Total search result: 201 (27 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
to store up something U |
انباشتن چیزی برای استفاده در آینده |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Other Matches |
|
 |
via U |
حرکت به سوی چیزی یا استفاده از چیزی برای رسیدن به مقصد |
 |
 |
security blanket <idiom> U |
استفاده از چیزی برای راحتی |
 |
 |
approval U |
توافق برای استفاده از چیزی |
 |
 |
throw one's weight around <idiom> U |
ازنفوذ کسی برای رسیدن به چیزی استفاده کردن |
 |
 |
labeling U |
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس |
 |
 |
labelled U |
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس |
 |
 |
label U |
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس |
 |
 |
labels U |
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس |
 |
 |
published U |
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات . |
 |
 |
publishes U |
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات . |
 |
 |
publish U |
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات . |
 |
 |
how about <idiom> |
برای ارائه پشنهاد یا جویا شدن نظر دیگران در مورد چیزی یا کاری استفاده می شود |
 |
 |
texture mapping U |
1-جلوههای ویژه گرافیک کامپیوتری با استفاده از الگوریتم هایی برای تولید تصویری که مانند سطح چیزی به نظر می آید. |
 |
 |
ex nunc U |
برای آینده |
 |
 |
for the future <adv.> U |
برای آینده |
 |
 |
user freindly U |
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد |
 |
 |
prospect [of something] U |
آینده نگری [چشم انداز] [پیش بینی] چیزی |
 |
 |
Please allow for at least two weeks' notice [to do something] [for something] [prior to something] . U |
درخواست می شود که لطفا دو هفته برای پیشگیری [کار] اعطاء کنید [تا ما ] [برای چیزی] [قبل از چیزی] . |
 |
 |
lay up <idiom> U |
ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده |
 |
 |
wireless network U |
شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند |
 |
 |
I wonder what lies in store for me in the future. U |
من دوست داشتم بدانم که برای من در آینده چه پیش می آید. |
 |
 |
microsoft U |
واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد |
 |
 |
This is important, not only today, but also and especially for the future. U |
این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است. |
 |
 |
electronic U |
1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده |
 |
 |
public U |
آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی |
 |
 |
modifies U |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
 |
 |
modifying U |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
 |
 |
modify U |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
 |
 |
fibres U |
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود |
 |
 |
fiber U |
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود |
 |
 |
fibre U |
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود |
 |
 |
establish U |
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی |
 |
 |
establishes U |
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی |
 |
 |
establishing U |
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی |
 |
 |
These talks are crucial [critical] to the future of the peace process. U |
این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم [حیاتی] هستند. |
 |
 |
vertical U |
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی |
 |
 |
idle U |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
 |
 |
idled U |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
 |
 |
idles U |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
 |
 |
idlest U |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
 |
 |
Tune in next week for another episode of 'Happy Hour'. U |
هفته آینده کانال [تلویزیون] را برای قسمت دیگری از {ساعت شادی} تنظیم کنید. |
 |
 |
archive U |
فایلی که حاوی داده قدیمی است ولی برای مراجعه در آینده نگهداری میشود |
 |
 |
quad U |
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند |
 |
 |
composite demand U |
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی |
 |
 |
quads U |
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند |
 |
 |
to scramble for something U |
هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی] |
 |
 |
We don't know what the world will be like in 20 years, to say nothing of in 100 years. U |
ما نمی دانیم دنیا در ۲۰ سال آینده چه جور تغییر می کند چه برسد به ۱۰۰ سال آینده. |
 |
 |
ieee U |
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود |
 |
 |
changing U |
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر |
 |
 |
changes U |
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر |
 |
 |
change U |
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر |
 |
 |
changed U |
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر |
 |
 |
duplexes U |
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود |
 |
 |
duplex U |
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود |
 |
 |
wimps U |
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند |
 |
 |
PPP U |
که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود |
 |
 |
wimp U |
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند |
 |
 |
Hamming code U |
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود |
 |
 |
c U |
استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع |
