Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
radio range
U
ایستگاه ناوبری رادیویی یاتعیین محل هدفها به وسیله بی سیم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
radio range station
U
ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
aeronautical station
U
ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
navigation mode
U
روش ناوبری خودکار یاحالت ناوبری خودکارهواپیما به وسیله دستگاههای زمینی
radio navigation
U
ناوبری رادیویی
radial
U
شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
radials
U
شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
meaconing
U
گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
radio call sign
U
معرف ایستگاه رادیویی
high power radio station
U
ایستگاه رادیویی بزرگ
broadcasting station
U
ایستگاه رادیویی فرستنده
plotters
U
وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
plotter
U
وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
high frequency radio station
U
ایستگاه رادیویی فرکانس بالا
radar tracking
U
تعقیب به وسیله رادار ردیابی هدفها به وسیله رادار
consol
U
دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
homing
U
روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
homing device
U
رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
astro tracker
U
وسیله ناوبری خودکار نجومی
shoran
U
نوعی وسیله ناوبری الکترونیکی برد کوتاه
radar danning
U
ناوبری به وسیله رادار برای احتراز از برخورد به مین
radar locating
U
تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
radmail
U
وسیله ارسال پیام رادیویی
target selector
U
دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
vocoder
U
وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
action agent
U
مسئول اقدام در مورد هدفها مسئول تقویم و تفسیر هدفها
tacan
U
نوعی سیستم ناوبری الکترونیکی برای ناوبری هواپیماهای تاکتیکی
piloting
U
ناوبری در کنار ساحل ناوبری ساحلی و رودخانهای
cone of silence
U
مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
inertial navigation
U
سیستم ناوبری خودکار روی هواپیما سیستم خود ناوبری
radio interference
U
تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
primary
U
وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند
imethod
U
روش ارسال پیام یک طرفه ازیک ایستگاه به ایستگاه دیگر
relateral tell
U
مبادله پیام بین دو ایستگاه بااستفاده از ایستگاه واسطه
dial up
U
استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
string
U
یک سری پیام که از یک ایستگاه به ایستگاه دیگرارسال میشود
transponder
U
تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
radio button
U
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
air station
U
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
grid navigation
U
ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
target overlay
U
کالک هدفها
target system
U
سیستم هدفها
target dossiers
U
پرونده هدفها
group of targets
U
گروه هدفها
program of targets
U
برنامه هدفها
target list
U
لیست هدفها
schedule of targets
U
برنامه هدفها
list of targets
U
لیست هدفها
replot data
U
عناصر دوباره بردن هدفها
chains
U
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
chain
U
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
acoustical surveillance
U
اکتشاف وتجسس هدفها به طریقه صوتی
target information center
U
مرکز جمع اوری اطلاعات هدفها
all weather air station
U
ایستگاه هواشناسی عمومی ایستگاه هواشناسی همه هوایی
burn through range
U
مسافتی که رادار در ان میتواند هدفها را کشف کند
flash ranging location
U
تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری
sensor
U
وسیله اکتشافی وسیله مراقبتی وسیله کشف کننده
trap
U
سد کردن حرکت دادن هدفها در مقابل تیرانداز دام
target offset methode
U
روش نشان دادن هدفها روی نقشه ها یا طرحهای عملیاتی
weapon selector
U
مقیاس یا جدول تعیین خسارات اتمی یا میزان دوزدریافتی هدفها
ideology
U
روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
ideologies
U
روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
fet
U
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
navigation
U
ناوبری
universal drafting machine
U
خط کش ناوبری
navigating bridge
U
پل ناوبری
dead reckonning
U
ناوبری کور
celestial navigation
U
ناوبری نجومی
navigation light
U
چراغهای ناوبری
pilots
U
راهنمای ناوبری
satellite navigation
U
ناوبری ماهوارهای
aids to navigation
U
کمکهای ناوبری
coasts
U
ناوبری کرانهای
electronic navigation
U
ناوبری الکترونیکی
inertial navigation
U
ناوبری لختی
navigated
U
ناوبری کردن
pilot
U
ناوبری کردن
pilots
U
ناوبری کردن
navigate
U
ناوبری کردن
navigating
U
ناوبری کردن
navigates
U
ناوبری کردن
piloted
U
راهنمای ناوبری
bathymetric navigation
U
ناوبری ژرفایافتی
pilot
U
راهنمای ناوبری
aerial navigation
U
ناوبری هوایی
coast
U
ناوبری کرانهای
piloted
U
ناوبری کردن
day beacon
U
برج ناوبری روز
aids to navigation
U
وسایل کمک ناوبری
dead reckonning tracer
U
میز ناوبری کور
tacan
U
سیستم ناوبری تاکان
inertial navigation system
U
سیستم ناوبری ماندی
stellar inertial navigation
U
ناوبری لختی ستارهای
