English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
horizontal integration U انضمام افقی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
comprising <prep.> U به انضمام
including <prep.> U به انضمام
inclusive of <prep.> U به انضمام
integration U انضمام
annexation U ضمیمه سازی انضمام
adhesion U انضمام قبول عضویت
planed U افقی سطح افق افقی کردن
plane U افقی سطح افق افقی کردن
levelled U تراز سطح افقی افقی کردن
planes U افقی سطح افق افقی کردن
planing U افقی سطح افق افقی کردن
level U تراز سطح افقی افقی کردن
levels U تراز سطح افقی افقی کردن
leveled U تراز سطح افقی افقی کردن
integrator U ایجاد کننده ائتلاف یا انضمام
sliding wedge U گاوه افقی یاکولاس افقی
horizontal U افقی
lateral U افقی
laterad U افقی
horizontal wedge U کولاس افقی
horizontal integration U تمرکز افقی
horizontal mobility U تحرک افقی
horizontal plane U صفحه افقی
transverse plane U صفحه افقی
horizontal taping U مساحی افقی
horizontal section U برش افقی
horizontal pump U پمپ افقی
horizontal loading U کولاس افقی
horizontal integration U ادغام افقی
horizontal hook U قلاب افقی
horizontal scrolling U حرکت افقی
tiers U ردیف افقی
abscissa U بعد افقی
abscissa U محور افقی
cross beam U تیر افقی
cross head U تیر افقی
tier U ردیف افقی
cross hatch U هاشور افقی
cross level U افقی کردن
horizontal boring U سوراخکاری افقی
horizontal candlepower U شمع افقی
horizontal combination U ترکیب افقی
horizontal crossbar U میله افقی
horizontal disparity U ناهمخوانی افقی
horizontal growth U رشد افقی
horizontally U بطور افقی
yardarm U بازوی افقی
putlog or lock U تیر افقی
horizontal polarization U قطبش افقی
rhumb U دایره افقی
transom U الت افقی
transom U وادار افقی
crosscut saw U اره افقی بر
cross-beam U تیر افقی
trunnion U مفصل افقی
trunnion U پاشنه افقی
horizontal U سطح افقی
brise-soleil U پرده افقی
brise-soleil U کرکره افقی
horizontal cornice U رخ بام افقی
plain coordinates U مختصات افقی
jack arch U طاق افقی
straightest U افقی بطورسرراست
ordinate U حور افقی
horizontal wedge U گاوه افقی
straighter U افقی بطورسرراست
landscape orientation U تمایل افقی
straight U افقی بطورسرراست
horizontal stabilizer U مکان افقی ثابت
breastsummer U تیر افقی سردر
vertical loom U دار افقی [قالی]
horizontal social mobility U تحرک افقی اجتماعی
horizontal loom U دار افقی [قالی]
horizontal phase control U تنظیم فاز افقی
advection U جابجایی افقی هوا
horizontal synchronizing U همزمان ساز افقی
common roof U تیرچه افقی خرپا
transverse abduction U دور کردن افقی
crossbars U تیرک افقی دروازه
crossbar U تیرک افقی دروازه
dragon-tie U تیر افقی گوشه ها
horizontal shearing stress U تنش برش افقی
cross level U حباب تراز افقی
X coordinate U مختصات بردار افقی
horizontal loading U بارگیری افقی کشتیها
horizontal labor mobility U تحرک افقی کارگر
mean horizontal candlepower U شمع افقی متوسط
spar U ستون افقی [کشتی]
ridge pole U کش دیرک افقی چادر
roof tree U کش دیرک افقی چادر
lateralrelationship U نسبت در خط افقی از پهلو
laterad U واقع درخط افقی
transom U الت افقی کمرکش
transverse adduction U نزدیک کردن افقی
horizontal arch element U حلقه افقی قوس
horizon system of coordinates U دستگاه مختصات افقی
x axis U بردار افقی گراف
x plates U صفحات انحراف افقی
boom U ستون افقی [کشتی]
cross grinder U شاه تیر افقی
grand pianos U پیانوی بزرگ و افقی
elevator U مکان افقی متحرک
lateral U واقع درخط افقی
elevators U مکان افقی متحرک
surges U حرکات افقی اب دریا
bar U میله افقی در پرش
surge U حرکات افقی اب دریا
surged U حرکات افقی اب دریا
grand piano U پیانوی بزرگ و افقی
bars U میله افقی در پرش
horizontal event numbering U شماره گذاری افقی وقایع
boom U تیر افقی وصل به بادبان
scan U یکی ازخط وط افقی فسفری
booming U تیر افقی وصل به بادبان
scans U یکی ازخط وط افقی فسفری
x axis U محور افقی مختصات یا محورطولها
transit compass U الت سنجش گوشههای افقی
racing dive U شیرجه افقی دراغاز مسابقه
foward speed U همنه سرعت در صفحه افقی
wale U تیر افقی انتخاب کردن
western roll U غلطیدن افقی از روی میله
windowsill U قسمت افقی لبه پنجره
scanned U یکی ازخط وط افقی فسفری
crosspiece U قسمت افقی وعرضی هر چیزی
bars U چوب افقی بالای مانع
adjustment for horizontal-circle image تنظیم افقی مرکز تصویر
