Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
The bus stop is no distance at all .
U
ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
The bus to ... stops here.
U
اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
bus stops
U
ایستگاه اتوبوس
bus stop
U
ایستگاه اتوبوس
bus bay
U
ایستگاه اتوبوس
bus terminal
U
ایستگاه اتوبوس
Where is the bus stop?
U
ایستگاه اتوبوس کجاست؟
stationed
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
stations
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
station
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
How far is the bus stop ?
U
تا ایستگاه اتوبوس چقدرراه است ؟
It seems I am not welcome (wanted) here.
U
مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
It is pointless for her to come here .
U
موضوع ندارد اینجا بیاید
Which bus do I take to Victoria Station?
U
کدام اتوبوس را برای رفتن به ایستگاه ویکتوریا باید سوار شوم؟
There are not many amusements in this town.
U
دراین شهر تفریحات زیادی وجود ندارد
diskless workstation
U
ایستگاه کاری که درایو دیسکی برای ذخیره داده ندارد
quercetin
U
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
Dont ever come here again.
دیگر هیچوقت پایت را اینجا نگذار.
[اینجا نیا.]
primary
U
وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند
imethod
U
روش ارسال پیام یک طرفه ازیک ایستگاه به ایستگاه دیگر
relateral tell
U
مبادله پیام بین دو ایستگاه بااستفاده از ایستگاه واسطه
dial up
U
استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
string
U
یک سری پیام که از یک ایستگاه به ایستگاه دیگرارسال میشود
aeronautical station
U
ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
transponder
U
تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
He that blows in the dust fills his eyes.
<proverb>
U
کسى که شرم ندارد وجدان هم ندارد.
There is no point in it . It doest make sense . It is meaningless.
U
معنی ندارد ! ( مورد و مناسبت ندارد )
air station
U
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
he is second to none
U
دومی ندارد بالادست ندارد
following distance
U
فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
single space
U
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
point blank range
U
فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
he inherited a large fortune
U
دارایی زیادی بمیراث برد دارایی زیادی به او رسید
interval
U
فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
all weather air station
U
ایستگاه هواشناسی عمومی ایستگاه هواشناسی همه هوایی
spaces
U
فاصله دادن فاصله داشتن
space
U
فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter
U
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alleyways
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
hole
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march
U
راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
go no go
U
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
bussed
U
اتوبوس
omnibuses
U
اتوبوس
bussing
U
اتوبوس
busses
U
اتوبوس
omnibus
U
اتوبوس
busing
U
اتوبوس
Bus line number 8.
U
اتوبوس خط ۸.
a bus
U
اتوبوس
bus
U
اتوبوس
bused
U
اتوبوس
buses
U
اتوبوس
declinating station
U
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
queueing
U
صف اتوبوس و غیره
queued
U
صف اتوبوس و غیره
queue
U
صف اتوبوس و غیره
queues
U
صف اتوبوس و غیره
bus driver
U
راننده اتوبوس
space time
U
اتوبوس فضایی
carfare
U
کرایه اتوبوس
bodies
U
اطاق اتوبوس
trolley buses
U
اتوبوس برقی
trolley bus
U
اتوبوس برقی
to go by bus
U
با اتوبوس رفتن
body
U
اطاق اتوبوس
trolley car
U
اتوبوس برقی
trolleybus
U
اتوبوس برقی
to ride on the bus
U
با اتوبوس رفتن
minibuses
U
اتوبوس کوچک
I drove the bus.
U
من اتوبوس را راندم.
Airbuses
U
اتوبوس هوایی
I went by bus.
U
من با اتوبوس رفتم.
Airbus
U
اتوبوس هوایی
where
U
اینجا
thus far
U
تا اینجا
so far
U
تا اینجا
here
U
در اینجا
hitherto
U
تا اینجا
in this country
<adv.>
U
در اینجا
in these parts
<adv.>
U
در اینجا
hither
U
اینجا
here
U
اینجا
hither
U
به اینجا
to stop the bus
U
جلوی اتوبوس را گرفتن
You can take the bus.
U
شا میتوانید با اتوبوس بروید.
communication cord
U
کلید اضطراریقطار یا اتوبوس
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
passim
U
اینجا وانجا
up and down
U
اینجا وانجا
here and there
U
اینجا انجا
i am a stranger here
U
من اینجا غریبم
We are short of space here .
U
اینجا جا کم داریم
to run for the bus
U
برای گرفتن اتوبوس دویدن
When does the train
[bus]
to ... depart?
U
قطار
[اتوبوس]
به ... کی حرکت می کند؟
double decker
U
اتوبوس دوطبقه
[حمل و نقل]
double-decker bus
[DDB]
U
اتوبوس دوطبقه
[حمل و نقل]
Let us get out of here!
U
برویم از اینجا بیرون!
i do not belong here
U
من اهل اینجا نیستم
isn't he there
U
ایا او اینجا نیست
i had hom there
U
اینجا گیرش اوردم
I am just passing through.
از اینجا عبور میکنم.
Make some room here.
U
یک قدری اینجا جا باز کن
no one is here
U
هیچکس اینجا نیست
At this point of the conversation.
U
صحبت که به اینجا رسید
I am just passing through.
فقط از اینجا میگذرم.
I wI'll get off here.
U
اینجا پیاده می شوم
make oneself scarce
<idiom>
U
دور شو ،از اینجا برو
Out with them!
U
بروند بیرون
[از اینجا]
!
Come here tomorrow .