navigational aids
U
وسایل کمک ناوبری
hyperbolic navigation system
U
روش ناوبری هذلولی
aeronautical chart
U
نقشه ناوبری هوایی
omega
U
سیستم ناوبری امگا
subsurface navigation
U
ناوبری زیر سطحی
navigational grid
U
بادزن کمک ناوبری
navigational grid
U
شبکه کمکی ناوبری
vector
U
مسیر ناوبری هواپیما
vectors
U
مسیر ناوبری هواپیما
air plot
U
نقشه ناوبری هوایی
aeronautical plotting chart
U
نقشه مخصوص ناوبری هوایی
radio navigation
U
ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
plotting chart
U
نقشه ناوبری هواپیما یاکشتی
tactical air navigation
U
رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
visual flight
U
پرواز بااستفاده از ناوبری بصری
celestial navigation
U
ناوبری بااستفاده از صور فلکی
piloting
U
ناوبری در کنار ابهای ساحلی
aeronautical information overprint
U
اطلاعات حاشیهای نقشه ناوبری هوایی
coasting
U
ناوبری کرانهای navigation coasting :syn
aeronautical plotting chart
U
نقشه مخصوص رسم مسیر ناوبری
hyperbolic navigation
U
ناوبری مارپیچی با استفاده ازبی سیم
augmentation support set
U
دستگاه تکمیلی ناوبری هوایی در فرودگاه
day beacon
U
برج ناوبری مورد استفاده درروز
pursuit navigation
U
ناوبری و هدایت موشک باامواج الکترونیکی تا هدف
pseudopursuit navigation
U
ناوبری و هدایت موشک فقط در سمت هدف
dead reckonning tracer
U
وسایل ناوبری کور در دریا میز ردنگاری
situation indicator
U
دستگاه سنجش وضعیت دیدرادار و وسایل ناوبری
pseudostereo
U
ناوبری همزمان و هماهنگ موشک در سمت و ارتفاع
asynchronous
U
داده یا وسیله سریال که نیازی به یکنواخت بودن با وسیله دیگر ندارند
crawlers
U
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
crawler
U
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
loops
U
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
peripheral
U
مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
loop
U
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
contention
U
وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
looped
U
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
contentions
U
وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
connectivity
U
توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
declinating station
U
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
devices
U
کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
built-in
U
نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
device
U
کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
simulate
U
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulates
U
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulating
U
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
tie down
U
وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
daisy chain
U
روش اتصال یک وسیله با یک کابل از یک ماشین یا وسیله به دیگر
trainers
U
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
immersion proof
U
وسیله ضد رطوبت یا نفوذ اب وسیله ضد فرو رفتن در اب
trainer
U
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
daisy chain
U
باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
plotting
U
رسم مسیر ناوبری هواپیمایا کشتی محل هدف یا دشمن
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
radioing
U
رادیویی
broadcasting
U
رادیویی
radioed
U
رادیویی
radio
U
رادیویی
radios
U
رادیویی
communication
U
مجموعه اصلی از برنامه ها که پروتکل ها را رعایت می کنند.کنترل کنندههای فرمت و وسیله و خط برای نوع وسیله یا خط استفاده میشود
fax
U
عکاسی رادیویی
radio call sign
U
معرف رادیویی
faxed
U
عکاسی رادیویی
compere
U
مجریبرنامهتلویزیونییا رادیویی
radio broadcasting
U
پخش رادیویی
radio beacon
U
بیکن رادیویی
faxes
U
عکاسی رادیویی
radio alimeter
U
فرازیاب رادیویی
radmail
U
پست رادیویی
radio compass
U
قطبنمای رادیویی
radio wave
U
موج رادیویی
radio waves
U
امواج رادیویی
waving
U
موج رادیویی
radiographic
U
مخابرات رادیویی
waves
U
موج رادیویی
waved
U
موج رادیویی
radiographic
U
عکس رادیویی
wave
U
موج رادیویی
radiometeorograph
U
هوانگار رادیویی
radio silence
U
سکوت رادیویی
radio sextant
U
سکستانت رادیویی
radio control
U
فرمان رادیویی
wirephoto
U
عکاسی رادیویی
radio detection
U
اکتشاف رادیویی
radiophotograph
U
عکس رادیویی
radio dicipline
U
انضباط رادیویی
radio ferquency
U
بسامد رادیویی
call sign
U
معرف رادیویی
call signs
U
معرف رادیویی
radio frequencies
U
فرکانسهای رادیویی
receiving set
U
گیرنده رادیویی
electronic locator
U
فلزیاب رادیویی
radio horizon
U
افق رادیویی
radio telescope
U
تلسکوپ رادیویی
radio telescopes
U
تلسکوپ رادیویی
radio frequency
U
فرکانس رادیویی
transmitter
U
فرستنده رادیویی
transmitters
U
فرستنده رادیویی
telephotography
U
عکاسی رادیویی
r.f.
U
بسامد رادیویی
telephoto
U
عکاسی رادیویی
hertzian wave
U
موج رادیویی
play by play
U
پخش رادیویی
radiophoto
U
عکاسی رادیویی
phototelegraphy
U
عکاسی رادیویی
radio metal locator
U
فلزیاب رادیویی
listening silence
U
سکوت رادیویی
metal locator
U
فلزیاب رادیویی
radio interference
U
پارازیت رادیویی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com