 |
 |
doubled U |
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن |
 |
 |
double U |
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن |
 |
 |
open U |
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد |
 |
 |
opens U |
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد |
 |
 |
cat U |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
 |
 |
opened U |
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد |
 |
 |
cats U |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
 |
 |
doubled up U |
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن |
 |
 |
precision U |
استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت |
 |
 |
straight line coding U |
برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر |
 |
 |
executive information system U |
نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت |
 |
 |
multiple U |
استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن |
 |
 |
upward compatible U |
طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند |
 |
 |
upwards compatible U |
طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند |
 |
 |
literacy U |
اصط لاحات مربوطه و قادر بودن برای استفاده از کامپیوتر برای برنامه نویسی و برنامههای کاربردی |
 |
 |
to appreciate something U |
قدر چیزی را دانستن [سپاسگذار بودن] [قدردانی کردن برای چیزی] |
 |
 |
authoring U |
ابزاری که برای توسعه برنامههای کاربردی چند منظوره استفاده می شوند. که شامل دستورات خاص برای کنترل درایو -CD ROM |
 |
 |
universal U |
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود |
 |
 |
feedback U |
اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد |
 |
 |
timed U |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
 |
 |
time U |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
 |
 |
times U |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
 |
 |
paperless U |
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند |
 |
 |
infra red link U |
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد |
 |
 |
c U |
استفاده از سیستم کامپیوتری برای اجازه دادن به کاربران برای ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران |
 |
 |
use [of something] U |
استفاده [از چیزی] |
 |
 |
use U |
استفاده از چیزی |
 |
 |
uses U |
استفاده از چیزی |
 |
 |
indexing U |
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن |
 |
 |
cultivation U |
جلب محبت برای استفاده درکسب اطلاعات دانه پاشیدن تماس برای جلب و به دام انداختن افراد |
 |
 |
scan U |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
 |
 |
scans U |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
 |
 |
scanned U |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
 |
 |
hollerith code U |
سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند |
 |
 |
TCP/IP U |
پروتکل ارسال داده در شبکه ها وسیستمهای ارتباطی . اغلب در شبکههای مبتنی برUnix استفاده میشود این پروتکل برای تمام ارتباط تحت کنترل مرکز استفاده میشود |
 |
 |
shared U |
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ |
 |
 |
share U |
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ |
 |
 |
shares U |
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ |
 |
 |
use U |
روش استفاده از چیزی |
 |
 |
fall out of use <idiom> U |
از چیزی استفاده نکردن |
 |
 |
uses U |
روش استفاده از چیزی |
 |
 |
drive U |
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی |
 |
 |
drives U |
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی |
 |
 |
have dibs on <idiom> U |
درخط استفاده از چیزی بودن |
 |
 |
done with <idiom> U |
تمام کردن استفاده از چیزی |
 |
 |
key |
استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند |
 |
 |
peaking U |
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد |
 |
 |
peaks U |
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد |
 |
 |
lincense or cence U |
مرخص کردن اجازه استفاده از چیزی |
 |
 |
disposable U |
چیزی که پس از استفاده دور انداخته میشود |
 |
 |
peak U |
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد |
 |
 |
direction U |
دستوراتی که نحوه استفاده از چیزی را نشان می دهند |
 |
 |
superseding U |
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است |
 |
 |
shares U |
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر |
 |
 |
share U |
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر |
 |
 |
shared U |
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر |
 |
 |
supersede U |
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است |
 |
 |
supersedes U |
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است |
 |
 |
superseded U |
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است |
 |
 |
extensions U |
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن |
 |
 |
extension U |
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن |
 |
 |
for the benefit of U |
برای استفاده |
 |
 |
What is in it for me ? U |
برای من چه استفاده ای ؟ |
 |
 |
realizing the palette U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realizing U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realized U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realised U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realize U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realizes U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realises U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
