English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
This knife is too blunt for words . U این چاقو ماست راهم نمی برد ( خیلی کند است )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
be your own worst enemy <idiom> U از ماست که بر ماست [کسی که به دست خودش برای خودش دردسر می تراشد.]
We expected as much . U انتظارش راهم داشتیم
he sold the shirt off his back U پیراهن تنش راهم فروخت
Forget it . dont give it a thought . U اصلا"فکرش راهم نکن
I should bring you round to my way of thinking . U باید تو راهم با خودم همفکر کنم
If you count the children too. U اگر بچه ها راهم حساب کنید ( بشمارید )
periscopic lens U شیشه عدسی که بوسیله ان انسان مستواندچیزهای دورترازچشم رس راهم به بیند
she has a well poised head U وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
paint oneself into a corner <idiom> U گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
go great guns <idiom> U موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
i am very keen on going there U من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
lappermilk U ماست
whey U آب ماست
It is ours. It belongs to us. U از آن ماست
microfilmed U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
lady's bedstraw U علف ماست
bedstraw U علف ماست
yogurts U ماست یوقورت
yoghurt U ماست یوقورت
yogurt U ماست یوقورت
joint grass U علف ماست
yoghurts U ماست یوقورت
He is our man . U آدم ماست
snow job U ماست مالی
don't split hairs this much <idiom> U مو را از ماست نکشید
catchweed U علف ماست
rennet U مایه ماست
cleavers U علف ماست
goose grass U علف ماست
yoghourts U ماست یوقورت
sottovoce U صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
a knife U یک چاقو
whittle U چاقو
To whitewash . To do a perfunctory job. To do a patch - up of work. U ماست مالی کردن
the sky is above us آسمان بالای سر ماست
sit idly by <idiom> U عین ماست نشستن
his blood beon us U خونش به گردن ماست
It is to our credit. U باعث روسفیدی ماست
knifing U چاقو کشی
knifed U : چاقو زدن
knife U : چاقو کارد
stabbed U زخم چاقو
knife U : چاقو زدن
stabs U زخم چاقو
knifed U : چاقو کارد
knife rest U جای چاقو
stab U زخم چاقو
knifes U : چاقو زدن
ruffianism U چاقو کشی
knifes U : چاقو کارد
stabbing U چاقو کشی
knived U چاقو دار
stabbings U چاقو کشی
stab at someone U چاقو کشیدن
whittler U چاقو تیز کن
knife-edges U لبه چاقو
knife edge U لبه چاقو
I don't have a knife. من چاقو ندارم.
knife-edge U لبه چاقو
very low frequency U فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
To deliberately fudge the issue . To gloss it over . U موضوعی را ماست مالی کردن
center grinding U سنگ چاقو تیزکنی
snickorsnee U چاقوکشی چاقو یا شمشیربزرگ
whetstone U سنگ چاقو تیز کن
grind stone U سنگ چاقو تیزکنی
snickersnee U چاقوکشی چاقو یا شمشیربزرگ
A sharp knife (pin , needle) U چاقو (سوزن ) تیر
jackknife U قلمتراش با چاقو بریدن
She turned as pale as death . U رنگش مثل ماست سفید شد ( پرید )
To spilt hair . To make a fine distinction . U مورااز ماست کشیدن ( مو شکافی کردن )
cylinderical grinder U دستگاه چاقو تیزکنی مدور
abrasive wheel سنگ چاقو تیز کنی
grindstone U سنگ چاقو تیز کنی
oilstone U سنگ چاقو تیز کنی
grindstones U سنگ چاقو تیز کنی
To draw in ones houns . Toback down . To retreat. U ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
You name it , weve got it. U از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال را داریم ( همه چیز )
rattling U خیلی تند خیلی خوب
ponderous U خیلی سنگین خیلی کودن
You name it . Everything under the sun . U از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال ( از شیر مرغ تا جان آدمیزاد )
knife polishing U [پرداخت پرزهای فرش به کمک چاقو یا تیغه تیز]
buckhorn U استخوان گوزن که برای ساختن دسته چاقو بکارمیبرند
barong U یکنوع چاقو یا شمشیر دسته کلفت لبه تیز
plantable lanceolata U استخوان گوزن که برای ساختن دسته چاقو بکارمی رود
bread-boards U تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
bread-board U تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
i cannot think of it U فکرش را نمیتوانم بکنم تصورش راهم نمیتوانم بکنم
emergencies U خیلی خیلی فوری
emergency U خیلی خیلی فوری
marinade U [ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
marinate U [ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
marinate U ترد کردن گوشت با خیس کردن ان در ماست یا اب لیمووغیره
marinated U ترد کردن گوشت با خیس کردن ان در ماست یا اب لیمووغیره
marinates U ترد کردن گوشت با خیس کردن ان در ماست یا اب لیمووغیره
marinating U ترد کردن گوشت با خیس کردن ان در ماست یا اب لیمووغیره
jim dandy U ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
whitewash U سفید کاری کردن ماست مالی کردن
our neighbour door U کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
dumpiness U خیلی
in large quantities U خیلی خیلی
not a few U خیلی ها
copious U خیلی
highly U خیلی
very U خیلی
damn U خیلی
many U خیلی
for long U خیلی
ten U خیلی
dammit U خیلی
abysmal <adj.> U خیلی بد
very little U خیلی کم
villainous U خیلی بد
routh U خیلی
far and away U خیلی
to a large extent U خیلی
immensurable U خیلی قدیم
(go over with a) fine-toothed comb <idiom> U خیلی بادقت
great <adj.> U خیلی خوب
Nothing more, thanks. خیلی متشکرم.
