Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
you were then that high
U
ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
theretofore
U
پس از انوقت
yet
U
تا کنون تا انوقت
then
U
در انوقت انوقتی
therefter
U
ازانرو انوقت
so
U
اینقدر
as ... as
<adv.>
U
اینقدر... که
thus much
U
اینقدر
thus far
U
اینقدر
this much
U
اینقدر
so much
U
اینقدر
so far
U
اینقدر
for all
U
تا آنجایی که
[اینقدر که]
Stop complaining.
U
[اینقدر]
نق نزن.
Dont make so much noise.
U
اینقدر سروصدانکن
It cant be all that bad.
U
نه بابا اینقدر هم بد نیست
Stop complaining.
U
[اینقدر]
شکایت نکن.
as little as possible
U
اینقدر کم که امکان پذیر باشد
What's taking so long?
U
چرا اینقدر طول میکشد؟
much as I'd like to
<idiom>
U
با اینکه اینقدر دوست دارم
We were all so anxious about you.
U
ما همه به خاطر تو اینقدر نگران بودیم.
Whatever did he say to make you so angry .
U
مگر چه گفت که اینقدر عصبانی شدی ؟
Get a move on . Expedite it .
U
اینقدر کشش نده ( معطل نکن )
Dont brag about doing this and that .
U
اینقدر نگه فلان وچنان ( بهمان ) می کنم
Enough already!
[American E]
U
دیگه اینقدر حرف نزن!
[اصطلاح روزمره]
We've never had it so good.
<idiom>
U
وضع
[مالی]
ما تا حالا اینقدر خوب نبوده است.
So much for ... !
<idiom>
U
اینقدر از ... بس است !
[برویم سر موضوع یا چیز دیگری]
[اصطلاح روزمره]
So much for that.
<idiom>
U
اینقدر
[کار یا صحبت و غیره ]
کافی است درباره اش.
[اصطلاح روزمره]
to provoke somebody until a row breaks out
<idiom>
U
کسی را اینقدر اذیت کنند که شروع کنند به دعوی و پرخاش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com