Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
southwesterner
U
اهل جنوب غربی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
sou'westers
U
جنوب غربی
south-west
U
جنوب غربی سوی جنوب باختر
south-western
U
جنوب غربی
libecchio
U
باد جنوب غربی
libeccio
U
باد جنوب غربی
south west
U
جنوب باختر جنوب غربی
south western
U
جنوب غربی
southwest
U
واقع در جنوب غربی
southwester
U
باد جنوب غربی
southwester
U
توفان یا تندباد جنوب غربی
southwestern
U
واقع در جنوب غربی
southwestward
U
بسوی جنوب غربی
southwestwards
U
بسوی جنوب غربی
Other Matches
south westerly
U
سوی جنوب غرب یا جنوب باختر
south-east
U
جنوب شرقی سوی جنوب شرق
south east
U
جنوب خاوری جنوب شرقی
westerly
U
غربی
occidental
U
غربی
hesperian
U
غربی
westernizing
U
غربی شدن
westernization
U
غربی شدن
westernizing
U
غربی کردن
northwestwards
U
روبشمال غربی
westernizes
U
غربی شدن
westernizes
U
غربی کردن
north western
U
شمال غربی
western hemisphere
U
نیمکره غربی
east elevation
U
نمای غربی
ind
U
هند غربی
southwest
U
بادجنوب غربی
westernized
U
غربی شدن
to lie east and west
U
شرقی غربی
west country whipping
U
بست غربی
wester
U
باد غربی
wester
U
طوفان غربی
northwestern
U
شمال غربی
westerly
U
باد غربی
westwork
U
بدنه غربی
westernised
U
غربی شدن
westernised
U
غربی کردن
north-westerly
U
شمال غربی
north westerly
U
شمال غربی
Wild West
U
ایالتهای غربی
Western Sahara
U
صحرای غربی
NW
U
شمال غربی
westernmost
U
غربی ترین
north-western
U
شمال غربی
westernises
U
غربی کردن
westernises
U
غربی شدن
westernize
U
غربی شدن
westernized
U
غربی کردن
westernising
U
غربی کردن
westernising
U
غربی شدن
westernize
U
غربی کردن
northwester
U
طوفان شمال غربی
northwester
U
باد شمال غربی
westernizes
U
تمدن غربی را پذیرفتن
first world
U
واقع دراروپای غربی
narthex
U
ایوان غربی کلیسا
Western Samoa
U
کشور ساموآی غربی
westernize
U
تمدن غربی را پذیرفتن
northwestwards
U
بطرف شمال غربی
westernises
U
تمدن غربی را پذیرفتن
turk'shead
U
کاکتوس هند غربی
westernised
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernized
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernising
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernizing
U
تمدن غربی را پذیرفتن
turk's capcactus
U
کاکتوس هند غربی
roaring forties
U
منطقه بادهای غربی
atlantic
U
دریای محیط غربی
south
U
جنوب
south
<adj.>
U
جنوب
piedmont
U
ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
jonah crab
U
خرچنگ بزرگ امریکای غربی
Ivory Coast
U
کرانهی مرکزی و غربی افریقا
westerner
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
western
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
westerners
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
westerns
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
Benin
U
کشور بنین در افریقای غربی
south east
U
در جنوب خاور
south east
U
جنوب شرق
the south pole
U
قطب جنوب
south easterly
U
جنوب خاوری
south eastern
U
جنوب خاوری
soiuthern cross
U
صلیب جنوب
south western
U
جنوب باختری
south eastern
U
جنوب شرقی
south westerly
U
جنوب باختری
south west
U
در جنوب باختر
southland
U
سرزمین جنوب
south west
U
جنوب غرب
south wards
U
بسوی جنوب
lowlander
U
اهل جنوب
southeast
U
جنوب شرقی
southeast
U
جنوب خاوری
soiuth ward
U
بسوی جنوب
Antarctic
U
قطب جنوب
notus
U
باد جنوب
south-east
U
جنوب شرق
south-west
U
جنوب غرب
azimuth
U
نقطه جنوب
southern
U
اهل جنوب
southbound
U
عازم جنوب
southerner
U
اهل جنوب
southerners
U
اهل جنوب
south-eastern
U
جنوب شرقی
southward
U
سوی جنوب
South Pole
U
قطب جنوب
finlander
U
اهل فینلاند ذرشمال غربی روسیه
New World
U
نیمکره غربی یا دنیای جدید امریکا
harmattan
U
بادخشک زمستانی سواحل غربی افریقا
denier
U
نوعی مسکوک در فرانسه و اروپای غربی
Cornish
U
وابسته به کورنوال درجنوب غربی انگلستان
khowar
U
زبان رایج درشمال غربی پاکستان
GIs
U
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
GI
U
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
southeastward
U
در جهت جنوب خاوری
Antarctic
U
مربوط به قطب جنوب
celestial body south pole
U
قطب جنوب عالم
antarctic circle
U
مدار قطب جنوب
southwestwards
U
درجهت جنوب باختری
southwestward
U
درجهت جنوب باختری
southeaster
U
توفان جنوب شرقی
southern
U
جنوبا بطرف جنوب
southeastward
U
بطرف جنوب شرقی
south easterly
U
سوی جنوب خاور
south east
U
سوی جنوب خاور
