Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
master station
U
ایستگاه اصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Take me to the main railway station!
U
مرا به ایستگاه اصلی راه آهن برسانید.
Other Matches
primary
U
وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند
imethod
U
روش ارسال پیام یک طرفه ازیک ایستگاه به ایستگاه دیگر
relateral tell
U
مبادله پیام بین دو ایستگاه بااستفاده از ایستگاه واسطه
dial up
U
استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
string
U
یک سری پیام که از یک ایستگاه به ایستگاه دیگرارسال میشود
aeronautical station
U
ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
transponder
U
تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
air station
U
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
all weather air station
U
ایستگاه هواشناسی عمومی ایستگاه هواشناسی همه هوایی
VL bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
masters
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
U
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
U
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board
U
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
initial reserves
U
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
prototypal
U
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
staple
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapled
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
main guard
U
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
first generation computer
U
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generations
U
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generation
U
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypic
U
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
declinating station
U
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
mainstay
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
U
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file
U
فایل اصلی پرونده اصلی
base camp
U
پایگاه اصلی کمپ اصلی
base unit
U
یکای اصلی واحد اصلی
fundamental unit
U
یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots
U
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matter
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM
U
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
U
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP
U
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
sites
U
ایستگاه
site
U
ایستگاه
stations
U
ایستگاه
stationed
U
ایستگاه
sited
U
ایستگاه
station
U
ایستگاه
stand
U
ایستگاه
railway station
U
ایستگاه قطار
substation
U
خرده ایستگاه
substation
U
ایستگاه فرعی
station house
U
ایستگاه کلانتری
space platform
U
ایستگاه فضایی
slave station
U
ایستگاه فرعی
remote station
U
ایستگاه دوردست
relay station
U
ایستگاه واسطه
relay station
U
ایستگاه رله
client
U
ایستگاه پردازشگر
reading station
U
ایستگاه خواندن
power stations
U
ایستگاه مولدنیرو
power station
U
ایستگاه مولدنیرو
workstations
U
ایستگاه کاری
space stations
U
ایستگاه فضایی
clients
U
ایستگاه پردازشگر
weather stations
U
ایستگاه هواشناسی
weather station
U
ایستگاه هواشناسی
tracking stations
U
ایستگاه ردیابی
tracking station
U
ایستگاه ردیابی
wireless station
U
ایستگاه بی سیم
terminuses
U
ایستگاه نهایی
terminus
U
ایستگاه نهایی
upper terminal
U
ایستگاه کوهستانی
traverse station
U
ایستگاه پیمایش
tide station
U
ایستگاه جزر و مد
workstation
U
ایستگاه کاری
wayside
U
ایستگاه فرعی
control station
U
ایستگاه کنترل
enquiry station
U
ایستگاه پرس و جو
master station
U
شاه ایستگاه
bus stop
U
ایستگاه اتوبوس
bus stops
U
ایستگاه اتوبوس
exposure station
U
ایستگاه هوایی
forward station
U
ایستگاه جلو
fuelling station
U
ایستگاه سوختگیری
ground position
U
ایستگاه زمینی
height of site
U
ارتفاع ایستگاه
police station
U
ایستگاه پلیس
police stations
U
ایستگاه پلیس
stand
U
بساط ایستگاه
known datum point
U
ایستگاه معلوم
orienting station
U
ایستگاه توجیه
control cubicle
U
ایستگاه فرمان
space station
U
ایستگاه فضایی
station master
U
رئیس ایستگاه
stationmaster
U
رئیس ایستگاه
stationmasters
U
رئیس ایستگاه
air way station
U
ایستگاه کنترل
ambulance station
U
ایستگاه امبولانس
base end station
U
ایستگاه عقب
broadcast station
U
ایستگاه فرستنده
broadcasting station
U
ایستگاه رادیو
bus bay
U
ایستگاه اتوبوس
bus terminal
U
ایستگاه اتوبوس
cabstand
U
ایستگاه درشکه
climatological station
U
ایستگاه هواشناسی
coast station
U
ایستگاه ساحلی
loading station
U
ایستگاه بارگیری
Where is the station?