realising U |
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم |
 |
 |
flippy U |
دیسک دو لبه که در درایو تک لبه استفاده شود. بنابراین برای خواندن طرف دیگر برای جابجا شود |
 |
 |
resource U |
گرافیکی که مفید هستند یا توسط چیزی استفاده می شوند |
 |
 |
log wood U |
درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.] |
 |
 |
offices U |
مناسب برای استفاده در شرکت |
 |
 |
It's for my personal use. |
برای استفاده شخصی است. |
 |
 |
ready U |
مناسب برای استفاده از یا فروش . |
 |
 |
readying U |
مناسب برای استفاده از یا فروش . |
 |
 |
readied U |
مناسب برای استفاده از یا فروش . |
 |
 |
readies U |
مناسب برای استفاده از یا فروش . |
 |
 |
copy for private use U |
نسخه برای استفاده شخصی |
 |
 |
office U |
مناسب برای استفاده در شرکت |
 |
 |
structure U |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
 |
 |
structures U |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
 |
 |
structuring U |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
 |
 |
cai U |
استفاده از کامپیوتر برای آموزش یک موضوع |
 |
 |
subreption U |
اختفای حقایق برای استفاده خود |
 |
 |
peonage U |
استفاده از غلام برای کارهای بندگی |
 |
 |
turn over <idiom> U |
به کسی برای مراقبت با استفاده سپردن |
 |
 |
white slave U |
استفاده از زن برای فحشاء تجارت ناموس |
 |
 |
cats U |
استفاده از کامپیوتر برای یادگیری یک مهارت |
 |
 |
cat U |
استفاده از کامپیوتر برای یادگیری یک مهارت |
 |
 |
plants U |
ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا |
 |
 |
alternated U |
برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره |
 |
 |
plant U |
ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا |
 |
 |
alternates U |
برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره |
 |
 |
patent U |
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی |
 |
 |
turbo porolog U |
POROLO برای استفاده روی کامپیوتر شخصی |
 |
 |
angary U |
حق کشور متحارب برای استفاده از اموال کشوربیطرف |
 |
 |
registering U |
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود |
 |
 |
patents U |
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی |
 |
 |
bug taper U |
ریسمان مناسب برای استفاده از طعمه زیر اب |
 |
 |
horn socket |
[وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود] |
 |
 |
to pull strings U |
از رابطه ها برای پارتی بازی استفاده کردن |
 |
 |
register U |
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود |
 |
 |
registers U |
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود |
 |
 |
battery U |
استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار |
 |
 |
patenting U |
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی |
 |
 |
eat one's cake and have it too <idiom> U |
هم استفاده کردن وهم برای مبادا نگهداشتن |
 |
 |
alternate U |
برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره |
 |
 |
patented U |
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی |
 |
 |
batteries U |
استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار |
 |
 |
ciphers U |
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند. |
 |
 |
cipher U |
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند. |
 |
 |
cyphers U |
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند. |
 |
 |
electronic U |
استفاده ازکامپیوتر برای انتقال پول از بانک و برعکس |
 |
 |
stationery U |
کاغذی که برای استفاده در چاپگر ساخته شده است |
 |
 |
material U |
مادهای که برای استفاده اتمام محصول به کار می رود |
 |
 |
to take out a patent U |
حق ثبت شده برای استفاده ازاختراعی بدست اوردن |
 |
 |
finite precision numbers U |
استفاده از تعداد بیتهای ثابت برای نمایش اعداد |
 |
 |
steals U |
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز |
 |
 |
monadic operator U |
عملی که از یک عملوند برای تولید نتیجه استفاده میکند |
 |
 |
shuttle bombing U |
بمباران با استفاده از دوپایگاه هوایی برای بمب گیری |
 |
 |
mouse U |
که از mouse و نه صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند |
 |
 |
smoke consumer U |
اسباب استفاده از دود برای مصرف درونی ماشین |
 |
 |
cbt U |
استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش به دانش آموزان |
 |
 |
link route segments U |
راههای مورد استفاده برای حمل بار یکپارچه |
 |
 |
photo finish U |
استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده |
 |
 |
usable U |
آنچه برای معرف قابل استفاده و فراهم است |
 |
 |
scratch file U |
ناحیه کاری که برای کار جاری استفاده میشود |
 |
 |
multiprecision U |
استفاده از بیش از یک کلمه داده برای نمایش اعداد. |
 |
 |
wharfage U |
وجهی که برای استفاده ازبارانداز پرداخت میشود حق باراندازی |
 |
 |
devices U |
لیستی از تقاضاهای کاربران یا برنامه ها برای استفاده از یک وسیله |
 |
 |
device U |
لیستی از تقاضاهای کاربران یا برنامه ها برای استفاده از یک وسیله |
 |
 |
dichotomizing search U |
روش جستجو سریع برای استفاده از لیست داده ها. |
 |
 |
computer literacy U |
دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل |
 |
 |
mainframe computer U |
استفاده از ریز کامپیوترها برای دستیابی به کامپیوتر mainframe |
 |
 |
dedicated U |
برنامه یا تابع یا سیستمی که برای استفاده خاصی است |
 |
 |
c U |
استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش دانش آموزان |
 |
 |
mouses U |
که از mouse و نه صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند |
 |
 |
steal U |
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز |
 |