Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
multiple integral
U
انتگرال چندگانه
[ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
integrating
U
انتگرال گرفتن انتگرال گیری
integrates
U
انتگرال گرفتن انتگرال گیری
integrate
U
انتگرال گرفتن انتگرال گیری
multiple
U
چندگانه
multiple address
U
با نشانی چندگانه
multiple access
U
دستیابی چندگانه
multiple bond
U
پیوند چندگانه
multiple telegraphy
U
تلگراف چندگانه
multiplex system
U
سیستم چندگانه
multiple capacitor
U
خازن چندگانه
multiple circuit
U
مدار چندگانه
multiple correlation
U
همبستگی چندگانه
multiple images
U
تصاویر چندگانه
multiple moment
U
گشتاور چندگانه
multiple personality
U
شخصیت چندگانه
multiple punch
U
منگنه چندگانه
multiple reinforcement
U
تقویت چندگانه
multiple length
U
با درازی چندگانه
multiple sclerosis
U
فلج چندگانه
multiple star
U
ستاره چندگانه
index of multiple correlation
U
شاخص همبستگی چندگانه
multiple
U
چند فاز چندگانه
multiple landuse
U
استفاده چندگانه زمین
coefficient of multiple correlation
U
ضریب همبستگی چندگانه
combination toolholder
U
ابزار نگهدار چندگانه
multiple access network
U
شبکه با دسترسی چندگانه
multifold
U
چند برابر چندگانه
multisync monitor
U
مونیتور همزمانی چندگانه
double sampling
U
نمونه گیری چندگانه
parallel series
U
مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
multiple series
U
مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
multiprogramming system
U
سیستم برنامه سازی چندگانه
multiaddress
U
چند نشانی ادرس چندگانه
multiple drum winding
U
سیم پیچ استوانهای چندگانه
integral
U
انتگرال
phase integal
U
انتگرال فاز
integral
U
انتگرال
[ریاضی]
integrates
U
انتگرال گرفتن
integrate
U
انتگرال گرفتن
integrating
U
انتگرال گرفتن
double integral
U
انتگرال دوبل
finite integral
U
انتگرال محدود
integration
U
انتگرال گیری
integral action factor
U
ضریب انتگرال
integrator
U
انتگرال گیر
limited integrator
U
انتگرال محدود
line integral
U
انتگرال خطی
surface integral
U
انتگرال سطحی
[ریاضی]
integral calculus
U
محاسبه انتگرال
[ریاضی]
integration by parts
U
انتگرال گیری جز به جز
[فیزیک]
digital integrator
U
انتگرال گیر رقمی
integrable
U
قابل گرفتن انتگرال
double integration method
U
روش انتگرال دوبل
variable of integration
U
متغیر انتگرال
[ریاضی]
Stieltjes integral
U
انتگرال استیلتیس
[ریاضی]
line integral
U
انتگرال خطی
[ریاضی]
curvilinear integral
U
انتگرال خطی
[ریاضی]
integration by parts
U
انتگرال گیری جز به جز
[ریاضی]
calculus
U
حساب دیفرانسیل و انتگرال
[ریاضی]
the integral from a to b of f-of-x with respect to x
U
انتگرال اف ایکس بین آ و ب
[ریاضی]
lower limit
[of the integral]
U
کرانه پائین
[انتگرال]
[ریاضی]
Constant of integration
U
ثابت انتگرال گیری
[ریاضی]
integrated intensity
U
شدت انتگرال گرفته شده
infinitesimal calculus
U
حساب دیفرانسیل و انتگرال
[ریاضی]
upper limit
[of the integral]
U
کرانه بالا
[انتگرال]
[ریاضی]
calculus
[infinitesimal calculus]
U
حساب دیفرانسیل و انتگرال
[ریاضی]
calculus
U
حساب دیفرانسیل و انتگرال جبر
differential
U
نماد متغیر انتگرال گیری
[ریاضی]
wet wing
U
بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
mask design
U
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com