U
فردا بیا اینجا
hereon
U
در این مورد در اینجا
here lies
U
در اینجا دفن است
i wish to stay here
U
میخواهم اینجا بمانم
We got into the wrong bus .
U
سوار اتوبوس غلطی ( اشتباهی ) شدیم
To pick up a passenger.
U
مسافر سوار کردن ( تاکسی ؟ اتوبوس )
Is there a bus into town?
U
آیا اتوبوس برای شهر هست؟
Is there a bus to the airport?
U
آیا برای فرودگاه اتوبوس هست؟
The bus stopped for fuel
[ to get gas]
.
U
اتوبوس نگه داشت تا بنزین بزند.
Which bus goes to the town centre?
U
کدام اتوبوس به مرکز شهر میرود؟
When is the bus to Pimlico?
U
چه وقت اتوبوس به شهر پیملیکو میرود؟
Do not lean out!
U
به پنجره تکیه ندهید!
[در اتوبوس یا مترو]
Do I have to change busses?
U
آیا باید اتوبوس عوض کنم؟
take away your things
U
اسباب خود را از اینجا ببرید
None of that here. Nothing doing here.
U
اینجا از این خبرها نیست
I dropped in to say hello.
U
آمدم اینجا یک سلامی بکنم
It is extremely hot in here .
U
اینجا بی اندازه گرم است
There is no point in his staying here . His staying here wont serve any purpose.
U
ماندن او در اینجا بی فایده است
what is your business here
U
کار شما اینجا چیست
He promised me to be here at noon .
U
به من قول داد ظهر اینجا با شد
some one must stay here
U
یک کسی باید اینجا بماند
Is there a car wash?
U
آیا اینجا ماشینشویی هست؟
Is there a car wash?
U
آیا اینجا کارواش هست؟
He usually drops by to see me .
U
غالبا" می آید اینجا بدیدن من
I am here on business.
برای کار اینجا آمدم.
I am here on business.
برای تجارت اینجا آمدم.
I am here on holiday.
من برای تعطیلات به اینجا آمدم.
Please sign here.
لطفا اینجا را امضا کنید.
It has been a very enjoyable stay.
در اینجا به من خیلی خوش گذشت.
Left out of one place and driven away from another.
<proverb>
U
از آنجا مانده از اینجا رانده .
i intend to stay here
U
قصد دارم اینجا بمانم
i have come on business
U
کاری دارم اینجا امدم
I've been here for five days.
U
پنج روزه که من اینجا هستم.
He came over here in a mad rush.
U
او
[مرد]
با کله اینجا آمد.
I feel like a fifth wheel.
U
من حس می کنم
[اینجا]
اضافی هستم.
The driver coaxed his bus through the snow.
U
راننده با دقت اتوبوس را از توی برف راند .
I missed the connection.
U
من اتوبوس
[قطار هواپیمای]
رابط را از دست دادم.
to ride on the bus
U
سوار اتوبوس شدن
[برای رفتن به جایی]
May I park there?
U
ممکن است اینجا پارک کنم؟
How long does the train stop here?
U
چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
Just sign here and leave at that .
U
اینجا را امضاء کن ودیگر کارت نباشد
She comes here at least once a week .
U
دست کم هفته ای یکبار اینجا می آید
How long can I park here?
U
چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
How dare he come here .
U
غلط می کند قدم اینجا بگذارد
Could you put us up for the night ?
U
ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟
Can we camp here?
U
آیا اینجا میتوانیم اردو بزنیم؟
I am leaving early in the morning.
من صبح زود اینجا را ترک میکنم.
Can we camp here?
U
آیا اینجا میتوانیم چادر بزنیم؟
I am working here non-stop.
U
یک بند دارم اینجا کار می کنم
His coming here was quite accidental.
U
آمدن اوبه اینجا کاملا" اتفاقی بود
Do you think it advisable to wait here
U
آیا مصلحت هست که اینجا منتظر بمانیم
This is a good residential are ( neighbourhood ) .
U
اینجا محل ( محله ) مسکونی خوبی است
We were afraid lest she should get here too late .
ترسیده بودیم که مبادا دیر اینجا برسد.
This is an ideal spot for picnics .
U
اینجا برای پیک نیک ماه است
hic jacet
U
در اینجا خفته است ه کتیبه روی قبر
No one sent me, I am here on my own account.
U
هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
To alight from a bus(tarin,car).
U
پایین آمدن (پیاده شدن از اتوبوس .قطار و اتو مبیل )
Which bus do I take for the opera?
U
برای رفتن به اپرا کدام اتوبوس را باید سوار شوم؟
Take this luggage to the bus, please.
لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
greatly
U
به زیادی
profuseness
U
زیادی
immoderacy
U
زیادی
undue
U
زیادی
frequentness
U
زیادی
heaviness
U
زیادی
surpluses
U
زیادی
overly
U
زیادی
surplus
U
زیادی
wealth
U
زیادی
infiniteness
U
زیادی
abundance
U
زیادی
excrescential
U
زیادی
immenseness
U
زیادی
muchness
U
زیادی
greatness
U
زیادی
hugeness
U
زیادی
excrescent
U
زیادی
excessiveness
U
زیادی
supervacaneous
U
زیادی
redundance
U
زیادی
intensity
U
زیادی
unduly
U
زیادی
to a large extent
U
تا حد زیادی
excess
U
زیادی
excesses
U
زیادی
immensity
U
زیادی
extremeness
U
زیادی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com