English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
discomfit U ایجاد اشکال کردن
discomfited U ایجاد اشکال کردن
discomfiting U ایجاد اشکال کردن
discomfits U ایجاد اشکال کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
glitch U یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitches U یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
debugs U اشکال زدائی کردن
debugs U اشکال زدایی کردن
debugged U اشکال زدایی کردن
To raise difficulties . To creat obstacles. U اشکال تراشی کردن
debugged U اشکال زدائی کردن
debug U اشکال زدائی کردن
debug U اشکال زدایی کردن
smooths U صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest U صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothed U صاف کردن بدون اشکال بودن
smooth U صاف کردن بدون اشکال بودن
bugs U بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bug U بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugging U بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
graph U اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
graphs U اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
filling out U [پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
ActiveX U سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
utility U برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
gadroon U اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
yowl U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precludes U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluding U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowled U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowling U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
preclude U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluded U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
screeched U ایجاد کردن
screeching U ایجاد کردن
screech U ایجاد کردن
screeches U ایجاد کردن
engender U ایجاد کردن
engendered U ایجاد کردن
develops U ایجاد کردن
develop U ایجاد کردن
creating U ایجاد کردن
engenders U ایجاد کردن
engendering U ایجاد کردن
creates U ایجاد کردن
create U ایجاد کردن
mushroom U بسرعت ایجاد کردن
punched U سوراخ ایجاد کردن
breaches U ایجاد شکاف کردن
mushroomed U بسرعت ایجاد کردن
obstructs U ایجاد مانع کردن
inbreed U از یک نژاد ایجاد کردن
reflate U تورم ایجاد کردن
breached U ایجاد شکاف کردن
tempest U توفان ایجاد کردن
mushrooming U بسرعت ایجاد کردن
To set(create,establish)a precedent. U ایجاد سابقه کردن
breach U ایجاد شکاف کردن
reflating U تورم ایجاد کردن
reflates U تورم ایجاد کردن
tempests U توفان ایجاد کردن
reflated U تورم ایجاد کردن
mushrooms U بسرعت ایجاد کردن
obstructing U ایجاد مانع کردن
put out U منتشرساختن ایجاد کردن
reflectorize U ایجاد انعکاس کردن
construct U ایجاد کردن ساخت
set off <idiom> U بالانس ایجاد کردن
constructed U ایجاد کردن ساخت
constructing U ایجاد کردن ساخت
punches U سوراخ ایجاد کردن
canalize U ایجاد ابراه کردن
reflecterize U ایجاد انعکاس کردن
punch U سوراخ ایجاد کردن
tide U جزرومد ایجاد کردن
obstructed U ایجاد مانع کردن
constructs U ایجاد کردن ساخت
obstruct U ایجاد مانع کردن
deluging U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluged U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
delaying U خیری ایجاد کردن در چیزی
delay U خیری ایجاد کردن در چیزی
delays U خیری ایجاد کردن در چیزی
wham U باتصادم ایجاد صدا کردن
clunk U این صدا را ایجاد کردن
work out U در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
obsessing U ایجاد عقده روحی کردن
revolutionizing U در کشور ایجاد شورش کردن
obsesses U ایجاد عقده روحی کردن
revolutionising U در کشور ایجاد شورش کردن
obsessed U ایجاد عقده روحی کردن
revolutionised U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionize U در کشور ایجاد شورش کردن
screak U صدای گوشخراش ایجاد کردن
clunks U این صدا را ایجاد کردن
revolutionized U در کشور ایجاد شورش کردن
obsess U ایجاد عقده روحی کردن
procreant U وابسته به ایجاد کردن یا زادن
screeck U صدای گوشخراش ایجاد کردن
knock about U سرو صدا ایجاد کردن
begetting U بوجود اوردن ایجاد کردن
begets U بوجود اوردن ایجاد کردن
beget U بوجود اوردن ایجاد کردن
revolutionizes U در کشور ایجاد شورش کردن
leave a bad taste in one's mouth <idiom> U حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
twitter U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
blows U در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
blow U در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
twittered U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
loopholes U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
twittering U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
strangulate U خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
loophole U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
plash U صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
nettles U ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
nettle U ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
vesiculate U حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
speeches U صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
speech U صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
whish U : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
twitters U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
stave U شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
calenture U تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
stipple U با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
counter shed U پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
poops U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poop U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
documenting U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
jingle U جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingled U جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingles U جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingling U جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
dead lock U اشکال
bug U اشکال
nodus U اشکال
node U اشکال
worriment U اشکال
spinosity U اشکال
disadvantage U اشکال
drawback U اشکال
drawbacks U اشکال
bugs U اشکال
snaggy U پر اشکال
traverse U اشکال
bugging U اشکال
traversed U اشکال
traverses U اشکال
traversing U اشکال
disadvantages U اشکال
barely U با اشکال
nodes U اشکال
to upset the applecart <idiom> U مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی [اصطلاح مجازی]
lifting U بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift U بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts U بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifted U بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
dithered U ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dither U ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal wax transfer printer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal wax U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal transfer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dithers U ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
debugging U اشکال زدائی
impediments U محظور اشکال
forms of currency U اشکال پول
debugging U اشکال زدایی
baboon U اشکال مضحک
burbling U اشکال بی نظمی
to make difficulties U اشکال تراشیدن
impediment U محظور اشکال
troubleshooting U اشکال یابی
hardness U اشکال سفتی
burbles U اشکال بی نظمی
diversely U به اشکال مختلف
trouble shooting U رفع اشکال
demurrable U اشکال کردنی
debug U اشکال زدایی
debugged U اشکال زدایی
debugger U اشکال یابی
debugs U اشکال زدایی
burble U اشکال بی نظمی
geometrical figures U اشکال هندسی
to tide over a difficulty U اشکال را بر طرف
baboons U اشکال مضحک
burbled U اشکال بی نظمی
i can add rapidly U به اشکال ما افزود
difficulties U اشکال زحمت
debugger U اشکال زدائی
defect description U توضیح اشکال
difficulty U اشکال زحمت
description of error U توضیح اشکال
smooth delivery U تحویل بی اشکال
error description U توضیح اشکال
fault description U توضیح اشکال
nuclide U اشکال اتمی
geometric shapes U اشکال هندسی
To get into difficulties. U دچار اشکال شدن
to create a difficulty U اشکال پیش اوردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com