Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
flat nose plier
U
انبردست قابل تنظیم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
adjustable
U
قابل تنظیم
adjustable channel
مجرای قابل تنظیم
adjustable antenna
آنتن قابل تنظیم
adjustable clamp
گیره قابل تنظیم
variable speed gear drive
U
گیربکس قابل تنظیم
adjustable frame
چهارچوب قابل تنظیم
adjustable catch
دستگیره قابل تنظیم
adjustable lever
U
اهرم قابل تنظیم
adjustable buckle
سگک قابل تنظیم
fluid adjustment screw
پیچگوشتی قابل تنظیم سیال
adjustable stop
U
توقف قابل تنظیم
[مهندسی]
adjustable gib
U
پشت بند قابل تنظیم
pantograph
U
دستگاه رسام قابل تنظیم
adjustable lamp
چراغ مطالعه قابل تنظیم
angular adjustable
قابل تنظیم بطور زاویه ای
adjustable waist tab
نوار دور کمر قابل تنظیم
inductor with adjustable air gap
U
پیچک با فاصله هوائی قابل تنظیم
adjustable double endwrench
آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
adjustable stabilizer
U
تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
kaplan pump
U
نوعی پمپ پروانهای که پرههای چرخ کن قابل تنظیم است
adjustable strap
بند شلوار پیش سینه دار که قابل تنظیم است
soft tooling
U
ابزاری که ابعاد ان معمولا تاحد کمی قابل تنظیم است
nipper
U
انبردست
nippers
U
انبردست
pliers
انبردست
slip joint pliers
نوعی انبردست
plier
U
انبردست
[ابزار]
water pump pliers
[انبردست واترپمپ]
lineman's plier
U
انبردست مسئول خط
eyelet plier
U
انبردست روزنه دار
lead sealing plier
U
انبردست مهر و موم
warm standby
U
وسیله پشتیبان جانبی که قابل تنظیم برای روشن شدن است در یک لحظه کوتاه پس از خرابی سیستم
anti servo tab
U
بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
privilege
U
دستورات کامپیوتری که فقط توسط یک حساب امتیاز دار قابل دستیابی هستند , مثل حذف حساب و دیگر تنظیم کابر جدید یا بررسی کلمه رمز
environment
U
متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environments
U
متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
sight adjustment
U
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station
U
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tune
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
due bill
U
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
tune
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tunes
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting
U
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
pages
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration
U
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
sight alinement
U
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
go no go
U
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay
U
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
adjusting ring
U
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
friendly front end
U
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
U
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality
U
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
calibrated air speed
U
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
presentable
U
قابل نمایش قابل تقدیم
flexile
U
قابل تغییر قابل تطبیق
presentable
U
قابل معرفی قابل ارائه
sensible
U
قابل درک قابل رویت
exigible
U
قابل مطالبه قابل پرداخت
exigible
U
قابل تقاضا قابل ادعا
transferable
U
قابل واگذاری قابل انتقال
achievable
U
قابل وصول قابل تفریق
tenable
U
قابل مدافعه قابل تصرف
presumable
U
قابل استنباط قابل استفاده
observable
U
قابل مشاهده قابل گفتن
bilable
U
قابل رهایی قابل ضمانت
changeable
U
قابل تعویض قابل تبدیل
adducible
U
قابل اضهار قابل ارائه
combustible
U
قابل سوزش قابل تراکم
elastic
U
قابل کش امدن قابل انعطاف
thankworthy
U