U
ایستگاه کجاست؟
stop
U
ایستگاه نقطه
stops
U
ایستگاه نقطه
stopped
U
ایستگاه نقطه
stopping
U
ایستگاه نقطه
REQUEST STOP
U
ایستگاه درخواستی
net control
U
ایستگاه کنترل شبکه
lay-by
U
جایگاه ایست ایستگاه
lay-bys
U
جایگاه ایست ایستگاه
lay by
U
جایگاه ایست ایستگاه
meteorological datum plane
U
ایستگاه مبنای هواسنجی
radio call sign
U
معرف ایستگاه رادیویی
station house
U
ایستگاه راه اهن
cleaning station
U
ایستگاه ضدعفونی مواد ش م ر
stops
U
متوقف کردن ایستگاه
clearing station
U
ایستگاه تخلیه بیماران
broadcasting station
U
ایستگاه رادیویی فرستنده
fire stations
U
ایستگاه اتش نشانی
fire station
U
ایستگاه اتش نشانی
remote station
U
ایستگاه راه دور
remote station
U
ایستگاه دور دست
station
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
alert station
U
ایستگاه اماده باش
alert station
U
ایستگاه اعلام خطر
astronomic station
U
ایستگاه دیدبانی نجومی
stations
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
professional workstation
U
ایستگاه کار حرفهای
stop
U
متوقف کردن ایستگاه
pumping station
U
ایستگاه تلمبه زنی
pr etrol filling station
U
ایستگاه پمپ بنزین
railway station
U
ایستگاه راه اهن
rain gauge station
U
ایستگاه باران سنجی
rawinsonde
U
ایستگاه راوین سوند
base line end station
U
ایستگاه انتهایی خط مبنا
stopped
U
متوقف کردن ایستگاه
stopping
U
متوقف کردن ایستگاه
stationed
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
triangulation station
U
ایستگاه مثلث بندی
courier transfer station
U
ایستگاه تعویض پیک
trig point
U
ایستگاه مثلث بندی
weather station
U
ایستگاه هوا شناسی
How many stops are there to ... ?
چند ایستگاه تا ... هست؟
firehouse
U
ایستگاه اتش نشانی
weather stations
U
ایستگاه هوا شناسی
Where is the bus stop?
U
ایستگاه اتوبوس کجاست؟
high power radio station
U
ایستگاه رادیویی بزرگ
way station
U
ایستگاه رله مخابراتی
exposure station
U
ایستگاه عکاسی هوایی
pilot tunnel
U
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
forward air control post
U
ایستگاه کنترل هوایی جلو
Where is the nearest underground station?
U
نزدیکترین ایستگاه مترو کجاست؟
platform
U
سکوی ایستگاه راه آهن
floating mark
U
نقاط ایستگاه برجسته بینی
track
[American E]
U
سکوی ایستگاه راه آهن
high frequency radio station
U
ایستگاه رادیویی فرکانس بالا
How far is the bus stop ?
U
تا ایستگاه اتوبوس چقدرراه است ؟
We rushed ( hurried ) back to the train station.
U
با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
To the railway station
U
به طرف ایستگاه راه آهن
Where's the railway station?
U
ایستگاه راه آهن کجاست؟
service stations
U
ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
service station
U
ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
International Space Station
[ISS]
U
ایستگاه فضایی بین المللی
radio range station
U
ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
relays
U
ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
transit station
U
ایستگاه عبوری راه اهن
relayed
U
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
relayed
U
ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
relay
U
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
relay
U
ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
consolidating station
U
ایستگاه تکمیل کننده بار
central railway station
U
ایستگاه مرکزی راه اهن
station log
U
دفتر وقایع ایستگاه مخابراتی
client based application
U
برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
relays
U
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
serivce station
U
ایستگاه بنزین گیری وتعمیرگاه
Is the next station ... ?
آیا ایستگاه بعدی ... است؟
station bar
U
رستوران ایستگاه راه آهن
uplink
U
خط ارسال از ایستگاه زمینی به ماهواره
body
U
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document
U
اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
bodies
U
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
to pull out
U
از واگن خانه یا ایستگاه بیرون امدن
stuck beacon
U
ایستگاه مرتباگ فریمهای اخطار می فرستد
in the centre near the railway station
U
در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
depots
U
ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
secondary
U
وضعیت موقت ایستگاه دریافت داده
depot
U
ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
outstation
U
ایستگاه خارج از شهر ایستگاههای حومه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com