Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mixed mode
U
باب امیخته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
mincemeat
U
قیمه امیخته باکشمش
loam
U
خاک رس وشن که با گیاه پوسیده امیخته باشد
medley
U
امیخته
medleys
U
امیخته
mixed
U
امیخته
mixture
U
امیخته
mixtures
U
امیخته
imbroglio
U
قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
imbroglios
U
قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
prank
U
شوخی امیخته بافریب
pranks
U
شوخی امیخته بافریب
portmanteau
U
امیخته
portmanteaus
U
امیخته
portmanteaux
U
امیخته
motley
U
امیخته
lingua franca
U
زبان امیخته با زبانهای دیگر گویش مختلط
lingua francas
U
زبان امیخته با زبانهای دیگر گویش مختلط
charlatanic
U
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
chrism
U
روغن امیخته بابلسان
coalescent
U
بهم امیخته
cold mix
U
امیخته سرد
d. butter
U
کره اب کرده و امیخته با ارد
deep laid
U
امیخته به زیرکی یا حیله نهانی
gold amalgam
U
جیوه امیخته بازر
gouache
U
رنگ کاری با رنگی که در اب حل شده و با عسل و صمغ امیخته شده
immiscible
U
امیخته نشدنی
impanate
U
امیخته بنان
incorporating mill
U
کارخانهای که اجزای باروت دران امیخته میشوند کارخانه باروت سازی
ingratiatory
U
طرف توجه قرار دهنده امیخته بخود شیرینی
interwrought
U
در هم امیخته
jargonize
U
بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
kamptulicon
U
یکجورفرش که ازقندران وچوب پنبه امیخته بهم درست میکنندو....است
law french
U
اصطلاحات امیخته با فرانسه که در زبان حقوقی بکارمیرود
lemon squash
U
شربت امیخته ازابلیمووسوداواتر
mixed crystal
U
کریستال امیخته
mixed gas
U
گاز امیخته
mixed mode experssion
U
عبارت امیخته یاب
mixed mode macro
U
درشت دستور امیخته باب
mixed number
U
عدد امیخته
mixed radix notation
U
نشان گذاری امیخته مبنا
mixed tides
U
کشندهای امیخته
neo platonism
U
فلسفه افلاطونی امیخته با تصوف شرقی
oil is immiscible with water
U
روغن با اب امیخته نمیشود
omnim gatherum
U
امیختگی چندین چیز باهم توده امیخته جنگ
oxyhydrogen
U
اکسیژن امیخته به ایدروژن
oxyhydrogen blowpipe
U
بوری زرگری که دران اکسیژن و ایدروژن با هم امیخته میشوند
poudrette
U
کودی که از مدفوع و زغال امیخته باشد
think piece
U
مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
tragi comedy
U
نمایشی که دران مطالب جدی ومضحک باهم امیخته باشد
zygose
U
امیخته
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com