English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 313 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
develop U ایجاد کردن
develops U ایجاد کردن
create U ایجاد کردن
creates U ایجاد کردن
creating U ایجاد کردن
screech U ایجاد کردن
screeched U ایجاد کردن
screeches U ایجاد کردن
screeching U ایجاد کردن
engender U ایجاد کردن
engendered U ایجاد کردن
engendering U ایجاد کردن
engenders U ایجاد کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
service U شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced U شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
graphics U پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
perforation U عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
construct U ایجاد کردن ساخت
constructed U ایجاد کردن ساخت
constructing U ایجاد کردن ساخت
constructs U ایجاد کردن ساخت
document U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document U عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented U عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting U عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
blow U در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
blows U در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
piracy U کپی از چیز تازه ایجاد شده یا کپی کردن کارها
tide U جزرومد ایجاد کردن
dither U ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithered U ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithers U ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
punch U سوراخ ایجاد کردن
punched U سوراخ ایجاد کردن
punches U سوراخ ایجاد کردن
lift U بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifted U بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting U بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts U بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
delay U خیری ایجاد کردن در چیزی
delaying U خیری ایجاد کردن در چیزی
delays U خیری ایجاد کردن در چیزی
speech U صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
speeches U صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
nettle U ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
nettles U ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
mushroom U بسرعت ایجاد کردن
mushroomed U بسرعت ایجاد کردن
mushrooming U بسرعت ایجاد کردن
mushrooms U بسرعت ایجاد کردن
twang U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
deluge U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluged U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
revolutionised U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionize U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionized U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizes U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing U در کشور ایجاد شورش کردن
wham U باتصادم ایجاد صدا کردن
obsess U ایجاد عقده روحی کردن
obsessed U ایجاد عقده روحی کردن
obsesses U ایجاد عقده روحی کردن
obsessing U ایجاد عقده روحی کردن
obstruct U ایجاد مانع کردن
obstructed U ایجاد مانع کردن
obstructing U ایجاد مانع کردن
obstructs U ایجاد مانع کردن
beget U بوجود اوردن ایجاد کردن
begets U بوجود اوردن ایجاد کردن
begetting U بوجود اوردن ایجاد کردن
jingle U جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingled U جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingles U جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingling U جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
algebra U ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
discomfit U ایجاد اشکال کردن
discomfited U ایجاد اشکال کردن
discomfiting U ایجاد اشکال کردن
discomfits U ایجاد اشکال کردن
breach U ایجاد شکاف کردن
breached U ایجاد شکاف کردن
breaches U ایجاد شکاف کردن
stave U شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
preclude U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluded U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precludes U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluding U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
loophole U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
loopholes U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
poop U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
twitter U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitters U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
yowl U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowling U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
tempest U توفان ایجاد کردن
tempests U توفان ایجاد کردن
AT command set U مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
calenture U تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
canalize U ایجاد ابراه کردن
Other Matches
ActiveX U سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
reflate U تورم ایجاد کردن
reflated U تورم ایجاد کردن
To set(create,establish)a precedent. U ایجاد سابقه کردن
put out U منتشرساختن ایجاد کردن
reflating U تورم ایجاد کردن
reflates U تورم ایجاد کردن
inbreed U از یک نژاد ایجاد کردن
set off <idiom> U بالانس ایجاد کردن
reflecterize U ایجاد انعکاس کردن
reflectorize U ایجاد انعکاس کردن
work out U در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
screak U صدای گوشخراش ایجاد کردن
leave a bad taste in one's mouth <idiom> U حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
procreant U وابسته به ایجاد کردن یا زادن
screeck U صدای گوشخراش ایجاد کردن
clunks U این صدا را ایجاد کردن
clunk U این صدا را ایجاد کردن
knock about U سرو صدا ایجاد کردن
strangulate U خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
plash U صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
whish U : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
vesiculate U حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
stipple U با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
counter shed U پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
to upset the applecart <idiom> U مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی [اصطلاح مجازی]
thermal wax transfer printer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal wax U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal transfer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
smoke test U بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
deletion U روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
creating U ایجاد
origination U ایجاد
bridging U ایجاد پل
production U ایجاد
creation U ایجاد
creates U ایجاد
productions U ایجاد
create U ایجاد
generation U ایجاد
construction U ایجاد
authorship U ایجاد
constructions U ایجاد
development U ایجاد
creations U ایجاد
developments U ایجاد
generations U ایجاد
creation date U تاریخ ایجاد
stylization U ایجاد سبک
resonance U ایجاد طنین
isochronism U ایجاد همزمانی
structuralization U ایجاد ساختمان
money creation U ایجاد پول
surging U ایجاد موج
lactation U ایجاد شیر
irruption U ایجاد ناگهانی
housing U ایجاد مسکن
spermatogenesis U ایجاد نطفه
capital creation U ایجاد سرمایه
constructs U ساختن یا ایجاد
construct U ساختن یا ایجاد
polarization U ایجاد دو قطب
originationu U ایجاد ابداع
rake in the money <idiom> U ایجاد تعجب
lacrimation U ایجاد اشک
vacuolation U ایجاد حفره
territorialization U ایجاد ناحیه
originative U ایجاد کننده
causer U ایجاد کننده
resonances U ایجاد طنین
constructing U ساختن یا ایجاد
orogenesis U ایجاد کوه
stimulation U ایجاد محرک
constructed U ساختن یا ایجاد
stockades U ایجاد مانع
pitting U ایجاد حفره
preclusion U ایجاد مانع
obstruction U ایجاد مانع
windowing U ایجاد پنجره
contouring U ایجاد طرح
obstructions U ایجاد مانع
creation of money U ایجاد پول
averaged U ایجاد میانگین
make waves <idiom> U ایجاد دردسر
amount U ایجاد مجموعی از...
