Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
republication
U
انتشار مجدد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dissemination
U
انتشار اخبار انتشار اطلاعات
charge
U
ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charges
U
ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
re endorsement
U
پشت نویسی مجدد فهرنویسی مجدد
regenerating
U
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerates
U
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerated
U
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerate
U
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
dissemination
U
انتشار
report
U
انتشار
reported
U
انتشار
reports
U
انتشار
currencies
U
انتشار
currency
U
انتشار
omission
U
انتشار
irradiation
U
انتشار
effluence
U
انتشار
omissions
U
انتشار
dispersion
U
انتشار
incidence
U
انتشار
effluxion
U
انتشار
issues
U
انتشار
emissions
U
انتشار
emission
U
انتشار
publishment
U
انتشار
broadcast
U
انتشار
broadcasts
U
انتشار
promulgation
U
انتشار
publicity
U
انتشار
issued
U
انتشار
issue
U
انتشار
issuance
U
انتشار
pervasion
U
انتشار
progation
U
انتشار
propagation
U
انتشار
spreading
U
انتشار
publication
U
انتشار
proclamations
U
انتشار
proclamation
U
انتشار
publications
U
انتشار
diffusion
U
انتشار
newsreader
U
انتشار
immission
U
انتشار خارجی
money creation
U
انتشار پول
issued
U
انتشار دادن
light emission
U
انتشار نور
load spread
U
انتشار نیرو
issue
U
انتشار دادن
image speard
U
انتشار تصویر
publishes
U
انتشار دادن
published
U
انتشار دادن
publish
U
انتشار دادن
propagation delay
U
تاخیر انتشار
propagation sequence
U
تسلسل انتشار
propagation sequence
U
مرحله انتشار
circulations
U
انتشار جریان
emissions
U
انتشار امواج
noise
U
انتشار دادن
noises
U
انتشار دادن
emission
U
انتشار امواج
propagandize
U
انتشار دادن
promulgation of the laws
U
انتشار قوانین
propagation constant
U
ثابت انتشار
to bruit abroad
انتشار دادن
sound propagation
U
انتشار صوت
advertise
U
انتشار دادن
thought broadcasting
U
انتشار فکر
velocity of propagation
U
سرعت انتشار
newsworthy
U
قابل انتشار
wave motion
U
انتشار موج
wave propagation
U
انتشار موج
circulation
U
انتشار جریان
diffusion coefficient
U
ضریب انتشار
diffusible
U
قابل انتشار
issues
U
انتشار دادن
antenna pattern
U
انتشار انتن
electronic emission
U
انتشار الکترونها
emissivity
U
قابلیت انتشار
electron emmission
U
انتشار الکترون
diffusion
U
انتشار نور
diffusion
U
انتشار پخش
circulative
U
انتشار دهنده یا یابنده
spreads
U
منتشر شدن انتشار
soundboard
U
عامل انتشار عقاید
rate of flame propagation
U
سرعت انتشار شعله
spread
U
منتشر شدن انتشار
issued
U
انتشار دادن صدور
issues
U
انتشار دادن صدور
conical scanning
U
انتشار مخروطی امواج
conductivity
U
ضریب هدایت یا انتشار
sounding boards
U
عامل انتشار عقاید
issue
U
انتشار دادن صدور
sounding board
U
عامل انتشار عقاید
efflux
U
انتشار بخارج جریان
error propagation
U
انتشار خطا
[ریاضی]
propagate
U
انتشار دادن پخش کردن
promulgating
U
انتشار دادن ترویج کردن
propagates
U
انتشار دادن پخش کردن
promulgates
U
انتشار دادن ترویج کردن
promulgated
U
انتشار دادن ترویج کردن
advertised
U
اعلان کردن انتشار دادن
issuable
U
قابل صدور انتشار دادنی
propagated
U
انتشار دادن پخش کردن
advertises
U
اعلان کردن انتشار دادن
propagating
U
انتشار دادن پخش کردن
promulgate
U
انتشار دادن ترویج کردن
diasy chain
U