too tough U خیلی سفت
awesome <adj.> U خیلی خوب
iam in bad U خیلی محتاجم
number one U خیلی خوب
She is very pretentious. U خیلی ادعادارد
not so hot <idiom> U نه خیلی خوب
mad as a hornet <idiom> U خیلی عصبانی
in seventh heaven <idiom> U خیلی خوشحال
skin and bones <idiom> U خیلی لاغر
really wicked U خیلی محشر
He is a loose card . U خیلی ول است
giantess U زن خیلی قدبلند
(as) old as the hills <idiom> U خیلی قدیمی
hit bottom <idiom> U خیلی پست
far off U خیلی دور
get up the nerve <idiom> U خیلی شلوغ
far and away U خیلی دور
(a) snap <idiom> U خیلی ساده
tickled pink <idiom> U خیلی شادوخوشحال
in cold blood <idiom> U خیلی خونسرد
I had an awful time . U به من خیلی بد گذشت
hand in glove U خیلی نزدیک
hand in glove U خیلی صمیمی
hand and glove U خیلی نزدیک
hand and glove U خیلی صمیمی
to pieces <idiom> U خیلی زیاده
too bad <idiom> U خیلی بد ،غم انگیز
bone dry U خیلی خشک
overstrung U خیلی حساس
many people U خیلی از مردم
lower most U خیلی پست تر
lily white U خیلی سفید
level best U خیلی خوب
raff U خیلی زیاد
ritzy U خیلی شیک
rotundily U چاقی خیلی
sappy U خیلی احساساتی
level best U خیلی عالی
many people U خیلی اشخاص
many persons U خیلی اشخاص
oftentimes U خیلی اوقات
of vital importance U خیلی ضروری
pianissmo U خیلی نرم
pixilated U خیلی حساس
much worse U خیلی بدتر
primely U خیلی خوب
much was said U خیلی حرفهازده شد
senseful U خیلی حساس
skinless U خیلی حساس
ultraconservative U خیلی محتاط
very light U خیلی سبک
flying high <idiom> U خیلی شادوشنگول
it is very easily done U خیلی به اسانی
wicked <adj.> U خیلی خوب
sick [British E] <adj.> U خیلی خوب
cool <adj.> U خیلی خوب
To take with a pinch of salt. U خیلی جدی نگرفتن
span new U خیلی تازه
once in the blue moon U خیلی بندرت
subminiature U خیلی کوچک
superrabundant U خیلی زیاد
swith U خیلی عظیم
thank you very much U خیلی متشکرم
to spread like wildfire U خیلی زودمنتشرشدن
toploftiness U خیلی متکبر
in no time U خیلی زود
decrepit U خیلی پیر
Neanderthal U خیلی کهنه
confidential U خیلی محرمانه
exceeding U خیلی زیاد
parlous U خیلی مهیب
open-and-shut U خیلی سهل
open and shut U خیلی سهل
precipitate U خیلی سریع
precipitated U خیلی سریع
extreme U خیلی زیاد
pluperfect U خیلی عالی
jolly U بذله گو خیلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com