average U ایجاد میانگین
furunculosis U ایجاد کورک
scandalization U ایجاد افتضاح
configure U ایجاد پیکربندی
lenticulation U ایجاد عدسی
stockade U ایجاد مانع
wealth creation U ایجاد ثروت
amounts U ایجاد مجموعی از...
amounting U ایجاد مجموعی از...
amounted U ایجاد مجموعی از...
worker U ایجاد کننده
forms U ایجاد یک شکل
formed U ایجاد یک شکل
salivation U ایجاد بزاق
form U ایجاد یک شکل
pupation U ایجاد شفیره
looping U ایجاد حلقه
pustulation U ایجاد جوش
grounding U ایجاد زمین
rainmaking U ایجاد باران
hypnogenesis U ایجاد خواب
spiculation U ایجاد خار
averages U ایجاد میانگین
mythopoeia U ایجاد افسانه
averaging U ایجاد میانگین
system generation U ایجاد سیستم
pick and roll U ایجاد سد و چرخش
rapprochement U ایجاد روابط حسنه
irrupt U ناگهان ایجاد شدن
bleeping U ایجاد صدای اخطار
isochronism U ایجاد تقارن همزمانی
bleeps U ایجاد صدای اخطار
steam heating U ایجاد حرارت با بخار
ruralization U ایجاد زندگی روستایی
allowance method U روش ایجاد ذخیره
strike off U بی زحمت ایجاد شدن
raise eyebrows <idiom> U ایجاد مشکل و زحمت
obstruction box U جعبه ایجاد مانع
schismatism U ایجاد جدایی تفرقه
obstruction method U روش ایجاد مانع
agitation of water surface U ایجاد تلاطم در سطح اب
rowdyism U ایجاد سر وصدا و اشوب
trephine U ایجاد سوراخ بامته
mirrors U ایجاد کپی دقیق
mirror U ایجاد کپی دقیق
holography U ایجاد تصویر لیزری
urtication U ایجاد خارش وسوزش
sentimentalization U ایجاد احساسات وعواطف
modelling U ایجاد مدلهای کامپیوتری
ulceration U ایجاد زخم یا قرحه
goitrogenic U ایجاد کننده گواتر
shock point U نقطه ایجاد زلزله
creative prescription U مرور زمان ایجاد حق
synchronism U ایجاد همزمانی انطباق
positive prescription U مرور زمان ایجاد حق
hydrotaxis U ایجاد واکنش در برابر اب
hypnogenesis U ایجاد خواب هیپنوتیزم
arson U ایجاد حریق عمدی
siliciferous U ایجاد کننده سیلیکون
thallogenous U ایجاد کننده تالیوم
radiogenic U ایجاد شده در اثرتشعشع
swisher U ایجاد کننده صدای فش فش
mirrored U ایجاد کپی دقیق
bleeped U ایجاد صدای اخطار
frontogenesis U ایجاد جبهه واحد
buzzing U ایجاد صدای بلند
buzz U ایجاد صدای بلند
buzzed U ایجاد صدای بلند
buzzes U ایجاد صدای بلند
program development cycle U چرخه ایجاد برنامه
recreative U دوباره ایجاد کننده
bleep U ایجاد صدای اخطار
pro-active U گرایش به ایجاد وقایع
goiterogenic U ایجاد کننده گواتر
pyromania U جنون ایجاد حریق
hi fi U وسایل ایجاد صدا
quietest U عدم ایجاد سر و صدای زیاد
territorialism U ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
lutenize U موجب ایجاد جسم زرد
genesis U پسوند بمعنی ایجاد کننده
activation U کنش ور سازی ایجاد فعالیت
nuptias non concubitus , sedconsensus , U برای ایجاد علقه زوجیت
robotization U ایجاد وسایل خود کار
polytonality U ایجاد چندلحن دران واحد
photogenic U ایجاد شده در اثرنور و روشنایی
neurogenic U ایجاد کننده بافت عصبی
instance U شی ای یا شی تکراری که ایجاد شده اند
instances U شی ای یا شی تکراری که ایجاد شده اند
rift U شکافهای ایجاد شده در سنگ
rifts U شکافهای ایجاد شده در سنگ
berkeley unix U برکلی ایجاد شده است
homogeny U ایجاد جنسی شبیه خود
magneto U دستگاه ایجاد جرقه اتومبیل
terrorism U ایجاد ترس ووحشت در مردم
territoriality U ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
quiet U عدم ایجاد سر و صدای زیاد
integrator U ایجاد کننده ائتلاف یا انضمام
transistors U برای ایجاد تابع منط قی
rounding U ایجاد دید بهتر در گرافیک
cenogenesis U ایجاد میشود نسل جدید
rounding U ایجاد یک حرف با فاهر بهتر
antibiotic U مانع ایجاد لطمه بزندگی
counts U ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
cavitation U ایجاد حبابهای داخل یک مایع
sealing basin U حوضچه ایجاد هوابند ابی
vein U ترک ایجاد شده در سنگها
veins U ترک ایجاد شده در سنگها
antibiotics U مانع ایجاد لطمه بزندگی
transistor U برای ایجاد تابع منط قی
X/OPEN U ول ایجاد سیستمهای باز هستند
thermoelectricity U ایجاد جریان برق در اثرحرارت
casualty agent U عامل ایجاد تلفات و ضایعات
count U ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
hypnogenetic U ایجاد کننده خواب هیپنوتیزم
counted U ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com