English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 64 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
warning U اژیر هشدار
warnings U اژیر هشدار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
alarm box U اژیر
tocsin U اژیر
alarmingly U اژیر
alarms U اژیر
alarmed U اژیر
alarm U اژیر
audible alarm U اژیر
tell tale U اژیر
alarmed U هشدار
alarmingly U هشدار
alarms U هشدار
alarm U هشدار
warning U هشدار
warnings U هشدار
alarm U اژیر خطر
alarms U اژیر خطر
alarmingly U اژیر خطر
warning net U شبکه اژیر
alarm push U دکمه اژیر
gas alarm U اژیر گازی
sirens U اژیر دریایی
alarmed U اژیر خطر
siren U اژیر دریایی
alarm calls U فریادهای هشدار
warning cries U فریادهای هشدار
tip (someone) off <idiom> U هشدار دادن
alarm reaction U واکنش هشدار
advisory signal U علامت هشدار
warns U هشدار دادن
warn U هشدار دادن
warned U هشدار دادن
active U اژیر کنشی کاریک
barrel switch U کلید انشعاب اژیر
extention alarm push U جعبه انشعاب اژیر
fire alarms U اژیر اتش نشانی
siren U اژیر حوری مانند
sirens U اژیر حوری مانند
short blast U اژیر کوتاه ناو
sirenic U اژیر حوری مانند
alarm signal U علامت اژیر خطر
fire alarm U اژیر اتش نشانی
alarum U : هشدار اگاهی از خطر
read the riot act <idiom> U به کسی هشدار دادن
alarm U : هشدار اگاهی از خطر
alarms U : هشدار اگاهی از خطر
alarmingly U : هشدار اگاهی از خطر
warning radar U رادار هشدار دهنده
alarmed U : هشدار اگاهی از خطر
alert box U پنجره یا جعبه هشدار
general alarm U اژیر اعلام خطر عمومی
danger signal U اژیر یا بوق اعلام خطر
warning U اعلام خطر کردن هشدار
warnings U اعلام خطر کردن هشدار
foghorn U شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
foghorns U شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
mountee U اژیر مخصوص اماده کردن توپهای ناو
Drive on dimmed headlights ! [Warning to drivers] U با نور پایین حرکت کنید! [هشدار به رانندگان]
He warned he would go on a termless hunger strike. U او [مرد] هشدار داد که اعتصاب غذای بی مدتی خواهد کرد.
fore U فریاد هشدار به نفر جلو زمین در مورد گوی که بسمت اومیرود
action oriented management report U گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
diver's flag U پرچم قرمز با نوار سفید روی قایق برای هشدار به قایقرانان تا از منطقه غواصی دور شوند
signalling U 1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com