English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
reference station U ایستگاه مبداء سنجش جذر ومد دریایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
control surface angle U زاویه بین مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و وتر سطح ثابت یا محور طولی هواپیما
base of origin U پایگاه مبداء منبع اصلی مبداء ارسال
measuring technique U متد سنجش اسلوب سنجش فن سنجش فن اندازه گیری
fire support station U نققه هدف اتش پشتیبانی دریایی ایستگاه اتش دریای
true origin U نقطه مبداء یا مبنای مختصات جغرافیایی نصف النهار مبداء مختصات جغرافیایی
primary U وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند
imethod U روش ارسال پیام یک طرفه ازیک ایستگاه به ایستگاه دیگر
relateral tell U مبادله پیام بین دو ایستگاه بااستفاده از ایستگاه واسطه
dial up U استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
string U یک سری پیام که از یک ایستگاه به ایستگاه دیگرارسال میشود
aeronautical station U ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
transponder U تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
seabee U گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
scalar U توضیح دادنی بوسیله عددی بر روی ترازو قابل سنجش با ترازو سنجش مدرج
ppi gauge U معیار سنجش استاندارد بار معیار سنجش ابعاد استانداردبستههای پستی
air station U ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
all weather air station U ایستگاه هواشناسی عمومی ایستگاه هواشناسی همه هوایی
midshipman U افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic U درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
source code U کد مبداء
origin U مبداء
source U مبداء
datum line U خط مبداء
origins U مبداء
zero U مبداء
zeros U مبداء
zeroes U مبداء
running lights U فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
kites U کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
oceanography U تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
kite U کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
petty officers U معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
pilot chart U نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
petty officer U معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
chine U عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
refrence axis U محور مبداء
zero deflection U سمت مبداء
source disk U دیسک مبداء
base of origin U مبداء اصلی
basic point U نقطه مبداء
bench mark U شاخص مبداء
jumping off place U نقطه یا مبداء
departure station U مبداء حرکت
country of origin U کشور مبداء
source U مایه مبداء
home address U نشانی مبداء
certificate of origin U گواهینامه مبداء
afterbrain U مبداء نخاع
principle point U مبداء اصلی
certificate of origin U گواهی مبداء
domicile of origin U اقامتگاه مبداء
source program U برنامه مبداء
principal axis U محور مبداء
prime meridian U نصف النهار مبداء
extrinsic U دارای مبداء خارجی
phase line U خط مبداء حرکت جنگی
stadimeter U مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea mark U راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea cucumber U حلزون دریایی از جنس راب دریایی
prime meridian U نصف النهار مبداء یا گرینویچ
backstretch U خط سیرجهت مخالف مبداء مسابقه
sea power U قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner U ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
tern U پرستوک دریایی چلچله دریایی
marines U تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
terns U پرستوک دریایی چلچله دریایی
marine U تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
naval activity U تاسیسات دریایی قسمت دریایی
task unit U نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director U وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
marshalling yard U محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
christian era U مبداء تاریخ کشورهای مسیحی که از زمان تولد مسیح اغازمیگردد
light lists U کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
summary areas U مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
knot U گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot U میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
maritime U ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
free on rail U قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
declinating station U ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
naval aviation U قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
rear commodore U سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
bureau of naval personnel U اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
survey station U ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
demurrage U بیکار و معطل نگهداشتن کشتی بیش از مدتی که جهت بارگیری یا تخلیه یا طی مسافت مبداء به مقصد لازم است
light period U دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator U برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
Marine Corps U نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
naval gunfire U تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
convoy commodore U فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
degress of comparison U سنجش
appraisals U سنجش
appraisal U سنجش
g U سنجش
deliberations U سنجش
ponders U سنجش
pondering U سنجش
assessments U سنجش
assessment U سنجش
poneration U سنجش
ponderingly U با سنجش
ponderation U سنجش
scalar U سنجش
measure U سنجش
deliberation U سنجش
pondered U سنجش
ponder U سنجش
scaling U سنجش
measurement U سنجش
assays U سنجش
measurements U سنجش
assay U سنجش
measurment U سنجش
evalution U سنجش
evaluation U سنجش
evaluations U سنجش
convoy routing U تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
crash locator beacon U برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy schedule U برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
measuring method U اسلوب سنجش
ponderable U قابل سنجش
ponderability U سنجش پذیری
measuring position U محل سنجش
pulmometry U سنجش گنجایش شش
measuring thermocouple U عنصرحرارتی سنجش
measuring transductor U ترانسدوکتور سنجش
measuring period U مدت سنجش
measuring period U دوره سنجش
method of measurment U روش سنجش
biometrics U زیست سنجش
rating U سنجش توان
ratings U سنجش توان
measuring point U نقطه سنجش
measuring range U حیطه سنجش
measuring technique U تکنیک سنجش
measurment U سنجش اندازه
measuring rectifier U یکسوکننده سنجش
measuring voltage U فشار سنجش
measuring unit U واحد سنجش
measuring unit U عضو سنجش
accuracy to gage U دقت سنجش
measuring technique U روش سنجش
measuring system U سیستم سنجش
measuring sensitivity U حساسیت سنجش
measuring thermocouple U ترموکوپل سنجش
measuring diaphragm U ممبران سنجش
measuring relay U رله سنجش
measuring range U ناحیه ی سنجش
measuring switch U کلید سنجش
metage U حق سنجش قپانداری
measuring junction U نقطه سنجش
assay U ازمایش سنجش
delib erator U سنجش کننده
voltage measuring U سنجش فشارالکتریکی
sociometry U سنجش افکاراجتماعی
incommensurable U سنجش ناپذیر
volumetric analysis U سنجش حجمی
measurable U سنجش پذیر
datum line U خط مبنای سنجش
meters U وسیله سنجش
precision measurment U سنجش دقیق
high accuracy measurement U سنجش دقیق
graduated steel straight edge U شینه سنجش
comparison U تطبیق سنجش
assays U ازمایش سنجش
comparisons U تطبیق سنجش
emergency measure U سنجش اضطراری
depth measurement U سنجش گودی
surveyor's chain U زنچیر سنجش
font metric U سنجش فونت
frequency measurement U سنجش فرکانس
meter U وسیله سنجش
voltage measuring U سنجش ولتاژ
measuring circuit U مدار سنجش
colorimetry U سنجش رنگ
measuring current U جریان سنجش
measuring coil U بوبین سنجش
measuring diaphragm U دیافراگم سنجش
clocked U با سنجش زمان
measuring error U خطای سنجش
measuring frequency U فرکانس سنجش
measuring generator U مولد سنجش
measuring cable U کابل سنجش
measuring junction U محل سنجش
indirect measurement U سنجش غیرمستقیم
comparative measurement U سنجش قیاسی
market appraisal U سنجش بازار
comparative measurement U سنجش مقایسهای
mileage U سنجش برحسب میل
limit gage U وسیله سنجش تلرانس
barometry U سنجش فشار هوا
measuring thermocouple U زوج فلزحرارتی سنجش
acres U برای سنجش زمین
eudiometry U سنجش اکسیژن هوا
acre U برای سنجش زمین
clocked flip flop U الاکلنگ با سنجش زمان
clocked input U ورودی با سنجش زمان
coductivity cell U پیل سنجش رسانندگی
insulation measurement U سنجش و ازمایش ایزولاسیون
bel U یگان سنجش صوت
imponderability U عدم قابلیت سنجش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com