English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
plod U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plodded U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plodding U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plods U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fudges U فریفتن اهسته حرکت کردن
fudge U فریفتن اهسته حرکت کردن
fudged U فریفتن اهسته حرکت کردن
fudging U فریفتن اهسته حرکت کردن
paced U باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
paces U باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
pace U باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
zooms U با صدای وزوز حرکت کردن
zoom U با صدای وزوز حرکت کردن
zoomed U با صدای وزوز حرکت کردن
ruffling U صدای طبل اهسته
indistinct noise U صدای اهسته و نامعلوم
ruffle U صدای طبل اهسته
ruffles U صدای طبل اهسته
slow motion picture U تصویر با حرکت اهسته
logged U اهسته وکند شده در حرکت
tautening U تنگ ومحکم کردن یا شدن
tautens U تنگ ومحکم کردن یا شدن
tauten U تنگ ومحکم کردن یا شدن
tautened U تنگ ومحکم کردن یا شدن
sottovoce U صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
chortles U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortle U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
stewed U اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewing U اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stews U اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stew U اهسته جوشانیدن اهسته پختن
cast iron U سخت ومحکم
stern U سخت ومحکم
sterner U سخت ومحکم
sterns U سخت ومحکم
hard and fast U سخت ومحکم
sternest U سخت ومحکم
tap U ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapping U ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped U ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
trickle charge U پر کردن اهسته
slackens U اهسته کردن
slacken U اهسته کردن
slackened U اهسته کردن
slackening U اهسته کردن
to slack up U کم کم اهسته کردن
anneal U نرم کردن فلز به وسیله حرارت دادن و سرد کردن اهسته در کوره
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
gentle U اهسته ملایم کردن
decant U اهسته خالی کردن
decelerated U کندکردن اهسته کردن
slows U اهسته کردن یاشدن
gentler U اهسته ملایم کردن
gentlest U اهسته ملایم کردن
slowest U اهسته کردن یاشدن
decants U اهسته خالی کردن
slowing U اهسته کردن یاشدن
decanted U اهسته خالی کردن
slow U اهسته کردن یاشدن
decanting U اهسته خالی کردن
slowed U اهسته کردن یاشدن
decelerating U کندکردن اهسته کردن
decelerates U کندکردن اهسته کردن
elutriate U اهسته خالی کردن
slower U اهسته کردن یاشدن
decelerate U کندکردن اهسته کردن
melton U نوعی پارچه پشمی نرم ومحکم
retard U عقب انداختن اهسته کردن
coo U اهسته بازمزمه ادا کردن
coos U اهسته بازمزمه ادا کردن
cooing U اهسته بازمزمه ادا کردن
cooed U اهسته بازمزمه ادا کردن
retarding U عقب انداختن اهسته کردن
retards U عقب انداختن اهسته کردن
twanging U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
instils U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instil U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instill U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilling U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilled U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instills U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
parade lap U رژه اهسته دور پیست برای گرم کردن
drawbore U کنگرههای موجود بین کام وزبانه که باهم جفت شده ومحکم میشود
tinkling U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkles U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
honks U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony U صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
ping U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voice U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizers U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voicing U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinging U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizer U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pings U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
contralto U زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contraltos U زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
monophthong U صدای ساده وتنها صدای بسیط
phut U تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
lock U بوسیله قفل بسته ومحکم شدن محبوس شدن
locks U بوسیله قفل بسته ومحکم شدن محبوس شدن
pussyfoot U دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step U رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
drawled U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawling U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawl U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawls U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
swished U صدای فش فش کردن
swishing U صدای فش فش کردن
to blate U مع مع کردن [صدای بز]
swishes U صدای فش فش کردن
swish U صدای فش فش کردن
crepitate U صدای خش خش کردن
plink U صدای دق دق کردن
swoosh U صدای خش خش کردن
skirl U صدای زیر صدای نی انبان
keck U صدای قی کردن دراوردن
whooshed U صدای صفیرایجاد کردن
pinging U صدای غژایجاد کردن
pinged U صدای غژایجاد کردن
ping U صدای غژایجاد کردن
whooshes U صدای صفیرایجاد کردن
bellowed U صدای گاو کردن
bellowed U صدای غرش کردن
pings U صدای غژایجاد کردن
bleat U صدای بزغاله کردن
bellowing U صدای غرش کردن
whoosh U صدای صفیرایجاد کردن
bellowing U صدای گاو کردن
sizzling U صدای هیس کردن
sizzles U صدای هیس کردن
bleats U صدای بزغاله کردن
bleating U صدای بزغاله کردن
bleated U صدای بزغاله کردن
sizzle U صدای هیس کردن
bellow U صدای گاو کردن
whooshing U صدای صفیرایجاد کردن
chirr U صدای ملخ کردن
turn down <idiom> U کم کردن صدای بلند
sizzled U صدای هیس کردن
gee U صدای هی و هین کردن
bellow U صدای غرش کردن
bellowing U صدای شبیه نعره کردن
stridulate U تولید صدای گوشخراش کردن
screeck U صدای گوشخراش ایجاد کردن
squeaking U با صدای جیغ صحبت کردن
squeaks U با صدای جیغ صحبت کردن
squeak U با صدای جیغ صحبت کردن
vociferate U با صدای بلند ادا کردن
screak U صدای گوشخراش ایجاد کردن
bellow U صدای شبیه نعره کردن
bellowed U صدای شبیه نعره کردن
squeaked U با صدای جیغ صحبت کردن
paces U با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
paced U با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
pace U با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
plash U صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
distorts U صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
distort U صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
whish U : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
snuffles U زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
squish U صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
snuffled U زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffle U زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
diphthongize U تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
snuffling U زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snaps U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
booing U صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
booed U صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
crackle U صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
boo U صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
boh U صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
quacks U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quack U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacking U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacked U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
snapping U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snapped U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
To speak in a low voice. U آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
boos U صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
crackles U صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
plegaphonia U گوش کردن صدای سینه هنگام دق خشکنای
crackled U صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
snap U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com