English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
post property U اموال پادگانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
infrastructures U تاسیسات ثابت پادگانی ساختمانهای پادگانی
community property U اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
presidiary U پادگانی
presidial U پادگانی
garrison flag U پرچم پادگانی
garrison forces U نیروهای پادگانی
post flag U پرچم پادگانی
provost court U دادگاه پادگانی
base shop U تعمیرگاه پادگانی
regional purchase U خرید از داخل منطقه پادگانی
base reserves U ذخایرپادگانی نیروی احتیاط پادگانی
garrison forces U قوای پادگانی کلیه یکانهای مستقردر یک پایگاه یا منطقه یاتاسیسات
tenant U یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
tenants U یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
central pastry kitchen U اشپزخانه ثابت پادگانی اشپزخانه غیر صحرایی
things U اموال
cattles U اموال
chattels U اموال
chattel U اموال منقول
users U انتفاع از اموال
capital assets U اموال سرمایهای
user U انتفاع از اموال
class i property U اموال طبقه 1
personal property U اموال شخصی
installation property U اموال قسمت
post property U اموال پادگان
financial property U اموال پولی
fungible U اموال مثلی
property book U دفتر اموال
distraint U توقیف اموال
distrain U ضبط اموال
property officer U افسر اموال
class ii property U اموال طبقه 2
personalty U اموال شخصی
state property U اموال عمومی
stolen goods U اموال مسروقه
things in action U اموال دینی
tangible property U اموال ملموس
paraphernalia U اموال شخصی زن
things in possession U اموال عینی
tangible property U اموال عینی
assets U مال و اموال
real property U اموال غیرمنقول
property voucher U سند اموال
separate estate U اموال شخصی زن
inventory U صورت اموال
summary court U دادگاه اولیه دادگاه پادگانی
goods and chattels U اموال و دارائیهای منقول
priceable things U اموال یا اشیا قیمتی
contrabanded goods U اموال و اشیا قاچاق
fisc U اموال ضبط شده
fixed property U اموال غیر منقول
property of unknown ownership U اموال مجهول المالک
goods of perishable nature U اموال سریع الفساد
sequestration U حکم توقیف اموال
inventory U فهرست اموال سیاهه
offences against property U جرائم بر علیه اموال
appropriation bill U صورت ضبط اموال
jus disponendi U حق واگذار کردن اموال
article of roup U اموال مورد حراج
real estate broker U دلال اموال غیرمنقول
replaceable thing U اموال یا اشیا مثلی
property officer U افسر ذیحساب اموال
grand larceny U سرقت اموال پرقیمت
jus postliminii U حق وی نسبت به ان اموال محفوظ است
letters of marque U حکم ضبط اموال بیگانگان
safeguards U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
foreign U توقیف اموال مدیون غایب
salvage U اموال نجات یافته از خطر
foreign U توقیف اموال مدیون خارجی
conclearer of stolen goods U مخفی کننده اموال مسروقه
salvaging U اموال نجات یافته از خطر
safeguarded U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguard U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarding U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
salvages U اموال نجات یافته از خطر
salvaged U اموال نجات یافته از خطر
accountable property officer's bond U دفتر افسر ذیحساب اموال
wear and tear U از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
real action U دعوی راجع به اموال غیر منقول
waveson U اموال اب اورده بعد از غرق کشتی
proponents U مقام مسئول اموال یا اجرای کار
proponent U مقام مسئول اموال یا اجرای کار
occupancy U تملک اموال بلا صاحب متصرف
misappropriation of public property U تصرف غیر قانونی در اموال عمومی
angary U حق کشور متحارب برای استفاده از اموال کشوربیطرف
conscription of wealth U مصادره اموال در زمان جنگ به وسیله دولت
property disposition U ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
hotchpot U سرجمع کردن دارایی رویهم ریختن اموال
praemunire U حکم توقیف وضبط اموال یاغیان ومتمردین
ransom U وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
receiver U خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
garnishment U اخطاری که به شخصی که اموال دیگری در ید او توقیف شده است
ransoms U وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
receivers U خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
elegit U حکم توقیف اموال مدیون تا زمان واریز بدهی خود
eminent domain U قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
pounded U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounding U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounds U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pound U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
jus postliminii U هرگاه اموال کسی در جنگ توسط دشمن اخذ و متعاقبا" پس گرفته شود
bill of attainder U لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
receiver U ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
conveyancing U در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
receivers U ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
deeds U در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
deed U در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
real representative U قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
real U ارزش واقعی هر کالا یا خدمت در حالتی که با پول اندازه گیری شود حقوق راجعه به اموال غیرمنقول
condemnations U ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
condemnation U ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
recaption U مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
sumptuary law U قانونی که با منع استفاده از بعضی اموال مصرفی جلو مخارج مصرفی زیاد را می گیرد
equity accounts حساب قسمت ذیحساب حساب های اموال یکان
dediction of way U هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
dedications U اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication U اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
plene administravit U بر این مبنا که اموال متوفی مستغرق دیونش شده است و دیگر چیزی باقی نمانده است
accretion U افزایش بهای اموال افزایش میزان ارث
tail U واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tailed U واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tails U واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
estate by curtesy U در CLقسمتی از اموال زوجه است که پس از فوتش به طریق عمری به زوج به زوج منتقل میشود لیکن به وارث وی نمیرسد
fixed capital U سپرده ثابت اموال ثابت یکان
imprescriptible U وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
self defense U دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com