chitary jireugi U ضربه مشت موازی یا افقی
yards U بازوی افقی دکل ناو
yard U بازوی افقی دکل ناو
ledgers U تیر افقی جلو چوبست
ledger U تیر افقی جلو چوبست
crossbars U چوب افقی بالای مانع
axis U برای مختصات افقی در گراف
boomed U تیر افقی وصل به بادبان
booms U تیر افقی وصل به بادبان
bar U چوب افقی بالای مانع
horizontal loading U پر کردن مهمات به طور افقی
crossbar U چوب افقی بالای مانع
horizontal tab U حرکت مکان نما به صورت افقی
rows U مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
bail U چوب کوتاه افقی روی پایه
horizontal drilling and milling machine U دستگاه مته کاری و فرزکاری افقی
sliding wedge U تیغه متحرک کولاس گاوهای افقی
trabeated U ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
breast U چوب افقی پایین دار [قالی]
validity U بررسی و افقی بودن داده یا نتیجه
warp beam U چوب افقی بالای دار [قالی]
chimney-mantle U [قسمت افقی پیش بخاری تزئینی]
mid span U مرکزفاصله افقی بین دو پایه متوالی پل
twists U دوران حول محور افقی پیچش
twisting U دوران حول محور افقی پیچش
twist U دوران حول محور افقی پیچش
x amplifier U تقویت کننده با سیستم انحراف افقی
rowed U مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
lateral U افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
x axis U محور افقی روی یک صفحه مختصاتی
trabeation U ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
row U مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
outhaul U طناب وصل کننده بادبان به تیر افقی
advection U حرکت افقی تودهای ازهوا دراثرتغییردرجهء حرارت
planche U وضع افقی بدن ژیمناست روی دستها
adjustable stabilizer U تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
purlin U قسمت افقی روی شاه تیر یاستونها
purline U قسمت افقی روی شاه تیر یا ستونها
orientation U جهت صفحه یا به صورت لبه افقی یا عمودی
bowled U باختن توپزن در نتیجه انداختن میله افقی
high tailed aircraft U هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
side cast U پرتاب نخ ماهیگیری بحالت قوس تقریبا" افقی
treadmills U چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
raster scan graphics U نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی
treadmill U چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
ledger board U تخته افقی روی نرده پلکان یانرده ایوان
spreader U میله افقی که بادبان را از دکل جدا نگاه می دارد
blade flapping U حرکت تیغههای گردنده هلیکوپتر حول لولای افقی
femur U [نمای صاف افقی که میان آن حجاری شده باشد.]
two-dimensional U آرایهای که عناصر افقی و عمودی محل دهی میکند
panning U حرکت افقی داده گرافیکی درعرض یک صفحه نمایش
planimetric U نقشهای که فقط فواصل افقی نقاط رانشان میدهد
potter wheel U صفحه افقی گردنده که کوزه گر گل بران قالب میکند
jetstream U باد تقریبا افقی با سرعت بیش از 08 کیلومتر بر ساعت
scanned U حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
scans U حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
dish rag U حالت افقی بدن ژیمناست درامتداد چوب موازنه
scan U حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
long-and-short work [بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
variation U زاویه افقی بین امتدادمغناطیسی محل و نصف النهارهای جغرافیایی
variations U زاویه افقی بین امتدادمغناطیسی محل و نصف النهارهای جغرافیایی
tipping U در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
tip U در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
topping lift U طناب وصل به دکل برای نگهداری تیر اصلی افقی
landscaping U جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
landscapes U جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
rung U [تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود]
theodolites U دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
horizontal control U کنترل افقی در نقشه برداری اندازه گیری بر دو سمت نقشهای
theodolite U دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
landscape U جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
landscaped U جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
length U تعداد بیتهایی که به صورت افقی روی یک خط صفحه نمایش قرار می گیرند.
frequencies U تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com