قابل تشکر قابل شکر
capacity
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display terminal
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
high burst ranging
U
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
adjustments
U
تنظیم
regularization
U
تنظیم
alignments
U
تنظیم
regulation
U
تنظیم
formulation
U
تنظیم
timing
U
تنظیم
shaping regulating
U
تنظیم
adjustment
تنظیم
set out
U
تنظیم
calibration
U
تنظیم
spreading
U
تنظیم
alignment
U
تنظیم
floatable
U
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
indemonstrable
U
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
irrefrangible
U
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indiscoverable
U
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
inconvertible
U
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
formulated
U
تنظیم کردن
regularizes
U
تنظیم کردن
formulates
U
تنظیم کردن
regularized
U
تنظیم کردن
regularize
U
تنظیم کردن
regularising
U
تنظیم کردن
lineup
U
تنظیم کردن
indicement
U
تنظیم ادعانامه
line regulator
U
تنظیم کننده
regularises
U
تنظیم کردن
variability
U
قابلیت تنظیم
regularizing
U
تنظیم کردن
regulators
U
تنظیم کننده
adjusted
U
تنظیم شده
to put in to shape
U
تنظیم کردن
regulator
U
تنظیم کننده
to make out
U
تنظیم کردن
air adjustment
U
تنظیم هوا
make out
U
تنظیم کردن
tunable
U
تنظیم پذیر
timing
U
تنظیم وقت
formulate
U
تنظیم کردن
family planning
U
تنظیم خانواده
hand regulation
U
تنظیم با دست
to set out
U
تنظیم کردن
regulating
U
تنظیم کردن
regularised
U
تنظیم کردن
focusing control
U
تنظیم تمرکز
fine setting
U
تنظیم میکرومتری
adjusability
U
قابلیت تنظیم
fine setting
U
تنظیم دقیق
framer
U
تنظیم کننده
fine adjustment
U
تنظیم دقیق
initial adjustment
U
تنظیم صفر
frequency tuning
U
تنظیم فرکانس
fine adjustment
U
تنظیم فریف
set screw
U
پیچ تنظیم
rheostat regulation
U
تنظیم با رئوستا
conduction
U
هدایت تنظیم
regulate
U
تنظیم کردن
regulated
U
تنظیم کردن
regulates
U
تنظیم کردن
indictments
U
تنظیم کیفرخواست
jack screw
U
پیچ تنظیم
set up
U
تنظیم کردن
attend
U
تنظیم کردن
attending
U
تنظیم کردن
set the watch
U
تنظیم نگهبانی
attends
U
تنظیم کردن
setting ring
U
حلقه تنظیم
inductive tuning
U
تنظیم پرمئابیلیته
adjustment of rools
U
تنظیم غلطک
levelling screw
U
پیچ تنظیم
depth adjustment
تنظیم عمیق
indictments
U
تنظیم ادعانامه
indictment
U
تنظیم کیفرخواست
adjusting point
U
نقطه تنظیم
trigger control
U
تنظیم با ماشه
rocker gear
U
تنظیم جاروبک
adjustment of fire
U
تنظیم تیر
lay down
U
تنظیم کردن
indictment
U
تنظیم ادعانامه
inductive tuning
U
تنظیم القائی
formulating
U
تنظیم کردن
checked
U
دریچه تنظیم
speed adjustment
U
تنظیم سرعت
carburetor adjustment
U
تنظیم کاربراتور
pilot valve
U
سوپاپ تنظیم
cascade control
U
تنظیم زنجیری
will adjust
U
تنظیم می کنم
check gate
U
دریچه تنظیم
check valve
U
شیر تنظیم
tunes
U
تنظیم کردن
adjust
U
تنظیم کردن
cam type regulation
U
تنظیم بادامکی
regularizer
U
تنظیم کننده
checks
U
دریچه تنظیم
thermoregulation
U
تنظیم دمایی
regulable
U
تنظیم پذیر
thermoregulation
U
تنظیم حرارت
frame
U
تنظیم کردن
spark setting
U
تنظیم جرقه
adjusts
U
تنظیم کردن
redact
U
تنظیم کردن
caliper setting
U
تنظیم پرگار
tune
U
تنظیم کردن
regiments
U
تنظیم کردن
arrangements
U
ترتیب تنظیم
arrangement
U
ترتیب تنظیم
corrector
U
تنظیم کننده
crystal control
U
تنظیم با بلور
purity adjustment
U
تنظیم خلوص
regulation
U
پهنه تنظیم
range of adjustment
U
ناحیه تنظیم
stup string
U
رشته تنظیم
range adjustment
U
تنظیم برد
range adjustment
U
تنظیم مسافت
alignments
U
تنظیم انطباق
alignments
U
صف بندی تنظیم
alignment
U
تنظیم انطباق
alignment
U
صف بندی تنظیم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com