انتشار سیگنالها در طول یک گذرگاه
issue
[of something]
[ID card or check]
U
انتشار
[اسکناس]
[اوراق بهادار]
capital stock
U
سهام انتشار نیافته شرکت تضامنی
electroluminescing
U
که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد
emissions
U
انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
histogram
U
نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم
emission
U
انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
whispering campaign
U
انتشار مرتب شایعات علیه رجال و کاندیداها
electroluminescent
U
قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
answers
U
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answered
U
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answer
U
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answering
U
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
beta version
U
گونهای از برنامه کاربردی نرم افزار که تقریباگ آماده انتشار است
copyright
U
حق چاپ و انتشار انحصاری برای مولف اثر یا کسی که این حق را از او به انتقال گرفته است
copyrights
U
حق چاپ و انتشار انحصاری برای مولف اثر یا کسی که این حق را از او به انتقال گرفته است
ultrasonic inspection
U
متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
emitter coupled logic
U
طرح مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از انتشار کنندههای ترانزیستور به عنوان خروجی به سایر مراحل
seconded
U
مجدد
further
U
مجدد
furthering
U
مجدد
furthers
U
مجدد
furthered
U
مجدد
furthermore
U
مجدد
second
U
مجدد
renewed
U
مجدد
seconds
U
مجدد
seconding
U
مجدد
further on
U
مجدد
reflorescence
U
مجدد
beta test
U
گونه دوم از بررسی هایی که روی نرم افزار انجام میشود پیش از آنکه آماده انتشار شود
reconditioning
U
تعمیر مجدد
rededication
U
تقدیم مجدد
rededication
U
اهدا مجدد
recrystallization
U
تبلور مجدد
recoupment
U
کسب مجدد
reconviction
U
محکومیت مجدد
reconversion
U
گرایش مجدد
recreation
U
خلق مجدد
recurrences
U
رویدادن مجدد
reassurance
U
اطمینان مجدد
recurrence
U
رویدادن مجدد
restatements
U
بیان مجدد
restatement
U
بیان مجدد
reexport
U
صادرات مجدد
recreations
U
خلق مجدد
reassurances
U
اطمینان مجدد
reebtry
U
دخول مجدد
reebtry
U
ورود مجدد
recompile
U
کامپایل مجدد
retransmission
U
مخابره مجدد
recaption
U
توقیف مجدد
replenished
U
تدارک مجدد
replenished
U
پرکردن مجدد
replenish
U
تدارک مجدد
replenish
U
پرکردن مجدد
subdivisions
U
تقسیم مجدد
subdivision
U
تقسیم مجدد
remands
U
بازداشت مجدد
remanding
U
بازداشت مجدد
replenishes
U
پرکردن مجدد
replenishes
U
تدارک مجدد
replenishing
U
پرکردن مجدد
reapparition
U
فهور مجدد
reallocation
U
تخصیص مجدد
reactivation
U
فعالیت مجدد
re establishment
U
تاسیس مجدد
re claim
U
تقاضای مجدد
comebacks
U
دستیابی مجدد
re attachment
U
توقیف مجدد
replenishing
U
تدارک مجدد
remanded
U
بازداشت مجدد
reebtry
U
تملک مجدد
reinsurance
U
بیمه مجدد
resale
U
حراج مجدد
reshipment
U
حمل مجدد
resorption
U
مکیدن مجدد
restart
U
شروع مجدد
resupply
U
اماد مجدد
resurvey
U
بررسی مجدد
regelation
U
انجماد مجدد
regeneracy
U
تولید مجدد
resale
U
فروس مجدد
rerun
U
اجرای مجدد
reintegration
U
استقرار مجدد
reinterpretation
U
تفسیر مجدد
remotion
U
حرکت مجدد
renascence
U
زندگی مجدد
renegotiation
U
مذاکره مجدد
reoccur
U
فهور مجدد
reinfection
U
عفونت مجدد
reporduce
U
تولید مجدد
retransmission
U
ارسال مجدد
retread process
U
تعمیر مجدد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com