southernmost
U
در اقصی نقطه جنوب
south west
U
سوی جنوب باختر
in a south easterly direction
U
از جهت جنوب خاور
southeaster
U
باد جنوب شرقی
souithernism
U
رسوم واداب جنوب
st helena
U
جزیره سنت هلن درجنوب غربی افریقا
troy
U
شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
Indian style
U
[سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
soputheasternmost
U
در دورترین نقطه جنوب شرقی
souithernism
U
لغت و اصطلاحات مخصوص جنوب
southeasterner
U
ساکن نواحی جنوب شرقی
their p was toward the south
U
چشم اندازانهابسوی جنوب بود
south wards
U
بطرف جنوب متمایل بجنوب
south
U
بسوی جنوب نیم روز
soiuth ward
U
بطرف جنوب متمایل بجنوب
granger road
U
راه اهنی که ازایالات غربی غله بارکرده میاورد
Nahavand
U
شهر نهاوند
[در شمال غربی ایران نزدیک همدان]
galleta
U
چمن با دوام جنوب امریکا و مکزیکو
royal palm
U
نخل بلند جنوب فلوریدا و کوبا
Makri
[Fethiye]
U
شهر بندری فتیه در جنوب ترکیه
peafowl
U
قوقاول بزرگ صحرایی جنوب اسیا
judea
U
یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
water moccasin
U
مار سمی ابزی جنوب امریکا
aardwolf
U
کفتار بومی جنوب و مشرق افریقا
bahama islands
U
جزایرباهاما واقع درهندغربی و جنوب فلوریدا
zulu
U
اهل ناتال در جنوب افریقا ناتالی
west lndies
U
جزایر هند غربی واقع بین اتازونی و امریکای جنوبی
platypus
U
پستاندار ابزی ومنقاردار و صدفخوار جنوب استرالیا
seato forces
U
نیروهای کشورهای پیمان جنوب شرقی اسیا
ASEAN
U
مخفف همبستگی ملل جنوب شرقی آسیا
Monaco
U
ناحیه " موناکو" واقع در جنوب شرقی فرانسه
wilton
U
نام شهری در جنوب " ویلت شایر" انگلستان
monroe doctrine
U
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
rio treaty
U
پیمان منعقد بین کلیه کشورهای نیمکره غربی به استثناء کانادا
arrdwolf
U
[حیوانی شبیه کفتار بومی جنوب و شرق آفریقا]
razorback
U
خوک نیمه وحشی دورگه جنوب شرقی اتازونی
shout song
U
سرودهای مذهبی خیلی بلندسیاه پوستان جنوب امریکا
joshua tree
U
درخت خنجری یا ابره ادم جنوب شرقی امریکا
c
U
سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
albanega
U
[دیوار لچکی بین قوس نعل اسبی غربی و قاب مستطیل اطراف آن]
western european union
U
ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
Common Market
U
بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
hottentot
U
یکی از انواع بومیهای جنوب افریقا که اندامی کوتاه ورنگ قهوهای مایل به زرددارند
western european union
U
اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
marshall plan
U
طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
nautilus
U
حلزونهای گرمسیری مارپیچی جنوب اقیانوس ساکن و اقیانوس هند
China denies militarizing South China Sea.
U
چین را تکذیب نظامی جنوب دریای چین است.
Alhambra
U
تزئینات الحمرا
[در ساختمان غربی اسپانیا استفاده می شود که شامل مجموعه ای از غرفه های به هم متصل شده با دو حیاط بزرگ در هر گوشه می شود.]
north-west
U
شمال غربی در شمال غرب
northwest
U
شمال غرب شمال غربی
north west
U
شمال غرب شمال غربی
colombo plan
U
طرح ایجاد شده به وسیله وزیران خارجه ملتهای مشترک المنافع بریتانیا در سال 0591 که هدف ان تشریک مساعی درکمک به رشد اقتصادی کشورهای اسیایی جنوب وجنوب شرقی است
Murghi rugs
U
فرش های مرغی
[این طرح در فرش های جنوب ایران بیشتر دیده شده و نمادی از مرغ یا خروس را بصورت شکل هندسی نشان می دهد.]
european unclear a energy agency
U
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
Gabbeh
U
گبه
[با قالیچه های درشت باف و زبر که ریشه عشایری داشته و منسوب به خراسان و جنوب ایران می باشند. طرح های آن ساده و از رنگ های روشن با گره های فارسی و ترکی می باشد.]
karachoph design
U
لچک ترنج کاراچف
[این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
khamseh
U
خمسه
[در جنوب غرب ایران و از پنج قبیله قدیمی ایران تشکیل شده که در گذشته با قبائل دیگر منطقه اتحادیه ای را در مقابل ایل قشقایی بوجود آورده بودند. امروز نقش خمسه بیشتر با طرح بهارلو شناخته می شود.]
Lori Pambak motif
U
ترنج لری
[پامبک، این نام از شهری به همین نام در جنوب شهر تفلیس قزاقستان گرفته شده است. طرح دارای دو بال هشت وجهی بزرگ و دو لوزی کوچک در جهت مخالف بوده و زمان آن را به قرن نوزدهم میلادی نسبت می دهند.]
Khotan rug
U
فرش ختن
[این شهر در جنوب ترکستان چین واقع می باشد و سابقه سیصد ساله در فرش بافی دارد. اکثر لچک های ترنجی را منسوب به این منطقه می دانند و از پودهای پشمی و گاه نخ های زربفت در طرح ها استفاده می شود.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com