charging cable
U
کابل باتری پر کن
secondary cell
U
پیل باتری
discharger for battery
U
باتری خالی کن
secondary battery
U
باتری بارشدنی
secondary battery
U
پیل باتری
battery insulator
U
عایق باتری
plante cell
U
باتری پلانته
battery insulator
U
میانگیر باتری
battery mounting
U
پایه باتری
pillar post of battery
U
ستون باتری
battery isolator
U
لایی باتری
isolator for battery plate
U
لایی باتری
battery jar
U
فرف باتری
battery liquid
U
الکترولیت باتری
battery charging rheostat
U
رئوستای باتری پر کن
battery liquid
U
مایع باتری
polarization
U
پلاریزاسیون باتری
battery electrode
U
الکترود باتری
hold down for batteryseparator
U
میانگیردار باتری
nickel iron battery
U
باتری ادیسن
battery electrolyte
U
الکترولیت باتری
solution of battery
U
الکترولیت باتری
battery syringe
U
سرنگ باتری
battery filler
U
سرنگ باتری
faure plate
U
صفحه باتری خمیری
cell connector
U
رابط پیل باتری
dry storage battery
U
باتری انبارهای خشک
battery jar spacer
U
لایی فرف باتری
ampere hour efficiency of storage batter
U
بازده باتری انبارهای
area of battery plate
U
سطح صفحه باتری
battery connector
U
رابط پیل باتری
cutout relay
U
رله باتری پرکن
discharge
U
خالی کردن باتری
batteries
U
که یک باتری پشتیبان دارد
nickel iron battery
U
باتری نیکل-اهن
battery still
U
دیگ تقطیر باتری
battery steamer
U
کوره باتری بخاری
battery hydrometer
U
چگالی سنج باتری
battery resistance
U
مقدار مقاومت باتری
cell tester
U
ولت سنج باتری
cementation
U
سیمانی شدن باتری
closed circuit battery
U
باتری با مدار بسته
battery
U
که یک باتری پشتیبان دارد
pasted plate
U
صفحه باتری خمیری
plunge battery
U
باتری با الکترد شناور
plate puller
U
انبر صفحه باتری
group of battery plates
U
دسته صفحات باتری
hardened battery plate
U
صفحه باتری سخت
plate press
U
پرس صفحه باتری
plante battery plate
U
صفحه باتری پلانته
overfilling of battery
U
سرشار کردن باتری
overdischarge of battery
U
تخلیه فرساینده باتری
local action
U
تخلیه موضعی باتری
backs
U
که یک باتری پشتیبان دارد
lead acid battery
U
باتری سرب- اسید
idle voltage of battery
U
ولتاژ هرز باتری
heater battery
U
باتری گرم کننده
back
U
که یک باتری پشتیبان دارد
to charge the battery
U
باتری را بار کردن
porosity of battery plate
U
تخلخل صفحه باتری
carbon battery plate
U
صفحه باتری کربنی
twenty four hour charge rate
U
امپر مجاز باتری
thin plate battery
U
باتری صفحه نازک
universal receiver
U
رادیو برق و باتری
shedding of battery plate
U
ریزش صفحه باتری
separator
U
میان گیر باتری
reversed battery plate
U
صفحه باتری معکوس
train lighting battery
U
باتری روشنایی ترن
The battery is discharged (emptied).
U
باتری خالی شده است.
low tension battery
U
باتری فشار ضعیف رادیو
power pack
U
باتری
[مهندسی برق یا الکترونیک]
total discharge
U
تخلیه الکتریکی عمیق
[در باتری]
accumulator
U
باتری
[مهندسی برق یا الکترونیک]
The battery is dead.
باتری خالی شده است.
cranking capacity of battery
U
فرفیت راه اندازی باتری
replenishing
U
شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenishes
U
شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenished
U
شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
glass separator
U
میان گیر شیشهای باتری
forming of battery plates
U
اماده سازی صفحات باتری
The battery is dead.
باتری تمام شده است.
replenish
U
شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
cathode
U
ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
cathodes
U
ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
The engine runs by a battery.
U
این موتور با باتری کار می کند.
batteries
U
استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار
battery
U
استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار
luggable
U
کامپیوتر شخصی قابل حمل که باتری اش معمولا تمام نمیشود.
invisible
U
مداری که تامین کننده منبع جریان متناوب است از باتری DC
dry cell battery
U
باتری ای که قابل شارژ مجدد نیست مقایسه شودباRechergeable Battery
The capacity of a battery is typically expressed in milliamp-hours.
U
ظرفیت باتری به طور معمول در میلی آمپر در ساعت بیان می شود.
to jump-start someone's car
U
کمک برای روشن کردن
[خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
automobiles
U
اتومبیل
pony car
U
اتومبیل دو در
motor coach jack
U
جک اتومبیل
car
U
اتومبیل
horseless carriage
U
اتومبیل
cars
U
اتومبیل
speedway
U
اتومبیل رو
autocar
U
اتومبیل
hobby car
U
اتومبیل دو در
automobile
U
اتومبیل
jack
U
جک اتومبیل
sqark plug
U
در اتومبیل
jacks
U
جک اتومبیل
car jack
U
جک اتومبیل
racing car
U
اتومبیل مسابقه
funny car
U
اتومبیل غیرعادی
driving mirror
U
اینه اتومبیل
saloon car
U
اتومبیل کالسکهای
car breakdown
U
خرابی اتومبیل
door lamp
U
لامپ در اتومبیل
sport car
U
اتومبیل کورسی
top boot
U
کروک اتومبیل
tricar
U
اتومبیل سه چرخه
station car
U
اتومبیل استیشن
starting crank
U
هندل اتومبیل
sprinkler truck
U
اتومبیل ابپاش
snowmobile
U
اتومبیل برفی
flivver
U
اتومبیل ارزان
dead load
U
شاسی اتومبیل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com